<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274</id><updated>2011-07-07T16:35:31.738-07:00</updated><title type='text'>جلفا شهر زیبای ایران</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>583</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-2461104575994595478</id><published>2010-07-12T20:52:00.000-07:00</published><updated>2010-07-12T20:54:40.196-07:00</updated><title type='text'>چو ايران نباشد تن من مباد ،   بدين بوم و بر زنده يک تن مباد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;دريغ است ايران که ويران شود ، کنام پلنگان و شيران شود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مگه  میشه به ایران افتخار نکرد؟!!!!!!!!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بهتر بود بپرسی به کجای ایران  افتخار نمی کنی؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به ذره ذره خاک ایران ، به تک تک ایرانیا (به غیر  عرب صفتا ، غرب زده ها ) به اینکه نژادمون آریایی ،اونم آریایی برتر افتخار  می کنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به این افتخار میکنم که هیچگاه بت پرست نبودیم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به  کوروش کبیر ، داریوش بزرگ ، خشایار شاه ، کاوه آهنگر ، آرش کمانگیر ،  سیاوش ، کیومرث ، رستم، زرتشت و...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منشور حقوق بشر ، منشور پارسوماش  ، منشور پرشیا ، منشور شوشیانا ، منشور پاسارگاد ، فروهر همه اینا غرور  آفرینه .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به فردوسی، خیام، حضرت حافظ ، مولانا رومی ، سعدی ،عطار ،  نظامی ، وحشی بافقی ، ارد بزرگ ،ابوعلی سینا ، ابو ریحان بیرونی ، رازی  و...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; به پارسه ، خلیج همیشه فارس ، پاسارگاد ، شهر سوخته(مهر  گنجینه سر به )، چغازنبیل ،  بیستون ، نقش رستم ، تخت سلیمان ، طاق بستان ،  کاخ تیسفون(بزرگترین طاق آجری دنیا)و... افتخار می کنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; به این  افتخار می کنم که  ما ایرانی ها شادترین مردم دنیا بودیم و پدران ما جشن و  پایکوبی رو عبادت می دونستند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کل جهانیان در مقابل بزرگی ایران و  ملتش سرفرود آوردن .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما ایرانی ها همیشه یگانه پرست بودیم .&lt;br /&gt;آیین  مغان&lt;br /&gt;آیین مهرپرستی (میترائیسم){ که هنوزم تو کشورای مختلف طرفدار  داره.}.&lt;br /&gt;دین زردشت&lt;br /&gt;آیین مانی&lt;br /&gt;آیین مزدک&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کورش کبیر :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این  ابر مرد آنقدر والا مقام بوده که در قرآن از او ذکر شده(( ذوالقرنین ))&lt;br /&gt;(16  آیه درباره ی اونازل شده:آیات 82 تا 97 سوره ی کهف ) و در تورات نیز( جایی&lt;br /&gt;او  را مسیح وجایی شبان خداوند و در جایی دیگر عقاب شرق وهم مشورت خداوند )&lt;br /&gt;از  او با احترام خاصی یاد شده است .&lt;br /&gt;در کتب مقدس یهودیان مانند (عزراء-  نحمیاء- اشعیاه وارمیاه ) از کوروش به عنوان&lt;br /&gt;یک آزاده ومنجی یاد شده است  واین احترامی که یهودیان به کوروش دارند به خاطر آن&lt;br /&gt;است که هنگامی که  کوروش بابل را فتح کرد دستور داد تا تمامی یهودیان (تقریباَ000/40)&lt;br /&gt;که  در زمان بخت النصر(نبوکدنصر) پادشاه مقتدر بابل که در هنگام فتح اورشلیم  آنها را به&lt;br /&gt;اسارت گرفته بود، آزاد کنند و کلیه ی اموالی را که بخت  النصر از هیکل سلیمان به غنیمت&lt;br /&gt;گرفته بود مسترد کنند وکوروش کمکهای  بسیاری از نظر مالی و امکانات به یهودیان نمود&lt;br /&gt;تا به اورشلیم برگردند  واونیز دستور بازسازی هیکل سلیمان را داد. کورش نخستین کسی&lt;br /&gt;بود که منشور  حقوق وآزادی بشر را صادر کرد.&lt;br /&gt;در میان شاهان کمتر پادشاهی است که مانند  ((کوروش)) به چنین نیکنامی جهانی رسیده&lt;br /&gt;باشد.&lt;br /&gt;منشور پاسارگاد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیران خویش را گرامی بدارید&lt;br /&gt;برنایان را به  دانایی دلالت کنید&lt;br /&gt;و به یاد آورید&lt;br /&gt;که شریران هم&lt;br /&gt;روزی کودکانی  بی آزار به گهواره بودند.&lt;br /&gt;پس او که به کودکان خشم و تازیانه بگیرد&lt;br /&gt;آینده  آدمیان را آشفته کرده است&lt;br /&gt;پس او که به پندار دیوان درآید&lt;br /&gt;تنها  پلشتی و پتیارگی به بار خواهد آورد&lt;br /&gt;پس مراقب میراث من باشید&lt;br /&gt;بعد از  من توفانهای سهمگینی رخ خواهد داد&lt;br /&gt;من پیشگوی پارسیانم&lt;br /&gt;مراقب میراث  من باشید&lt;br /&gt;چرا که دیوان و درندگان زمان شکوه شما را برباد خواهند داد&lt;br /&gt;خوابهای  شما را آشفته خواهند کرد&lt;br /&gt;خنیاگران را خواهند کشت&lt;br /&gt;ای ملت من&lt;br /&gt;نگاهبان  میراث من باشد&lt;br /&gt;چرا که تیرگی های بزرگ آغاز خواهد شد&lt;br /&gt;و از آیین  آزادگان&lt;br /&gt;هیچ نشانی باز نخواهد ماند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;( کوروش کبیر  منشور  پاسارگاد . کتیبه ی اول)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فردوسی استاد بی همتای شعر و خرد پارسی  و بزرگترین حماسه سرای جهان است. شاهنامه فردوسی به 30 زبان مختلف در دنیا  ترجمه شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نيم نگاهي به تنديسهاي فردوسي در كشورهاي مختلف&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براي  يادبود اين شاعر پر آوازه تنديس هاي زيادي توسط استادان بنام ساخته شده كه  زينت بخش ميادين ، دانشگاهها و موزه ها ي داخل و خارج بوده است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; مهمترين  مجسمه هاي ساخته شده عبارتند از تنديسي كه توسط لرنزي استاد مجسمه ساز  معروف فرانسوي ساخته و در باغ نگارستان در سال 1313 نصب شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همچنين  مجسمه اي كه توسط پارسيان هند به ايران اهدا شد و در تاريخ 10 مهر 1324 در  ميدان فردوسي نصب شد و تا قبل از نصب مجسمه جديد فردوسي ساخته ابوالحسن  صديقي در اين ميدان قرار داشت و اكنون در دانشگاه تهران قرار دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مجسمه  ديگري از فردوسي در شهر دوشنبه تاجيكستان وجود دارد كه تاجيكها پس از  فروپاشي شوروي آن را جايگزين مجسمه لنين كرده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تنديس شاعر  نامدار ايراني فردوسي ، همزمان با هزارمين سال پايان سرودن شاهنامه و در  آستانه روز بزرگداشت فردوسي، در دانشگاه آكسفورد انگليس نصب و رونمايي شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما  تنديس ديگري از فردوسي در ايتاليا قرار دارد كه از جنس سنگ مرمر سفيد به  ارتفاع 185 سانتيمتر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این خاک زر خیز ایران زمین  .................. نبودند جز مردمی پاک دین&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه دینشان مردی و داد  بود .................. کزان کشور آزاد و آباد بود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بزرگی به مردی و  فرهنگ بود .................. گدائی در این بوم و بر ننگ بود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از آن  روز دشمن به ما چیره گشت .................. که ما را روان و خرد تیره گشت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از  آن روز این خانه ویرانه شد .................. که نان آورش مرد بیگانه شد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسوزد  در آتش گرت جان و تن .................. به از بندگی کردن و زیستن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر  مایه زندگانی بندگیست .................. دو سد بار مردن به از زندگیست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محققان  می گویند که حکیم خیام پس از «الکساندر پوشکین» در روسیه به عنوان دومین  سخنور بزرگ مطرح است و كتاب هاي وي بیش از همه منتشر می شوند و بیش از هر  ادیب دیگر علاقه‌مند و متقاضی دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رباعیات خیام امروزه پس از  کتاب مقدس و آثار شکسپیر پر فروش ترین آثار ادبی انگلیسی محسوب می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در  فرانسه در مورد مولانا گفته شد : اگر بخواهید تفاوت اساسی مابین سه نفر  شاعر بزرگ ایرانی یعنی مولوی ، سعدی و حافظ را به صورت تشبیهی در آورید  باید سعدی را چشم شاعر ، حافظ را قلب شاعر و  مولوی را روح او بخوانید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در  سالیان اخیر شاعرانی چون "کولمن بارکس" و "روبرت بلای" ( که هیچکدام فارسی  نمی دانند) توانستند مولوی را در آمریکا بشناسانند و او را بر مسند بلندی  بنشانند که اکنون می بینیم کتاب او پرفروشترین کتاب تاریخ آمریکا طی سالهای  گذشته بوده است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاعران معاصر آمریکایی اکنون غبطه می خورند و  تلاش می کنند دریابند که چگونه یک شاعر فارسی زبان هشتصدساله توانسته است  پرخواننده ترین شاعر در زبان انگلیسی شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;" هدیه عشق" از معروف  ترین آلبوم های موسیقی است که بر مبنای اشعار مولانا ساخته شده است .  "دیپاک چوپرا" روانکاو و نویسنده هندی تبار آمریکایی موفق شد ستاره های ادب  و موسیقی را گردهم آورد و این آلبوم را ضبط کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سال 1865 که  ترجمه گلستان سعدی به قلم فرانسیس گلدوین در آمریکا منتشر شد امرسون مقدمه  جالبی بر آن نوشت و گلستان را  بعنوان یکی از کتابهای مقدس جهان ستود. وی  در خصوص سعدی می گوید او به زبان همه ملل و اقوام عالم سخن می گوید و گفته  های او مانند "هومر" و "شکسپیر" و "سروانت" و "مونتینی" همیشه تازگی دارد.  امرسون معتقد است که دستورهای اخلاقی گلستان قوانین عمومی و بین المللی  است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ارد بزرگ محبوبترین متفکر و اندیشمند ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اندیشمند  میهن پرست کشورمان که سخنان و نظریات او بیشترین استقبال نسل جوان ایران  را به همراه داشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آرمان همان تنها انگيزه زندگي ...&lt;br /&gt;آرمان  همان انرژي و پتانسيل همه عمر...&lt;br /&gt;و چه آرماني بالاتر از درد "ايران "  داشتن...&lt;br /&gt;ايران پاكترين و زيباترين واژه هستي&lt;br /&gt;و قطره اي مي شوم در  امواج سترگ و آسيم سرزمينم ....ايران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شادمانی جزء جدایی ناپذیر  سنت ایرانی است . جشن های بزرگ ملی ، عشق و...&lt;br /&gt;نباید از یاد برد که در  افسانه های قدیمی مردمی، زرتشت هنگام تولد به صدای بلند می خندد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جشن  سده&lt;br /&gt;جشن تیرگان (آبریزان)&lt;br /&gt;عید نوروز&lt;br /&gt;جشن مهرگان&lt;br /&gt;جشن شب یلدا &lt;br /&gt;سیرسور&lt;br /&gt;سپندارمزگان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پنجه(چهارشنبه سوری)&lt;br /&gt;سیزده بدر&lt;br /&gt;جشن  های گاه انبار &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پروکوپیوس مورخ رومی در یادداشتهای روزانه خود  در مورخ 13 بهمن ماه سال 69 شمسی قبل از هجرت میگوید :در این روز نسخه  اصلی تاریخ جنگهایم را به امپراتور دادم واو پس ازمرور کوتاهی بر آن گفت:&lt;br /&gt;هرچند  به سود ما رومیان نیست اما جا داشت می نوشتی ژوستی نین امپراطور روم عقیده  دارد در خون سربازان ایرانی ماده اختصاصی وجود دارد که باعث می شود ترس  نداشته باشند بی باک و مغرور باشند و تسلیم نشوند. هنگام اسارت در برابر  فاتح زانو نزنند و عجز و لابه نکنند من نمی دانم که ایران چه آبی دارد که  بذر نهایت میهن دوستی را در جان مردمش پرورش میده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رسول اکرم می  فرمایید :&lt;br /&gt;« لو کان العلم معلقاً باالثریا لتناوله رجال من الفارس»&lt;br /&gt;«  اگر دانش بر ستاره ی پروین (ثریا) بسته باشد ، ایرانیان بدان دست خواهند  یافت .»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اصل روایت را به این گونه آورده اند:&lt;br /&gt;«از حضرت پیغمبر  (ص) روایت کرده اند، که این آیه شریفه را تلاوت فرمود:&lt;br /&gt;وان تتولوا  یستبدل قوماً «غیر کم». از آن حضرت پرسیدند کدام مردم به جای ما خواهند  بود؟ حضرت دست بر دوش سلمان فارسی نهاده فرمود: این و قوم این (فارسیان=  ایرانیان)، به خدایی که جان من در دست اوست، لوکان العلم...»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اي  خوشا بر من که من ايرانيم                         فارغ از هر جنگ و هر  ويرانيم&lt;br /&gt;جنگ من جنگ خرد باشد عزيز                         من حيا دارم ز  هر شمشير تيز&lt;br /&gt;رسم من رسم وفاداري بود                             کيش  آزادي جهانداري بود&lt;br /&gt;من ز زرتشت و خدايي بوده ام                          بُد ز کورش شاه ايدون دوده ام&lt;br /&gt;من ز افريدون و از جم مانده ام                          نغمه هاي شادي و غم خوانده ام&lt;br /&gt;من همانم که در اين مهد  فرين                        دارم از  يار و عزيزان بهترين&lt;br /&gt;مردمانی از  دیار مهر و نور                                از دیار شادی و عشق و سرور&lt;br /&gt;هم  سخن نیکو و هم کردار نیک                      از اشا گویند و از پندار  نیک&lt;br /&gt;من نه حیوانم نه کافر یا خشوک                      نه به دنبال  حرامی گوشت خوک&lt;br /&gt;بر مسلمان و مسیحی و یهود                        آنکه  نامش بُد ز ایران صد درود&lt;br /&gt;من به این امید و عشقم زنده ام                     در تکاپوی وطن جان داده ام&lt;br /&gt;مهد دلداران شود ایران زمین                           یار زرتشتیم جمله بر یقین&lt;br /&gt;پاينده باد ايران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من  از مردم خودمون که به ایرانی بودنشون افتخار نمی کنن بیزارم  ، من از این  حکومت از اینایی که ایران دارن نابود می کنن متنفرم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من از مردم  خودمون که با جشن های غربیا همزمان تو کشور خودمون جشن می گیرن مثل ولنتاین  (فلسفه شو از خود خارجیا دقیق تر می دونن) اما حتی اسم سپندارمذگان حتی به  گوششونم نخورده حالت تهوع می گیرم&lt;br /&gt;من از این مسوزم  که تو تقویم کشور  خودمون خبری از جشن های خودمون نـــــــــــــــــــی !!!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر  که مهر میهنش در دل نباشد کافر است       این سخن فرموده ی زردتشت پاک و  برتر است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولادت ، شهادت  ، بعثت ، عید فطر-قربان غدیر خم  و...  شده تعطیلی های تقویم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینم رویداد های مهم تقویم ایرانی ها  قیام  خونین 15 خرداد ،پیروزی انقلاب ، همه پرسی تغییر رژیم شاهنشاهی به نظام  جمهوری اسلامی ایران ، تاسیس بنیاد مسکن و افتتاح حساب شماره 100 به فرمان  خمینی ،آغاز محاصره اقتصادی جمهوری اسلامی ایران توسط آمریکا ، افتتاح  اولین دوره مجلس شورای اسلامی ،وفات علامه امینی ،شهادت مظلومانه آیت ا...  حاج سید مصطفی خمینی .تغییر قبله مسلمین از بیت المقدس به مکه و و و ....&lt;br /&gt;فقط  اسم مون ایرانه و الا ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو سد پاره کردند از «کین» تنش&lt;br /&gt;به  خون در کشیدند پیراهنش&lt;br /&gt;اگر آتشی سخت افروختند&lt;br /&gt;همه پیکر پاک وی  سوختند&lt;br /&gt;نگر تا چه کردند این تازیان&lt;br /&gt;به ایران و دانشوران جهان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی  ما هیچ ارزشی به تاریخ خودمون نمی دیم دیگه از این بهتر نمیشه (یاد حرف  ارد بزرگ افتادم).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ارد بزرگ : آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین  خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين شير و خورشيد قشنگ&lt;br /&gt; دارد  بها بيشتر ز جان&lt;br /&gt;اين نشان آريا&lt;br /&gt; اين يادگار کاويان&lt;br /&gt; هر کس به آن  حرمت گذاشت&lt;br /&gt; عشق وطن در سينه کاشت&lt;br /&gt; هر کس به آن مهري نداشت&lt;br /&gt; خود  را به بيگانه گماشت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نخستين گام برای از ميان برداشتن يک ملت ؛  پاک کردن حافظه آن است . بايد کتابهايش را ؛ فرهنگش را ؛ تاريخش را از ميان  برد . بعد بايد کسی را واداشت که کتاب تازه ای بنويسد . فرهنگ تازه ای را  جعل کند و بسازد ؛ تاريخ تازه ای را اختراع کند . کوتاه زمانی بعد ملت آنچه  بوده را فراموش می کند ؛ دنيای اطراف نيز همه چيز را حتی با سرعت بيشتری  فراموش می کند...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فکر کنم دقیقا همین کارها رو با ما انجام دادن  البته خیلی بهتر از این...&lt;br /&gt;خیلی راحت سر مونو بریدن خیلی راحت .&lt;br /&gt;بیـــــــــــــــــــــــــــشـــــــــــــتـــــــــــــــــــــــــــــــر...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینجا  دین من توجیه کثافت کاریه منه    تو یه مجرمیو حکم اسارت دادی به تنت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چی  دوست داری بشنوی از این بشر      خواهر روسری سرت کن که من تحریک نشم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینجا  صف اول نماز پست و مقامه       علم و تجربه رو از بین برده روابط&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینجا  ریش بزار،یقه ببند کارت رو غلتکه                          خنجر و غلاف کن  وارد شو تو محلکه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینجا گفتن حقیقتم جواز ندلره       اون قدر  مشکل داری که واست حواس نزاره   &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;         *   *   *&lt;br /&gt;اینجا  زندگی نمی کنن ، نفس می کشن      طعم خون برادرو از رو حوس میچشن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینجا  مادر بزرگامون قصه نمی گن        آخه بچه ها دیگه ته ِ قصه رسیدن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آخه  تفریحه سالم جوونا سیگاریه       دختر و ز.... زدن از روی بیکاریه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینجا  هرکی میگیره به خودش ژست سرباز                       حتی پرنده هام ندارن  حس پرواز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینجا واسه خودش داره هر کی قبله ای                          کسی فکر تو نیست تا وقتی زنده ای&lt;br /&gt;                         &lt;br /&gt;                                                                                                            (بهرام _اینجا ایرانه )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;      &lt;br /&gt;این  معرفی تنها ، برگی بود از یک جنگل&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ایـــــــــــــــــــــــرانی  بودنو افتخار نکـــــــــــــــردن به خاک وطـــــــــــن؟!!!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماخذ : سایت کوروش کبیر ، مهدی هاشمی&lt;br /&gt;&lt;a href="http://citoz.blogfa.com/post-155.aspx"&gt;http://citoz.blogfa.com/post-155.aspx&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-2461104575994595478?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/2461104575994595478/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/07/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/2461104575994595478'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/2461104575994595478'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/07/blog-post.html' title='چو ايران نباشد تن من مباد ،   بدين بوم و بر زنده يک تن مباد'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-5041365607183378380</id><published>2010-02-20T05:40:00.000-08:00</published><updated>2010-02-20T05:41:29.125-08:00</updated><title type='text'>ناصر خسرو قبادیانی</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" class=" "&gt;&lt;font size="3"&gt;&lt;span lang="AR-SA" #003333="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;ناصر خسرو قبادیانی بسوی باختر ایران روان بود. شبی میهمان  شبانی شد در روستای کوچکی در نزدیکی سنندج.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" class=" "&gt;&lt;span lang="AR-SA" #003333="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;&lt;font size="3"&gt; نیمه‌های شب صدای  فریاد  و ناله شنید. برخاست و از خانه بیرون آمد. صدای فریاد و ناله‌های  دلخراش و سوزناک از بالای کوه به گوش می‌رسید. &lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" class=" "&gt;&lt;font size="3"&gt;&lt;span lang="AR-SA" #003333="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;مبهوت  فریادها و ناله‌ها بود که شبان دست بر شانه‌اش گذاشت و گفت: &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" class=" "&gt;&lt;font size="3"&gt;&lt;span lang="AR-SA" #003333="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;این  صداها از آن مردیست که همسر و فرزند خویش را از دست داده، این مرد پس از  چندی جستجو در غاری بر فراز کوه ماندگار شد هر از گاهی شب‌ها ناله‌هایش را  می‌شنویم. &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" class=" "&gt;&lt;font size="3"&gt;&lt;span lang="AR-SA" #003333="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;چون در بین ما نیست همین فریادها به ما می‌گوید که هنوز زنده  است و از این روی خوشحال می‌شویم که نفس می‌کشد.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" class=" "&gt;&lt;font size="3"&gt;&lt;span lang="AR-SA" #003333="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;ناصر  خسرو گفت: می‌خواهم به پیش آن مرد روم. &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" class=" "&gt;&lt;font size="3"&gt;&lt;span lang="AR-SA" #003333="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;مرد گفت: بگذار  مشعلی بیاورم و او را از شیار کوه بالا برد. &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" class=" "&gt;&lt;font size="3"&gt;&lt;span lang="AR-SA" #003333="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;ناصر خسرو در آستانه  غاری ژرف و در زیر نور مهتاب مردی را دید که بر تخته سنگی نشسته و با دو  دست خویش صورتش را پنهان نموده بود.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="ltr" #003333="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" class=" "&gt;&lt;font size="3"&gt;&lt;span lang="AR-SA" #003333="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;مرد  به آن دو گفت از جان من چه می‌خواهید؟ بگذارید با درد خود بسوزم و بسازم. &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" class=" "&gt;&lt;font size="3"&gt;&lt;span lang="FA" #003333="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" arial="" style=""&gt;ناصر  خسرو گفت: من عاشقم این عشق مرا به سفری طول دراز فرا خوانده، اگر عاشقی  همراه من شو. چون در سفر گمشده خویش را باز یابی. دیدن آدم‌های جدید و  زندگی‌های گوناگون تو را دگرگون خواهد ساخت. در غیر اینصورت این غار و این  کوهستان پیشاپیش قبرستان تو و خاطراتت خواهد بود....&lt;/span&gt;&lt;span lang="FA" serif="" ,="" roman="" new="" times="" style=""&gt; &lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" class=" "&gt;&lt;font size="3"&gt;&lt;span lang="AR-SA" #003333="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" arial="" style=""&gt;چون  پگاه خورشید آسمان را روشن کند براه خواهم افتاد اگر خواستی به خانه شبان  بیا تا با هم رویم.&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" serif="" ,="" roman="" new="" times="" style=""&gt; &lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" class=" "&gt;&lt;font size="3"&gt;&lt;span lang="AR-SA" #003333="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;چون صبح شد آن مرد  همراه ناصرخسرو عازم سفر بود. ......&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" serif="" ,="" roman="" new="" times="" style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" class=" "&gt;&lt;font size="3"&gt;&lt;span lang="AR-SA" #003333="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;سال‌ها  بعد آن مرد همراه با همسری دیگر و دو کودک به دیار خویش بازگشت در حالی که  لبخندی دلنشین بر لب داشت.. &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" class=" "&gt;&lt;font size="3"&gt;&lt;font color="#009933"&gt;&lt;span lang="AR-SA" #0060bf="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;اندیشمند یگانه سرزمینمان ارد بزرگ می‌گوید: &lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr" #0060bf="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;"&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" #0060bf="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;سنگینی یادهای سیاه را&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="ltr" #0060bf="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" #0060bf="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;با تنهایی دو چندان  می‌کنی. به میان آدمیان رو  و  در شادمانی آنها سهیم شو... لبخند آدمیان  اندیشه&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" dir="ltr" #0060bf="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;‎&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" #0060bf="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;های سیاه را کمرنگ و  دلت را گرم خواهد نمود.&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;span dir="ltr" #0060bf="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt; "&lt;/span&gt;&lt;span #003333="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" class=" "&gt;&lt;font size="3"&gt;&lt;span lang="AR-SA" #003333="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;شوریدگان  همواره در سفر هستند و چون خواسته خویش یافتند همانجا کاشانه‌ای بسازند، و  چون دلتنگ شوند به دیار آغازین خویش باز گردند.  &lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" #003333="" color:="" ;="" serif="" ,="" roman="" new="" times="" style=""&gt; &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" class=" "&gt;&lt;font color="#006633"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="ltr" red="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;&lt;font size="3"&gt; &lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" #003333="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" #00b050="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;&lt;font size="3"&gt;باید دنبال شادی ها گشت ، غمها خودشان ما را  پیدا می کنند.(فردریش نیچه)&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" class=" "&gt;&lt;font size="1" color="#006633"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" #00b050="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" class=" "&gt;&lt;font size="1" color="#006633"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" #00b050="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;منبع :&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; line-height: normal; unicode-bidi: embed; direction: rtl;" class=" "&gt;&lt;font color="#006633"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang="AR-SA" #00b050="" color:="" ;="" sans-serif="" ,="" tahoma="" style=""&gt;&lt;font size="3"&gt;&lt;a href="http://manocher.blogsky.com/1388/12/01/post-1/"&gt;&lt;font size="1"&gt;http://manocher.blogsky.com/1388/12/01/post-1&lt;/font&gt;/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-5041365607183378380?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/5041365607183378380/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_8956.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/5041365607183378380'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/5041365607183378380'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_8956.html' title='ناصر خسرو قبادیانی'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-2305938198025514244</id><published>2010-02-20T05:37:00.001-08:00</published><updated>2010-02-20T05:37:34.240-08:00</updated><title type='text'>سخنان بزرگان</title><content type='html'>شباهنگام برای خانواده و نزدیکانت نامه بنویس و در روز برای اربابان و  سرپرستان  .  ارد بزرگ&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; عشق از آنجا که با معشوق پیوند می خورید آغاز می گردد و تا حرکت موزون و هماهنگی روح هایتان امتداد می یابد. هنگامی که جان هایتان یکی می شوند ، آن گاه با تمامی وجود عشق خواهید ورزید.دیگر چیزی بین شما نیست که از جنس عشق نباشد . پیوند مقدس همین است. شور و شعف ، وجد و شادمانی واقعی هم ، این است . باربارا دی آنجلیس&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; عمر آنقدر کوتاه است که نمی‌ارزد آدم حقیر و کوچک بماند. دیزرائیلی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بقیه  در ادامه مطلب......&lt;br /&gt;آنچه والا بودن یک فرد را ثابت می کند کرده های او  نیست چون بیخ و بن آنها معلوم نیست و معانی مختلفی دارند ، والایی در ایمان به هدف و آرمان است . فردریش نیچه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خنده در ورای خود رازها در سینه دارد . ارد  بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای انکه در زندگی دچار لغزش نشوی همواره قلب خود را  پاک نگه دار. کارلایل &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدبختی می تواند به ما بیاموزد که  خوشبخت باشیم. ژول رومن &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بشر در این دنیا بیشتر از همه موجودات مصیبت و عذاب کشیده ، بهترین دلیلش هم این است که در بین تمام آنها فقط او می تواند بخندد . نیچه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فاش  نکردن اسرار مردم دلیل کرامت و بلندی همت است. سقراط &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسیاری  بخاطر برآیند هنجارهای درونی اشان بین نمای سپید  و پاکی در اشتباهند .  ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بهترین سیاست صداقت است. سروانتس &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زمانیکه دانش  یک مرد برای موفقیت کافی است. ولی تقوای او کافی نیست. هر چه را که او ممکن است بدست آورد دوباره از دست خواهد داد . کنفسیوس &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ارزش  پیمان شکن ، باندازه کفن هم نیست .  ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امید جزیی از  خوشبختی است. ژوبر &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حقیقت انکارناپذیر است. بدخواهی ممکن است به آن حمله کند. ممکن است نادانی آن را به استهزا بگیرد. اما سرانجام حقیقت پایدار خواهد بود. سر وینستون چرچیل &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موفقیت  به همان اندازه شکست خطرناک است . لائو تزو &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر کسی یکبار  به تو خیانت کرد ، این اشتباه اوست . اگر کسی دوبار به تو خیانت کرد ، این  اشتباه توست . دالایی لاما &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تنها آغاز ها را باید جشن گرفت  چرا که شیره جهان در رشد و زایندگیست . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیروز  تاریخ است . فردا راز است . امروز یک هدیه است . دالایی لاما &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر کجا  که هستی ، هر کجا خودت را یافتی ، از هر آنچه که داری لذت ببر ، به تمامی لذت ببر . هر جا که هستی و از هر چه که در دسترس است ، احساس سپاس و نیایش داشته باش . دالایی لاما &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانش را می آموزی اما خرد ،  برآیند اندیشه و آموخته های ماست . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;غضب ،  نابیناترین ، شدیدترین و زشت ترین ناصحان است . دسه گور &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چراغ  مایه دفع تاریکی است ، بدی جوهر تاریکی در زندگی آدمی است ، که از آن دوری  باید جست .فردوسی خردمند &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانش آموزان جوانه های برخواسته  از وجود آموزگاران اند که با آسمانها می آمیزند و ریشه گاهشان همان خاک پر  ارزش است . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنکه تخم بدی را می فشاند ، بدون شک  همه محصول آن را درو می کند . دموستن &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عمری را تلف کردم تا  بفهمم فهمیدن همه چیز لازم نیست . رنه کوتی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه در انسان  بزرگ است این است که او پل است نه غایت . فردریش نیچه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اندیشمندانی  همواره نا آشنا می مانند که راه سخن گفتن با مردم خویش را نمی دانند . ارد  بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طول کشیدن معالجه را دو سبب خواهد بود : نادانی پزشک ،  یا نافرمانی بیمار . زکریای رازی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو گوش داریم و فقط یک  زبان، برای اینکه بیشتر بشنویم و کمتر بگوییم . دیوژن &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فریادهای  دردناک و ستمدیده ، شمشیرهایست که هر آن به گونه ایی انتقام می گیرند .  ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهم نیست کجا متولّد شدم و چگونه و کجا زندگی کرده  ام. مهم این است که در آنجا که بوده ام چگونه رفتاری داشته ام . جوجیا  اوکیف &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شور و هیجان داشته باش ، اما هرگز عقل و منطق را  کنار مگذار . لخ والسا &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گذشت زمان آدمی را پیر نمی سازد،  بلکه ترک آرمانها و کمال مطلوبهاست که ما را فرتوت و افتاده می کند .  دوگلاس مک آرتور &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوشبختی مانند پروانه ای است ، اگر او را  دنبال کنید از شما فرار می کند ولی اگر آرام بنشینید روی سر شما خواهد نشست  . داوید هیوم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیوندمان را با یاد آوری سرشت نیکمان  نیرومندتر سازیم . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن که بر فراز بلندترین کوه  رفته باشد ؛ خنده می زند بر همهء نمایش های غمناک و جدی بودن های غمناک .  فردریش نیچه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ادمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشگل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند . مونتسکیو &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوشبختی، فاصله ی این بدختی  تا بدبختی بعدی است . چارلی چاپلین &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من اگر در بهشت باشم  ولی به من بگویند تو حق نداری جهنم را به این بهشت ترجیح بدهی از آن بهشت  بیرون می روم . ژان روستان &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر آرمان برایمان هویدا باشد  ابزار های رسیدن به آن را خیلی زود خواهیم یافت . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این  جهان سراسر افسانه است جز نیکی و بدی چیزی باقی نیست . فردوسی خردمند &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اشتغال  به هر کاری بهتر از تنبلی و بیکاری است . اسمایلز &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زن ها  جنگ ها را شروع می کنند و مردها آن ها را ادامه می دهند . ارنست همینگوی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک  مادر خوب به صد استاد و آموزگار می ارزد. ژرژ هربرت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تنها  آرمانهای بزرگ است که  به ما بینشی فرا دنیوی می دهد . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا  بدبختی را نشناسیم هیچوقت راه بدست آوردن و نگه داشتن خوشبختی را یاد نمی  گیریم . داوید وایت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم ، اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم ، احتیاج به جوانی دارم . ژوبرت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عشق  همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری  روزافزون می گردد . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن اندیشه هایی را دوست دارم  که با خون نوشته شده باشند &lt;br /&gt;آدمی بهر تنها زیستن می باید یا حیوان باشد یا خدا. ارسطو می گوید: انگارهء سومی نیز هست بودن یکجای هر دوی آنان ... آن هم فیلسوف وار ..حقایق همه ساده اند. این نه مگر دروغی است دو چندان که آن را بر ساخته اند؟ . فردریش نیچه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش هم دوست واقعی  باشد . امرسون &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کسی که سعی می کند بطرف هدف نهایی قدم بردارد مانند مسافری است که شب هنگام از کوه بالا می رود زمانی که به قله آن رسید چندان به ستارگان نزدیک نیست اما آنها را بهتر می بیند. تانری &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدمی به خاطر نیاز به مراقبت و  کمک دیگران با آنها ارتباط برقرارمی کند . فردریش نیچه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دشواری  ، به هدف ما ارزش می بخشد . دشواری بیشتر ، ارزش فزونتر . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هیچ  چیز عوض نمی شود ! شما دیدتان را عوض کنید رمز کار این است . کالوس  کاستاندا &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من با عشق به تو تنها به میعادگاهم می آیم ، اما این من ، در ظلمت کیست کنار می آیم تا از او دوری کنم ، اما نمی توانم از او بگریزم ، او وجود کوچک خود من است ، آقا و سرور من . حیا و شرمندگی نمی شناسد و شرمنده ام که همراه با او به درگاه تو آمده ام . رابیندرانات تاگور &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کتاب  زندگی گذشتگان ، جان تاریک را روشنی می بخشد . فردوسی خردمند &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نماز  عشق ترتیبی ندارد چرا که با نخستین سر بر خاک گذاردن ، دیگر برخواستنی  نیست . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوصد گفته چون نیم کردار نیست . ضرب المثل  فارسی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدا را شکر کنید که نعمات و موهبت هایش به علت بینش  محدود ما متوقف نمی شود . کاترین پندر &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای هر کس زمان  معینی وجود دارد که قابل انتقال نیست . کلود مونه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گاهی هدف  خود ، سد دید آدمیست باید دور شد و آنگاه برگشت چه درخشان هویداست .  ارد  بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنرمند، اشیا را با خورشیدی روشن می کند که از آن  طبیعت نیست . دیده رو &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پول با شادمانی کم داخل کیسه می شود  ولی با غم زیاد از ان خارج می گردد . مولیر &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردمان توانمند در میان جشن و بزم  نیستند . آنها در هر دم به آرمانی بزرگتر می اندیشند  و برای رسیدن به آن  در حال پیکارند . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوستان  برای نخجیر دشمنان چون تیر و پیکان اند. بزرگمهر &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تختخواب  خطرناکترین جای دنیاست، چون صدی نود مردم در آن می‌میرند . مارک تواین &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عشق  چنان شیفتگی در نهان خود دارد که سخت ترین دلها نیز ، گاهی هوس شنا در آن  را می کنند . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شوهر داروئی است که تمام دردهای  دخترانرا علاج می کند . مولیر &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است . نادر شاه افشار &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مستمند کسی است ، که  دشواری و سختی ندیده باشد . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک ابله تحصیل کرده از  یک ابله بی سواد ابله تر است. مولیر &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر به قلبت گوش کنی و  مغزت را به کار اندازی، هیچ وقت اشتباه نمی کنی. برادلی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تمنای  واپسین آدمی ، شناور شدن در بسامدهای گیتی است .  ارد بزرگ&lt;br /&gt;بسامدها :  امواج&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اراده انسانی ، در پهلوی مقدرات او ایستاده و چرخ  تکامل او را اداره می کند . فیثاغورث &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در شگفتم که سلام  آغاز هر دیداری است ولی در نماز پایان است. شاید بدین معناست که پایان نماز  آغاز دیدار است. علی شریعتی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امید دارویی است که شفا نمی  دهد ، اما درد را قابل تحمل می کند . مارسل آشار &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مال ،  زنبوری است که اگر از نگه داری آن آگاه باشید عسل می دهد وگرنه نیش می زند و  پرواز می کند . مارون &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بکار گیری آشنایان در یک گردونه  کاری برآیندی جز سرنگونی زود هنگام سرپرست آن گردونه را به دنبال نخواهد  داشت .  ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاهنامه فردوسی خردمند ، راهنمای من در  طول زندگی بوده است . نادر شاه افشار &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر به انسان ها شخصیت و فرصت ابراز عقیده بدهید، پاداش و امکان مشارکت بدهید، رشد خواهند کرد و اندیشه های ناب خود را بیرون خواهند ریخت . رابرت اسلاتر &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اهل سیاست پاسخگو هستند ! البته تنها به پرسشهایی که دوست  دارند ! . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رقابت تا زمانی پسندیده است که کار را  به حسادت نکشاند. رنه دکارت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فراموش نکنیم که ما به سخنان  یک طرف دعوا گوش کرده ایم آخر کتابهای اسمانی را خدا نازل کرده . سامیوئل  باتلر &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خودت باش شاید بدترین پندی باشد که به بعضی ها می  توان داد . تام سامسون &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابله همیشه به دنبال بزرگ تر از خود  می گردد ، که او را تحسین کند. بوالو &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نگاه مردان کهن  ایستا نیست آنها دورانهای آینده را نیز به خوبی می بینند . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معنی  زندگی را در قدرت باید جستجو کرد ، هرلحظه از زندگی، ما باید هدف عالیتری  داشته باشیم . ماکسیم گورکی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افسوس ... یگانه سؤالی که  هیچکس نمی تواند پاسخی به آن بدهد این است ؛ سعادت چیست ؟ . برادلی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردان  و زنان کهن در راه رسیدن به هدف ، یک آن هم نمی ایستند . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در غرب  دلبستگی ما به موفقیت باعث سست شدن ما در خطر کردن می شود. آنچه از این خطر کردن می آموزیم به آن موفقیت می ارزد. و این ترس از شکست است که تعیین می کند که بیاموزیم یا نه؟ . پارکر پالمر &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خطا فرصتی  است که هوشمندانه تر باشیم . هنری فورد &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برآزندگان گرما  بخشند ، سخن و گفتار آنان راه روشن آیندگان است . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر  چه شما را نمی کشد شما را قوی تر می کند . مارلون براندو &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاکدامنی  و استفامت از تمام پیمانها و سوگند ها محکمتر است . مادام نکر &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من هفتصد  بار اشتباه نکردم. من یک بار اشتباه نکردم من زمانی موفق شدم که هفتصد راهی را که موفقیت آمیز نبود اصلاح کردم. هر گاه راهی را که عمل نمی کرد حذف کردم راهی را پیدا کردم که کار می کرد . توماس ادیسون &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرمانروا  اندیشه خویش را درگیر رخدادهای کوچک نمی کند . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر گاه خبر های بد را به عنوان یک نیاز به تغییر و نه یک خبر منفی پذیرفتید شما از آن شکست نخورده اید بلکه از آن چیزهای تازه آموخته اید . بیل گیتس &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید راهی  جست در تاریکی شبهای عصیان زده سرزمینم همیشه به دنبال نوری بودم نوری برای رهایی سرزمینم از چنگال اجنبیان ، چه بلای دهشتناکی است که ببینی همه جان و مال و ناموست در اختیار اجنبی قرار گرفته و دستانت بسته است نمی توانی کاری کنی اما همه وجودت برای رهایی در تکاپوست تو می توانی این تنها نیروی است که از اعماق و جودت فریاد می زند تو می توانی جراحت ها را التیام بخشی و اینگونه بود که پا بر رکاب اسب نهادم به امید سرفرازی ملتی بزرگ . نادر شاه افشار &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرمانروایی که نتواند جلوی  بیداد بزهکاران و چپاولگران را بگیرد شایستگی گرداندن کشور را ندارد . ارد  بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خط مستقیم نه تنها در هندسه ، بلکه در اخلاقیات هم  کوتاهترین راه است . راحل &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انسان فرزند کار و زحمت خویش است  . داروین &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شجاعت حقیقی ،موفق شدن بر شداید زندگی است .  ناپلئون &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه هستید شما را بهتر معرفی می کنید تا آنچه می  گویید. بزرگمهر &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انتخابات مکان شعبده بازی دیوان سالاران  نیست ! . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انسان فرزند کار و زحمت خویش است .  داروین &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بخشندگی،انتشار بوی خوش بنفشه بر ته کفشی است که  لگدمالش کرده است . مارک تواین &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زندگی ات را قربانی چیزی  مکن،همه چیز را قربانی زندگیت کن . اشو &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دودمانی که بزرگان و  ریش سفیدانش خوار باشند ، به کالبد بی جانی ماند که خوراک جانوران دیگر  شود . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از اشتباهات خود شرمنده نشوید و آن را جرم  ندانید . کنفسیوس &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در حقیقت موفقیت حاصل یک درصد کار است که  خود از 99 در صد خطا حاصل شده است . سوشیرو هوندا &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انتخابات  پرشگاه سیاسیون برای رسیدن به دستگاه دیوانی نیست اینجا خواست توده آدمیان  برای درمان ناراستی هاست . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رهنومد های مشخص  بطلبید تا کامیاب گردید . اسکاول شین &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چه غصه هایی بخاطر  اتفاقات بدی که هرگز در زندگی ام پیش نیامد خوردم . میکل آنژ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرگز  نمی توان با آدمهای کوچک کارهای بزرگ انجام داد . سیسرون &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با  داشتن اراده قوی مالک همه چیز هستید . گوته &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گِره های که  به هزار نامه دادگستری باز نمی شود ، به یک نگاه و یا ندای ریش سفیدی گشاده  می گردد . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اراده قویست که به همه قوای دیگر  حکمرانی می کند . بشرطیکه ما آنرا با قوه عقل هموار سازیم . دوفون &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اختلاف نظر  وقتی خوشایند می گردد که دو طرف به منظور کشف حقیقت ، دوستانه به جر و بحث بپردازند . مناظره وقتی شکنجه آور است که یک طرف سعی کند به زور حرف خود را به کرسی بنشاند . ف – و – رابرتن &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انتخابات نیاز به  هنجاری خردمندانه دارد خردی که باور همه نخبگان آزاد اندیش کشور باشد . ارد  بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آرزو ریشه حیات ماست . اگرچه ای ریشه حیات ما را به  تدریج می سوزاند . ولی همین ریشه مایه زندگی است . نیچه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر خوب  دقت کنید موضوع راز قدرت نیات ما تنها باید چشمهایمان راخوب با کنیم و نگاه کنیم می توانید مصداق قانون جاذبه را ببینید بیشتر ازبیمار حرف می زند خودش بیمار است بیشتر از ثروت حرف می زند ثروتمند است درواقع تمام چیزهایی شما تجربه می کنید . جان دمارتینی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر اقدام بزرگی  ابتدا محال به نظر می رسد . کارلایل &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ریش سفید داراترین به  اندیشه است نه به دارایی و اندوخته . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایده ها الگوهای ازلی ای هستند که در قلمرو ذاتها یا هستی های حقیقی وجود دارند که آدمیان تنها هنگامی که خود را از توجه به جزئیات ، در اینجا و اکنون (مکان و زمان) فارغ سازند وارد آن قلمرو می شوند . شوپنهاور &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فعالیت  تازه و جاندار تنها راه غلبه بر فلاکت است . گوته &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنگاه که آدمی (( چرایی / غایت چیست )) زندگی خویش را می شناسد ؛ آنگاه است که او از هر (( چگونه ؟ )) آسوده خاطر می شود. آدمی مشتاق نیکبختی نیست ؛ تنها انگلیسی چنین است . فردریش نیچه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابلهان در سرزمین های کوچک همواره سنگ کشورهای بزرگ را به سینه می زنند و هم میهنان خویش را تشویق به بخشش میهن و ناموس خود می کنند . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تجربه  به معلم سختگیری است . او اول امتحان میکند و بعد درس می دهد . کارایل &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرنوشت  خود را با افکار تعیین کنید. کارایل &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ادب با پول ، دانش و  آموزش بدست نمی آید ادب دارای ریشه است ریشه ایی به بلندای تاریخ . ارد  بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخن گفتن یک نوع احتیاج است ولی گوش دادن هنر . گوته &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دهان  زشتگوی را باید با خاموشی وقار بست . فرانسیس بیکن &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بخشندگان  فرمانروایان بی تاج و تخت میانه مردمند . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شما  نمیتوانید با قصد انجام یک کار به شهرت برسید . هنری فورد &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افعی  مهیب را دسته ای مورچه از پای درمیآورند. مثل ژاپنی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دانایان  با عمل زندگی میکنند،نه با اندیشه عمل . کارلوس کاستاندا &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گردن  کشی آدمیان ، ریشه در ریزی و خردی میدان اندیشه آنان دارد . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاریخ  سیر خود را بر زندگی مردان بزرگ بنا نموده است . کارایل &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ایمان  نیروئی است فراتر از منطق. اچ.ال. منگن &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ای پسر هرچند تو جوانی , پیرو عقل باش , نگویم جوانی مکن , لیکن جوانی خویشتن دار باش و از جوانان پژمرده مباش.چنانچه ارسطالیس می گوید جوانی نوعی از جنون است . قابوسنامه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنانکه از رسیدن به ریشه ها هراس  دارند ، در روزمرگی دست و پا می زنند .  ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دشمنانت  را خوب گوش بسپار که هیچکس بهتر از آنها عیبهای تو را گوشزد نمیکنند .  بنیامین فرانکلین &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زرتشت به وسیله فلسفه خود بشر را از بار  سنگین مراسم ظاهری آزاد ساخت و اساس آئینش را بر آموزشهای اخلاقی نهاد .  رابیندرانات تاگور &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر بدی میتوانی به دشمن نرسان که ممکن است روزی دوستت گردد و هر سری داری با دوستت در میان نگذار که ممکن است روزی دشمنت گردد . سعدی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میندیش  که دیگران ، تو را به آرمانت خواهند رساند .  ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر  که از سرنوشت دیگران پند نگیرد دیگران از سرنوشتش پند خواهند گرفت .  بزرگمهر &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوصد گفته چون نیم کردار نیست . ضرب المثل فارسی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای  شاد کردن دیگران ،آرزوهایشان را بفهم . اپیکور &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انسان بندی  ست بسته میان حیوان و ابر انسان. بندی بر فراز مغاکی . فردریش نیچه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیش  نیاز رسیدن به دلیری و بی باکی ، یافتن  آرمان و خواسته ای هویدا است .   ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در واقعیت امر همهء انسانهای بالغ بمانند کودکانی  در پشت نیمکت مدرسه در ماه اگوست(مهر در ایران)هستند! . جانیکن إورلاند &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسیارند  کسانی که قادر به انجام کاری هستند اما نمی توانند بیشتر از این که هستند  باشند!!! . جاکوب ولمان &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عظمت مردان بزرگ از طرز برخوردشان  با مردات خرد آشکار می شود . کارلایل &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آموزه ای پدید آمد و  باوری در کنارش : همه چیز پوچ است ؛ همه چیز یکسان ؛ همه چیز رو به پایان !  . فردریش نیچه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سختی های بزرگ به آدمی نیرویی دو چندان می  بخشد . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوشرفتار کسی است که بتواند با ادمهای بد  رفتار سازش کند . فرانسو &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حقیقت داروی تلخی است که ثمرات  شیرینی دارد . گاندی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درست حرف بزن و یا عاقلانه سکوت کن .  ولز هربرت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدمیانی اندک ، تنها به هدف می اندیشند  ! و  بسیار کسان که هدفشان جز خانه نشین کردن همان گروه و دسته کوچک نیست . ارد  بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دشمن کوچک وجود ندارد . بنیامین فرانکلین &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شما  بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید.کیم وو چونگ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دروغ  مانند برف است هر چه آن را بگردانی بزرگتر میشود . مارتین &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گیتی در  جنگ و آوردی بزرگ در گردش است . اندیشه و تلاش خردمندان از یک سو و پوزخند اهریمن و روان دیوپیشگان از سوی  دیگر ، معرکه این جهان گذارا  است . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر تو را دشمنی باشد دلتنگ مشو که هر که را  دشمنی نباشد بی قدر و بها باشد . قابوسنامه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کم دانستن و پر  گفتن مثل نداشتن و زیاد خرج کردن است. ناپلئون &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خدا به ما دو  گوش داده و یک زبان یعنی دوتا بشنو و یکی بیشتر نگو! . بتوس &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خنده  بهترین سلاح جنگ با زندگی است . آناتول فرانس &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوشبختی در خانه  شماست بیهوده آن را در باغ همسایه مجویید . مارک اورل &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نرمش و  سازگاری با گیتی از هر کمین دلهره آوری ، رهایی مان خواهد بخشید . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;استاد  پرورنده روان است ، و پدر مادر پرورش دهنده جان . قابوسنامه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یوگا  پیام خرد است و بشریت وارث این پیام . دالایی لاما &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برآزندگان به  گفتار سخیف و کم ارزش زندگی خویش را تباه نمی سازند . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شما نمیتوانید با تنفر داشتن از دیگری خودتان را به خدا نزدیکتر کنید، چه معتقد باشید که این خشمی بجاست و یا نه. رابطه میان روح - که شما هستید - و خدا بر اساس عشق است. و جاییکه عشقی پاک وجود دارد، هیچ جایی برای هیچ نوع خشمی وجود ندارد. سری هارولد کلمپ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حقیقت زندگی این است که همه ی  انسانهایی را که با آنها در تماس هستیم شاد کنیم. دیپاک چوپرا &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سردمداران  ناشایست ترسشان از ناکارآمدیشان نیست ، دوری از فرمانروایی آنها را می  ترساند ! . ارد بزرگ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرکه سخن نسنجد از جوابش برنجد. سعدی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر  می‌بینی کسی به روی تو لبند نمی‌زند علت را در لبان فرو بسته ی خود جستجو  کن. دیل کارنگی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شیرینی یکبار پیروزی به تلخی صد بار شکست می‌ارزد.  سقراط &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن کس که آفرینندگی و نو آفرینی می خواهد. در نیک یا بد.  ناگزیر نخست می باید با نیست و نابود کردن ارزشها آغاز کند . فردریش نیچه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع :&lt;br /&gt;&lt;a href="http://arezoha110.mihanblog.com/post/444"&gt;http://arezoha110.mihanblog.com/post/444&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;   &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-2305938198025514244?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/2305938198025514244/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_20.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/2305938198025514244'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/2305938198025514244'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_20.html' title='سخنان بزرگان'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-3367571144760808661</id><published>2010-02-16T16:24:00.001-08:00</published><updated>2010-02-16T16:24:39.980-08:00</updated><title type='text'>شجاعت از دیدگاه بزرگان</title><content type='html'>&lt;p&gt;مردان شجاع فرصت می آفرینند ترسوها و ضعفا منتظر فرصت می نشینند . گوته &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;مرد دلیر بهنگام ستیز و نبرد ، همراهانش را نمی شمارد . ارد بزرگ&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;شجاعت مانند عشق ، از امید تغذیه می شود . بناپارت&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;آدم شجاع یکبار می میرد ولی ترسو هزار بار . الین چانک &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;آنکه را سخاوت است به شجاعت حاجت نیست . سعدی&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;مهارت دریانورد در طوفان و شجاعت سرباز در میدان جنگ، ظاهر می گردد، باطن و سیرت مردم را در حین بدبختی و مصیبت آنها ، می توان شناخت. دانیال حکیم &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;شجاعت داشته باش تا با حقیقت رو به رو شوی . استون &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;برای‌ ازدواج‌ كردن‌، بیش‌ از جنگ‌ رفتن‌، شجاعت‌ لازم‌ است‌. كریستین‌ &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;شجاعت حقیقی ،موفق شدن بر شداید زندگی است . ناپلئون &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;از ابرانسان است كه انسان های برتر دلگرمی و شجاعت می گیرند . فردریش نیچه &lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;پیش نیاز رسیدن به دلیری و بی باکی ، یافتن  آرمان و خواسته ای هویدا است .  ارد بزرگ &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;						 						&lt;p&gt;منبع سایت دل سوخته&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مهرزاد رضاپور &lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://delsokhteh.mihanblog.com/post/2"&gt;http://delsokhteh.mihanblog.com/post/2&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-3367571144760808661?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/3367571144760808661/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_2209.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/3367571144760808661'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/3367571144760808661'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_2209.html' title='شجاعت از دیدگاه بزرگان'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-919801739715684145</id><published>2010-02-16T16:22:00.000-08:00</published><updated>2010-02-16T16:23:12.227-08:00</updated><title type='text'>ترس از دید دیگاه بزرگان</title><content type='html'>&lt;strong&gt;آرمان های خویش&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;هیچ گاه از داشتن دشمن نترس ، از انجام ندادن درست آرمان های خویش بترس . ارد بزرگ  &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;فرصت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;مردان شجاع فرصت می آفرینند ترسوها و ضعفا منتظر فرصت می نشینند . گوته &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نشان ترس&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;کین خواهی از خاندان یک بدکار ، تنها نشان ترس است ، نه نیروی انسانهای فرهمند . ارد بزرگ &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ترس از شكست&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در غرب دلبستگی ما به موفقیت باعث سست شدن ما در خطر كردن می شود. آنچه از این خطر كردن می آموزیم به آن موفقیت می ارزد. و این ترس از شكست است كه تعیین می كند كه بیاموزیم یا نه؟ . پاركر پالمر &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;از یک چیز&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;در دنیا فقط از یک چیز باید ترسید و آن خود ترس است . ناپلئون بناپارت &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سرباز ترسو&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;سربازی که می ترسد ، جان خود و دیگر سربازان را به خطر می افکند . ارد بزرگ &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دنیایی صوفیانه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;آدمیان ترسو و ناکارآمد خود را در دنیایی صوفیانه قهرمان می بینند . ارد بزرگ &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;راه خطا&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اگر به راه خطا رفتی از بازگشتنش مترس . کنفوسیوس &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;تنها راه&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;تنها راه غلبه بر ترس روبرو شدن با آن است. ما غالبا به طرف حوادثی کشیده می شویم که از رویارو شدن با آنها وحشت داریم.بنابراین اگر از تنهایی بترسید تنهایی را برای خود به ارمغان می آورید. اگر از بدهکار بودن بترسید به احتمال زیاد با تمام زیر و بم آن آشنا خواهید شد. اگر از دستپاچگی و پریشان حالی واهمه داشته باشید همان را تجربه خواهیدکرد. این، روش زندگی برای تشویق ما انسانها به رشد کردن است. آندرو متیوز &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;همان بلا&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اگر توجه مان را به چیزی جلب كنیم كه از آن وحشت داریم ، بطور قطع همان بلائی را که از آن می ترسیم ، به سرمان می آید . آنتونی رابینز &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ترس از مرگ&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اگر از شما بپرسند که در این جهان در انتظار چه هستید چه پاسخ خواهید داد؟ اگر از اشخاص عادی باشید &amp;quot;که نود و نه درصد مردم از اشخاص عادی هستند&amp;quot; خواهید گفت که من دراین دنیا انتظار دارم که پس از مرگ مستقیما وارد بهشت شده ودر حالی که عمر جاویدان خواهم داشت تا پایان عالم اغذیه لذیذ بخورم و از لذت عشق و شهوت برخوردار شوم و آهنگ های طرب انگیز بشنوم و ... ولی غافل از این هستید که پس از رفتن در بهشت و داشتن عمر و جوانی همیشگی که هرگز دچار خزان پیری و بیماری نخواهید گردید دیگر از خوردن و نوشیدن و خوابیدن و شهوترانی لذت نخواهید برد و بزودی زندگی یک نواخت بهشت شما را خسته و کسل خواهد کرد زیرا چیزی که در این دنیا خوردن و خوابیدن و غیره را برای شما لذت بخش کرده ترس از مرگ و از دست دادن این لذات است و روزی که این لذات جاوید شد یعنی مرگ برای شما وجود نداشت همه چیز عادی خواهد گردید! در جای دیگر گفته ام که اگر شما را به بهشت ببرند پس از یکسال اقامت کسل شده و از در بهشت خارج گردیده و در جستجوی نقطه دیگری هستید که تغییری در زندگی شما بدهد!!! . موریس مترلینگ&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;بزرگترین اشتباه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;بزرگترین اشتباهی كه كسی مرتكب می شود , این است كه دائم از اشتباه كردن بترسد . آلبرت هوبارد&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;باید&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;باید از بدی کردن بیشتر بترسیم تا بدی دیدن. ابوالعلا&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;توانایی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;آنکه به خرد توانا شد ، ترس برایش نامفهوم است . ارد بزرگ &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;صوفی منشی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;از دشمن بزرگ نباید ترسید اما باید از صوفی منشی جوانان واهمه داشت . جوانی که از آرمانهای بزرگ فاصله گرفت نه تنها کمک جامعه نیست بلکه باری به دوش هموطنانش است. نادر شاه افشار &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;بی تفاوتی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;هرگز اجازه ندهید ترس شما را به &amp;quot; بی تفاوتی &amp;quot; سوق دهد . باربارا دی آنجلیس&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سر رشته امور&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;اینکه بعضی ها می ترسند یا افسرده می شوند به این علت است که آنان سر رشته امور را از دست داده اند مسئولیت احساس شان بابت احساس بدی که دارند مسئولیت را از سر خود باز می کنند چون برای شان راحت تر است که دیگران را مسئول زندگی خود بدانند تا بگویند:باعث بروز چنین احساساتی خودم هستم. وین دایر &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دل به هوس&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;ده چیز بر ده گروه خاصه بر دانش پژوهان نکوهیده است : دروغ گفتن به فرمانروا ، سپهبدی که زر بر سپاه خویش نپراگند ، مرد سپاهی که از پیکار بهراسد ، دانشمندی که چون چیزی در نظرش مطبوع افتد دل به هوس سپارد و از گناه نترسد ، پزشکی که خود بیمار و دردمند شود . تنک مایه ای که به دروغ به سرمایه و دارایی خویش نازد ، سفله ای که بر هر کس که چیزی دارد رشک برد ، خردمندی که زود خشم بود ، و به چیز کسان طمع ورزد ، کسی که رهنمایی از نادان امید دارد ، و آنکه کارگاه و یا بنیادی عظیم را به کاهلی سپارد ، و بی خردی که خردجوی نباشد . بزرگمهر &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ترس&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;از آهسته رفتن نترس ، از بی حرکت ایستادن بترس . مثل چینی&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;بزدلان&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;گفتگو با آدمیان ترسو ، خواری بدنبال دارد. ارد بزرگ &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نفرین&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;از آه و نفرین بزرگان و ریش سفیدان هر ایلی باید ترسید . ارد بزرگ &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روبرو شدن&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;چاره ترس روبرو شدن با چیز ترس آور و تماشای آن است . روتر فورد &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دشمن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;آنکه از دشمن داشتن می ترسد ، هرگز دوست واقعی نخواهد داشت . هزلت &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ترس از دوست&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;از دشمن خودت یكبار بترس و از دوست خودت هزار بار. چارلی چاپلین &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هزار بار&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;آدم شجاع یکبار می میرد ولی ترسو هزار بار . الین چانک &lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;لذت&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;كسی كه از مرگ می ترسد از زندگی لذت نتواند برد. اسپانیولی&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مرد بزرگ&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;مرد بزرگ , غمخواری و تشویش نشان نمی دهد , عاقل است و تردید ندارد , شجاع است و نمی ترسد . کنفوسیوس &lt;/p&gt;						 						&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;منبع : دل سوخته&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://delsokhteh.mihanblog.com/post/1"&gt;http://delsokhteh.mihanblog.com/post/1&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-919801739715684145?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/919801739715684145/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_8805.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/919801739715684145'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/919801739715684145'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_8805.html' title='ترس از دید دیگاه بزرگان'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-5097511199410282470</id><published>2010-02-16T16:09:00.000-08:00</published><updated>2010-02-16T16:10:25.169-08:00</updated><title type='text'>دلربایی پیش از مرگ</title><content type='html'>&lt;div style="border: 0pt none ; text-align: right;" class="menutopimage2"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;&lt;img height="338" width="400" alt="shakiba_persiangraphic003" src="http://kherad.parsweblog.com/files/2009/10/shakiba_persiangraphic003.jpg" title="shakiba_persiangraphic003" class="alignnone size-full wp-image-116" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اندیشمند و متفکر برجسته ایرانی &amp;quot; ارد بزرگ &amp;quot; می گوید : (( نوازش و دلربایی زیاد ، پیشاپیش بستر مرگ را فراهم کند )) اما این حقیقت را قرنها پیش سردار متجاوز مغول نمی دانست ده سال بود که حاکم نظامی کرمانشاه شده و در این مدت مدام چشم چرانی می کرد و پی عیش و نوش بود.&lt;br /&gt;برای چندمین بار عاشق گشته و بی قرار دختر یکی از معتمدین کرمانشاه شده بود پس از چند روز خودخوری بلاخره اختیار از کف بداد و به خانه آن آدم آبرومند یورش برده و گیسوی دختر را در چنگال گرفته و بر زمین می کشید .&lt;br /&gt;تیغ شمشیر در زیر گلوی خانواده دختر بود پس کسی حتی نمی توانست التماس و خواهش کند چون دختر را به قلعه سیاه خویش برد کنیزکان دخترک را احاطه کردند دستی بر سر رویش کشیده آرایشش کرده و به اتاقی فرستادند که آن مرد نانجیب انتظارش را می کشید . دخترک دیگر چه امیدی می توانست داشته باشد ، چون مرغ اسیری در چنگال اژدها . گلویش پر از بغض بود و چشمانی مضطرب . با خود گفت خودم را می کشم تا از این ننگ خلاصی یابم . اما ناگهان فکری به سرش زد و به سردار گفت من آماده ام تا تو را امشب از خویش راضی کنم اما پیش از آن باید از پدرم اجازه بخواهم و چون پدرم در خانه اسیر است بگویید کاتب بیاید تا بگویم نامه ی برای پدرم نوشته و از او برای همیشه خداحافظی کنم . سردار کاتب را خواست کاتب جوانی زشت رو و مغول که تازه نوشتن را آموخته بود.&lt;br /&gt;نامه نوشتن را آغاز نمود سردار چون از آن دو دور شد ، دختر به کاتب گفت : تو جوان برازنده و فوق العاده زیبایی هستی جوانک بر خود لرزید و دختر گفت سیمای تو همان سیمایی مردی است که من قبلا در خواب دیده بودم جوانک سکوت کرده و سرخ شده بود دخترک باز گفت تو تا به امشب کجا بودی که من خودم را فدایت کنم .&lt;br /&gt;قلم در دست کاتب می لرزید ! پریزادی بی مانند و خوشبو را می دید که او را چنین وصف می کند به دختر گفت : اما من اینجا یک کاتب هستم و شما همسر حاکم !&lt;br /&gt;دختر با کرشمه خاصی گفت فرمانروای من تویی !  اگر او را از پا درآوری !!&lt;br /&gt;کاتب نگاهی به چشمان زیبای دختر افکند و دل از دست بداد ، دختر گفت اگر سردار به من دست زد دیگر عشق و مهری از من نخواهی دید کاتب از شدت هیجان سرخ شده بود مرکب از دستش افتاد بر زمین از صدای آن حاکم باز آمده و گفت بس است نامه را بردار و برو . حاکم دست بر شانه دخترک نهاده و به او گفت بلند شو برویم چون کاتب دست حاکم را بر شانه دختر بدید قرار از کف بداد و تیغ تیز کردن قلم خویش را بیرون کشید از پشت بر گردن حاکم کشید چون فریاد مرگ حاکم به آسمان کشیده شد محافظین به درون اتاق ریخته و در دم کاتب تیغ بدست را کشتند . دخترک گریه می کرد نگهبانان با احترام به او گفتند شما از اینجا بروید چند روز بعد سردار جدیدی به کرمانشاه وارد شد مستخدمین و زنان سردار قبلی اجازه خروج از آن اسارتکده مجلل را پیدا نمودند و آن دختر نجیب توانست بار دیگر به خانه پدری پا گذارد .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;یاسمین آتشی&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;منبع داستان کوتاه&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir"&gt;http://da3tanekotah.persianblog.ir&lt;/a&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-5097511199410282470?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/5097511199410282470/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_6839.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/5097511199410282470'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/5097511199410282470'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_6839.html' title='دلربایی پیش از مرگ'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-933612344458598640</id><published>2010-02-16T14:53:00.001-08:00</published><updated>2010-02-16T14:53:45.575-08:00</updated><title type='text'>بزرگ شیروان</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_0GBr6zcZJAI/S3o3CTPE8lI/AAAAAAAAAA4/cAxiB0F7mBM/s1600-h/Rotation+of+GREAT+OROD+5-.jpg" onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}"&gt;&lt;img border="0" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5438720012666073682" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_0GBr6zcZJAI/S3o3CTPE8lI/AAAAAAAAAA4/cAxiB0F7mBM/s320/Rotation+of+GREAT+OROD+5-.jpg" style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 322px; height: 394px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;آخرین بازمانده ارگ باستانی شیروان (محل فرمانروایی شهر) خاندان او بوده اند که از آن بین شخصیت کاریزمایی نظیر ارد بزرگ ، درخشیده است . پس از این رو هم عنوان &amp;quot;بزرگ شیروان&amp;quot; تنها لایق اوست .&lt;br /&gt;وسعت اندیشه و خرد چه مرتبه ممتازی به شخصیتش بخشیده است . او برعکس بسیاری از ریش سفیدان صوفی مسلک ، اهل عمل است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_0GBr6zcZJAI/S3o5XCOhU3I/AAAAAAAAABY/hJ0I-LgpJM0/s1600-h/217-4.jpg" onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}"&gt;&lt;img border="0" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5438722567900844914" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_0GBr6zcZJAI/S3o5XCOhU3I/AAAAAAAAABY/hJ0I-LgpJM0/s320/217-4.jpg" style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 320px; height: 216px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;مردان عملگرایی همانند قهرمان ملی افغانستان &amp;quot;احمدشاه مسعود&amp;quot; دوستدار اندیشه های او بوده اند .&lt;br /&gt;و یا اهل قلم همانند بانو &amp;quot;فرزانه شیدا&amp;quot; که در شرایط اوج درد و بیماری ، از نوشتن کتاب یازده جلدی &amp;quot;بعد سوم آرمان نامه ارد بزرگ&amp;quot; غافل نشد و آن را به سرانجام رسانید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_0GBr6zcZJAI/S3o3p_buN3I/AAAAAAAAABI/IZjxj6wayrc/s1600-h/-+farzaneh+shida+1.jpg" onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}"&gt;&lt;img border="0" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5438720694545168242" alt="" src="http://2.bp.blogspot.com/_0GBr6zcZJAI/S3o3p_buN3I/AAAAAAAAABI/IZjxj6wayrc/s320/-+farzaneh+shida+1.jpg" style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 211px; height: 269px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;با این که پزشکان نروژ به خاطر دردهای شدید عضلانی در دستهایش ، او را از نوشتن منع کرده بودند . اما او نمی توانست از وظیفه بزرگی که بر دوش داشت دست بکشد ، استقامت نمود و در همان شرایط یازده جلد کتاب خویش را که بررسی آرا و اندیشه های بزرگ شیروان است را به پایان رسانید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگرفته از سایت &lt;a href="http://bozorg-shirvan-orod-bozorg.blogspot.com/"&gt;بزرگ شیروان&lt;/a&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-933612344458598640?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/933612344458598640/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_16.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/933612344458598640'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/933612344458598640'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_16.html' title='بزرگ شیروان'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_0GBr6zcZJAI/S3o3CTPE8lI/AAAAAAAAAA4/cAxiB0F7mBM/s72-c/Rotation+of+GREAT+OROD+5-.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-8227273081159799014</id><published>2010-02-09T06:51:00.001-08:00</published><updated>2010-02-09T06:51:47.433-08:00</updated><title type='text'>ارد بزرگ می گوید : ساختاری که با سرشت آدمی سازگار نباشد توان پایداری ندارد</title><content type='html'>&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;بررسی و پژوهش از مسعود اسپنتمان&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;br /&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;فرگِرد ساختار:&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ می گوید : ساختاری که با سرشت آدمی سازگار نباشد توان پایداری ندارد .&lt;br /&gt;ارد بزرگ می گوید : نیرومندترین ساختارها ، نرم ترین آنهاست ، ساختارهای خشک و سخت خیلی زود نابود می گردند . &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از دیدگاه نگرش به شالوده ی ساخت و بهره برداری، دو گونه ساختار داریم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساختارهای ابزارواره ای، با اراده ی آدمی ساخته میشوند. چنین سازه هایی، ماشینی هستند که ما بر اساس بهره مندی و بهزیستی خود میسازیم و برای رسیدن به هدفهای خود آن را اداره میکنیم. برای نمونه، دولتِ ابزارواره، ساختاریست برآیند قراردادی که برای نظم آفرینی و امنیت به بهای کراندار کردن کنشهای آدمی بسته میشود.&lt;br /&gt; دولتی چیزی را فراهم میکند که طبیعت پوشش نداده است و آن آشتی و امنیت و آزادی اجتماعی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساختارهای اندامواره ای، به اندامواره های پیشرفته ای مانند میشوند. اینگونه ساختارها، تنواره ای زنده و دارای گوناگونی و پیچیدگی اند. برای نمونه، دولتِ اندامواره، ابزاری نیست که انسان برای رسیدن به هدف ویژه ای آن را ساخته باشد، بلکه مانند خانواده و جامعه، اندامواره ایست که خود دگردیسی و بوندگی یافته است.&lt;br /&gt;افلاطون را نخستین و بزرگترین نماینده ی دیدمانِ اندامواره ای میدانند. البته به آسانی میتوانیم ایرانیان و هندیان کهن را پیشرو بدانیم چرا که همسان دانستن ساختارها و طبقات اجتماعی به اندامهای انسان نخستین بار به دیده ی دو خواهرِ آریایی ایران و هند آمده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جداسری میان ساختارهای ابزارواره و اندامواره از آنجا می آغازد که ساختار ابزارواره را بر پیکره ی هاژه سوار میکنند. به گفته ی دیگر هنگامی که ساختارها ابزاری در دست ما باشند تا به کمک آنها اهداف خویش را بر جامعه هموار کنیم چنین ساختاری، ابزارواره است چرا که میان خانواده و جامعه با ساختار چیره بر آن دو [دولت] جداسری مینهد. اما ساختار اندامواره، خود، برآمده از خانواده و جامعه اند. آنها را هرگز نساخته اند، زیرا چنین ساختارهایی ریشه در کهن دوران زیست آدمی دارند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;دومین تفاوت میان ساختارهای اندامواره و ابزارواره در نرمی و خشکی آنهاست. خانواده و جامعه، ساختاری نرم را بر خود میپذیرند که زیست خود را از آنچه از آن برآمده بگیرد. چنین ساختاری بسیار نیومند و پایدار خواهد بود، چونان ساختار خانواده و جامعه که از آغاز تاریخ آدمی با وی بوده است، این ساختار اندامواره، برآیند خانواده و جامعه است ازین رو، به اندازه ی خانواده و جامعه پایداری خواهد داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سومین تفاوت میان این دو گونه ساختار، در فرآیند بازسازی آنهاست. میدانیم که هیچ ساختاری بدون نوسازی نمیتواند زمان درازی کارا بماند. ساختارهای اندامواره نوسازی خود را از خواست و اراده ی &amp;quot;آنچه از آن برآمده اند&amp;quot; میگیرند. چنین ساختارهایی هنگامی در بیشینه ی تدرستی و نیرومندی به سر میبرند که زیرسازه هایشان تندرست و نیرومند باشند. چنین نگرشی، بسیار همسان با دیدگاه افلاطون است. وی به جای آنکه بپرسد، خودکامگان [دیکتاتور] چگونه فرمانروایی خود را بر مردم جایگیر میکنند؟ از خود میپرسد، چرا مردم فرمانروایی خودکامگان را بر خود میپذیرند؟&lt;br /&gt;و اما بازسازی ساختارهای ابزارواره که ریشه در خواستِ فرمایشی فرمانروا برای بهبودی در نتیجه ی کارها دارد. چنین دیدگاهی را در تاریخ کنونی ایران به روشنی میبینیم. دولت رضاشاه و پسرش که با دید ابزارواره ای به ساختار دولت مینگرند، در تلاشند تا جامعه را به پذیرش پیشرفت وادار سازند و این در حالیست که جامعه خواستهای مذهبی و احساسی ژرفی دارد که ساختارِ چیره ی دولت، برای ارضای این خواستها برنامه ریزی نشده است، ازین رو انقلاب روی میدهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;quot;هگل&amp;quot; که یکی از بزرگترین اندیشمندان اندامواره اندیش است. دولت را ساختاری برآیند نهادِ خانواده با پادنهادِ جامعه میداند که با همنهادیِ آن دو، میان آدمیان یکپارچگی میآفریند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;حکیم ابوالقاسم فردوسی نسبت به ساختار دولت دیدی انداموارانه دارد. کتاب سترگ &amp;quot;شاهنامه&amp;quot; که بازتابی راست گفتارانه از روان ملی ایرانیان است، برای سرزمین اهورایی ایران، نرمترین و نیرومندترین ساختار دولتی را ساختار شاهنشاهی میداند، چرا که شاهی، از &amp;quot;سنت پدرانه&amp;quot; خانواده و اجتماع برآمده است&lt;br /&gt; ساختار انداموارانه ی خانواده، هاژه و دولت بر گرد مشروعیت پدرسالارانه چرخ میخورد. [این پدرسالاری مینه ای ساختاری دارد و با پدرسالاری رنگ و رو رفته به معنی &amp;quot;این تنها پدر است که حق سخن گفتن دارد&amp;quot; جداسر میباشد]&lt;br /&gt;مینه ی &amp;quot;پدر&amp;quot; در ایران ریشه در آیین مهر دارد. جایی که رهرو در بالاترین پلکان سیر و سلوک به جایگاه پیری یا پدری میرسد [بنگرید به همسانی آیین مهر با پلکان پاپ که ریشه در این آیین دارد]. در اندیشه ی ایرانی، خانواده، گِردِ اینکه برآورده کننده ی نیازهای نخستین آدمیست، نیازهای بالای زنجیره ی اندیشه اش را نیز برآورده میسازد، &lt;br /&gt;از این رو &amp;quot;پدر&amp;quot; به معنی &amp;quot;سرپرست کودکان تا زمان بالندگی&amp;quot; آنگونه که جان لاک با دید ابزاروارانه اش می اندیشد نیست. فرزندان ایران همیشه حتا پس از بالندگی نیز با او پیوندی روحانی دارند. ساختار پدرانه گستره ای از خُردترین پایگاه اجتماعی، &amp;quot;خانواده&amp;quot; تا بالاترین پایگاه اجتماعی &amp;quot;شاهی&amp;quot; دارد. شاه، پدر ملت است، چرا که همچون پدر خانواده، با فرهمندی سلطنت میکند، نه حکومت. [به وارون اندیشه ی ماکس وبر؛ از دید ایرانیان چیرگی پدرانه همگام با چیرگی فرهمندانه است]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاید بدین شوند است که ایرانیان، کوروش را &amp;quot;پدر&amp;quot; و داریوش را &amp;quot;سوداگر&amp;quot; مینامیدند [به گفته تاریخ نگار یونانی!]، زیرا داریوش نسبت به کوروش، دیدی خشکتر و ابزاروارانه تر به دولت داشت. او برای نخستین بار دیوانسالاری را بنیان مینهد و به وارونِ چشمداشتِ مردم، از آنان مالیات میگیرد [گرفتن مالیات یک نیاز بایسته است]، پس مزه ی شورش را نیز میچشد. به وارون، کوروش بر اساس خواستِ ملتهای زیردست هیچگاه از آنها مالیات نگرفت و شگفت آنکه هیچگاه با شورش روبرو نشد. در مقایسه با ساختار داریوش، ساختار کوروش نرم تر و پایدارتر و نیرومندتر میباشد.&lt;br /&gt;هرچه به پایان هخامنشیان نزدیک میشویم، ساختار شاهنشاهی خشکتر میگردد و شاهنشاهان که از دیدگاه نرم و اندامواره اِی نیای بزرگ خود کوروش دوری گزیده اند، پایداری ساختار خود را در برابر اسکندر هرومی از دست میدهند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;ساختارهای زیستی گیتی را میتوان از دیدی دیگر به هفت دسته بخش کرد [دسته بندی بیلدینگ]:&lt;br /&gt;1.	 ساختارهای ایستا [استاتیک]&lt;br /&gt;2.	 ساختارهای پویا [دینامیک]&lt;br /&gt;3.	 ساختارهای بازخوردی [سایبرنتیک]&lt;br /&gt;4.	 ساختارهای تک یاخته ای&lt;br /&gt;5.	 ساختارهای گیاهی&lt;br /&gt;6.	 ساختارهای انسانی&lt;br /&gt;7.	 ساختارهای اجتماعی&lt;br /&gt;در این بخش بندی، هر چه از بالا به پایین می آییم، ساختار نرم تر و زنده تر و پیش بینی ناپذیرتر میگردد.&lt;br /&gt;پویایی و مرگ و زایایی در این زنجیره از بالا به پایین افزایش می یابد تا جایی که در ساختارهای انسانی و اجتماعی به ذهن آوردن هرگونه اندیشه ی جزم اندیشانه شکست خواهد خورد. &lt;br /&gt;دیدگاه خشک ابزارواره، در تلاش است تا با بارنهیِ ساختارهای ایستا، پویا و یا بازخوردی[دیوانسالارانه]، ساختارهای انسانی و اجتماعی را به تسخیر خود درآورد.&lt;br /&gt;دیدگاه نرم اندامواره، کوشش میکند تا با هر ساختار به تناسب پایگاه آن برخورد کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از این رو، نیرمندترین ساختارها که نرم ترین آنها نیز هست، ساختاریست که بر اساس سرشت آدمی بنیان نهاده شده باشد. چنین ساختاری را نمیتوان ساخت، بلکه باید کشف کرد و شناخت یا اگر فراموش شده، آن را با نوسازی، دوباره بر سر کار آورد&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-8227273081159799014?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/8227273081159799014/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_4531.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/8227273081159799014'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/8227273081159799014'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_4531.html' title='ارد بزرگ می گوید : ساختاری که با سرشت آدمی سازگار نباشد توان پایداری ندارد'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-4828717894005182402</id><published>2010-02-09T06:50:00.001-08:00</published><updated>2010-02-09T06:50:31.585-08:00</updated><title type='text'>آزادی از دیدگاه ارد بزرگ</title><content type='html'>&lt;strong&gt;مردم نیوز :&lt;/strong&gt; پاسخ های ارد بزرگ به  پرسش هایی پیرامون آزادی :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 153, 51);"&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 128, 128);"&gt;* آزادی چیست ؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;ابزار پیراستن نارستی های آدمیان است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 128, 128);"&gt;* دشمنان آزادی چه کسانی اند ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;خودکامگان&lt;br /&gt;گروه هایی که بی هماورد ، دستگاه فرمانروایی را در اختیار می گیرند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 128, 128);"&gt;* آیا آزادی بستر هرج و مرج ، شورش و بی بند و باریست ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;آزادی خود بزرگترین مانع هر نوع هرج و مرجی است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 128, 128);"&gt;* عده ایی می گویند آزادی غرب را به فساد رساند ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;آنها پیشینه اروپا  و  باختر را نمی دانند &lt;br /&gt;این بخش از جهان امروز پاکترین دوران خویش را تجربه می کند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 128, 128);"&gt;* بدترین تعریف از آزادی چیست ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;همین موردی که شما گفتید ، برابر دانستن آزادی با بی بند و باری !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;a title="ارد بزرگ / Orod Bozorg" target="_blank" href="http://www.freeuploadimages.org/images/dfwbl2hgusieff0nj4.jpg"&gt;&lt;img hspace="0" border="0" vspace="0" alt="ارد بزرگ / Orod Bozorg" src="http://www.freeuploadimages.org/images/5mr5myxj9337j4dfgum8.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 128, 128);"&gt;* چرا عده ایی این تعریف را از آزادی دارند ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;چون بیم دارند داشته هایشان از دست برود &lt;br /&gt;آنها می دانند وجود آزادی رسوایشان می کند&lt;br /&gt; پس به بدترین شکل ممکن آن را هجو می کنند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 128, 128);"&gt;* آزادی فکر و بیان کی بدست می آید ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;آن گاه که بتوان خودکامگان را با قوانین و هنجاری درست مهار کرد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 128, 128);"&gt;* چه کسانی بزرگترین مدافعان آزادیند ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;از خود گذشتگان &lt;br /&gt;آنانی که قدرت را بدون ترس به دیگری واگذار می کنند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 128, 128);"&gt;* آزادی دارای چه ویژه گی اساسی است ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;ارزیابی و نقد ، بزرگترین ویژه گی آن است .&lt;br /&gt;آنگاه که ارزیابی نباشد کاستی ها بر ملا نمی شود .&lt;br /&gt;پلشتی روز افزون می گردد و نامردمان به نابکاری خود ادامه می دهند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 128, 128);"&gt;* آیا از دیدگاه شما آزادی تنها در اندیشه و بیان خلاصه می شود ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;رسیدن به چنین هدفی خود موجب پیدایش آزادی در میدانهای دیگری همچون اقتصاد می گردد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 128, 128);"&gt;* آیا واژه آزادی برای ایرانیان وارداتی است ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;ایرانیان خود نخستین منادیان آزادی بوده اند &lt;br /&gt;آزادی همواره یکی از خواسته های مهم مردم ایران بوده است&lt;br /&gt;مجلس ریش سفیدان در تمامی سلسله های باستانی ما وجود داشته است .&lt;br /&gt;در دوره اشکانیان بارها این مجلس پادشاه ایران را تغییر داد .&lt;br /&gt;حال آنکه اروپا در دست فرمانده هان نظامی بود .&lt;br /&gt;آزادی در ایران نه تنها  وارداتی نیست بله زایشگاه و رویشگاه آن نیز هست .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 128, 128);"&gt;* چرا خودکامگان نمی توانند خواست رسیدن به آزادی را ، از اذهان مردم  پاک کنند ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;چون آزادی آمیخته است با سرشت آدمی .&lt;br /&gt;آدمها می خواهند  در سرنوشت خود و فرزندانشان سهیم باشند .&lt;br /&gt;نداشتن آزادی موجب بغض و کینه همگانی می گردد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(0, 128, 128);"&gt;* چرا عده ایی آزادی خواهی را نتیجه و برآیند میل حیوانی انسان می دانند ؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;آزادیخواهی برآیند پاک ترین منش آدمیست .&lt;br /&gt;نتیجه خرد است .&lt;br /&gt;خواستی است آسمانی .&lt;br /&gt;تنها کسانی در راه آزادی گام بر می دارند که خواسته های فردی خویش گذشته اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع :&lt;a href="http://mardomnews2.mihanblog.com/"&gt;پایگاه خبری تحلیلی مردم نیوز {{{www.mardomnews2.tk}}}&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://mardomnews2.mihanblog.com/post/650"&gt;http://mardomnews2.mihanblog.com/post/650&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-4828717894005182402?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/4828717894005182402/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_612.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/4828717894005182402'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/4828717894005182402'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_612.html' title='آزادی از دیدگاه ارد بزرگ'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-1179571964317003152</id><published>2010-02-09T04:52:00.001-08:00</published><updated>2010-02-09T04:52:38.765-08:00</updated><title type='text'>مردم به دنبال گزارش روزانه فرمانروایان نیستند</title><content type='html'>&lt;div id="postbody"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ میگوید: مردم به دنبال گزارش روزانه فرمانروایان نیستند، آنان دگرگونی و بهروزی زندگی خویش را خواستارند&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;برای اندازه گیری چندی(کمیت) و چونیِ(کیفیت) هر چیز، ابزار ویژه ای بایسته است.&lt;br /&gt;برای اندازه گیریِ &amp;quot;چندی&amp;quot; ها دو گونه ابزار شناخت داریم. ابزارهای چندیِ پیوسته و چندیِ گسسته&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابزارهای چندیِ پیوسته، آماره (رقم) ها را با خردیزه (اعشار)، پیوسته وار به سنجشگر خود نشان میدهد.&lt;br /&gt;ابزارهای چندیِ گسسته، آماره ها را گسسته وار بی خردیزه نمایش میدهد. چون 1 – 2 – 3 – 4 – 5&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای اندازه گیری &amp;quot;چونی&amp;quot; ها از صفت های کیفی بهره برداری میشود همچون نشان دادن چونیِ چیزها با نشانه ی: خوب – میانه – بد؛&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرمانروایان فرهمند تا پیش از آنکه به دام دیوانسالاری بیفتند، سخت در پی خرسندگردانی مردم خویشند. &lt;br /&gt;به فرمان یزدانِ پیروزگر / به داد و دهش تنگ بستم کمر&lt;br /&gt;چراکه فره ی آنها از میزان خرسندی زیردستانشان سرچشمه میگیرد. در این وینه، آنان با دید &amp;quot;چندی&amp;quot; نگر، افزایش میزان بهروزی مردم خویش، یا کم و کاستی آن را میسنجند. چنین سنجشی برآیند سالها نیک کرداری یا بدکنشی را آشکار میسازد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با پیشرفت و فرگشتگی زیست کدیوری و ابزار آن، هاژمان و در پی آن شهریاری، نیازمند میشود تا پای دیوانسالاری را به زندگی روزمره ی باشندگان سرزمین خویش باز کند. دیوانسالاری یک بایستگی است و راهیست برگشت ناپذیر. دیوانسالاری ابزاریست برای دگردیسی &amp;quot;کار گروهی&amp;quot; به &amp;quot;کار هاژمانیِ&amp;quot; رایشمند و عقلانی. زیرا نیاز است تا همه ی تخشاییهای گروهی، در راستای هدفهای دیوانی به کار بیفتد.&lt;br /&gt;یکی از خویشکاری اداریِ دیوانیان، دادن گزارشهای روزمره به بالادستان و برخوردِ آماری آنها با واقعیت های روزمره است. دیوانیان بلند پایه با گردآوری و چکیده برداری از چنین گزارشهای روزمره ای، با پردازش آنها میتوانند راهگشای بسیاری از گره های دولت شوند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;در پیشرفته ترین لایه های مدیریتی نوین جهان، چنین زنجیره ای اساس مند است (همچون سامانه های مدیریتیMIS TPS DSS KWS و ..). در زنجیره سنتی دیوانسالاری در ایران، بلندترین پایگاه مدیریتی دیوانی در دستان وزیر بزرگ یا رایزن شاه است. مینه ی &amp;quot;رازهای اداری&amp;quot; از نوآوریهای ویژه ی دیوانسالاریست. و نگاهبانی دیوانسالاری از هیچ چیز به اندازه ی نگاهبانی از پنهانکاری، پایورزانه نیست. نمونه ی چنین نگرایی در نگاهبانی از رازهای دیوانی را در دستگاه دیوانی داریوش هخامنشی و شاهان پس از وی میبینیم. همچنین دیوانسالاران در شاهنشاهی ساسانی دبیره ای ویژه ی خود داشتند که تنها دیوانیان میتوانستند آن را بخوانند، یا با آن بنویسند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آمارها، ابزارهایی دانشیک، برای دانشوران و خرده بینان هستند. دانشمندان، به شوند ویژه مندی(تخصص)شان نیاز دارند تا با مغز خویش به بررسیدن داده های پیوسته یا گسسته بپردازند و افزایش یا کاهش آنها را بسنجند. آنها آمارها را به نمودارها میکشند و درباره ی فراز و فرود آن روزها و سالها میپژوهند.&lt;br /&gt;به کمک چنین ابزاریست که دانشمندان میتوانند اساسمندی یا بی اساسی دیدمانهای خود را محک بزنند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما مردم با آمارها هرگز سر و کار ندارند، گاهی حتا بدانها علاقه ای نیز ندارند، چراکه آنها با پوست و گوشت و استخوان خود می اندیشند نه تنها با مغز سر. . پویایی و گردش هاژه بر روی دوش آنها سنگینی میکند. آنها دگرگونیها را با همه ی هستی خویش درک میکنند، چراکه در رده نخست تلاشندگی در هاژه، با خود واقعیت ها سر و کار دارند، نه با گزیده ای از نشانه های به نمودار درآمده ی آن. از دیدگاه آنان دگرگونیها، &amp;quot;چندی&amp;quot; های بزرگی هستند که از سویی به سوی دیگر جابجا میشوند. در این میان برای چرتکه زدنهای خرده نگرانه جایی نمیماند. ازین رو آنها &lt;br /&gt;علاقه مندند تا دگرگونیها را با گزاره های آسانترِ خوب است؛ یا بد است به گفتار درآورند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;شوند دیگر بیعلاقگی مردم به گزارش های روزانه یا آمارها، این است که سَهِش(حس)های آدمی تنها توانایی فهمیدن دگرگونیهای بزرگ را دارد و از فهمیدن دگرگونیهای کوچک و پیوسته ناتوان است. حتا دانشمندانِ ویژه مند نیز تنها با کمک ابزارهای شناخت، میتوانند دگرگونیهای کوچک را بنگارند. زیرا سَهِشهای آدمی متغیرهای گسسته یا بهتر بگوییم وجه تفاوتها را بهتر میفهمد. او تفاوت روز و شب را از آن رو میداند، که &amp;quot;روشنایی&amp;quot; در یکی هست و در دیگری نیست. چنین انسانی بهروزی زندگانی خویش را با گزاره ی &amp;quot;خوب است&amp;quot;، &amp;quot;بد است&amp;quot; یا &amp;quot;میانه است&amp;quot; میسنجد.&lt;br /&gt;او بسته به میزان بهروزی زندگانی خویش،فرمانروایش را اینگونه به دیده می آورد: فرمانروایمان فرهمند است/نیست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای نمونه در اساطیر ایران، در اندیشه ی مردم، پادشاهان تنها با کارهای نمایانشان چهره پردازی میشوند: &lt;br /&gt;فریدون فرخ -  تهمورث دیوبند - ضحاک ماردوش – نوذر بی دادگر – انوشیروان دادگر و .......&lt;br /&gt;و هرگز گفته نشده ضحاک به شوند خرده نیکیهایی که در روز و ماه و سالِ فلان کرده، مردی دادگر است یا به وارون. چهره پردازی فرمانروا در اندیشه ی مردم، برآیند سالها رویه ی او در زمینه بهروزی یا بدکنشی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اما در فرآیند آمیزش دیوانسالاری با شاهنشاهی فرهمندِ سر تا پا اختیار ویژه، یکی از آن دو باید جایگاه &amp;quot;نخست زادگی&amp;quot; خویش را به دیگری واگذارد. این فرآیند در کشورهایی که فرمانروایی خودکامه دارند نسبت به کشورهایی که سامانه ی پادشاهی مشروطه دارند، دگرگونه روی میدهد.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;در سامانه ی پادشاهی مشروطه، اگر پادشاه با بزرگان کشور (که از جایگاه مهمی در تصمیم گیری برخوردارند) دیدگاهی یکسان داشته باشد، میتواند بیش از یک خودکامه بر انجام کارهای کشوری تاثیر بگذارد. او از راه انتقاد آشکار یا دست کم تا اندازه ای آشکار، میتواند اختیاراتِ ویژه مندان دیوانی را پایِش یا کرانمند سازد. &lt;br /&gt;گاهی پیش می آید که فرمانروا (بی گمان یک خودکامه) از دگرگون ساختن زندگی زیردستانش ناتوان است. چنین خودکامه ای در برابر داده ها و آگاهیهای برتر ویژه مندان دیوانسالاری ناتوان است. به گفته ی دیگر او از هر رهبر سیاسی دیگری ناتوانتر است، زیرا برای همه ی داده های خود وابسته به دیوانسالاری خواهد بود. فره او کاستی دارد. چنین شاهی برای پوشاندن کاستیهای فرهمندی خویش در سکانداری کشتی بهروزی آدمیان، دست به دامان دیوانسالاران میشود یا چه بهتر است بگوییم ابزار دست آنها میشود، دیوانسالاران نیز برای وی آمارهای ریز و درشت آماده میکنند تا او بتواند با پشت گرمی به آنها، در برابر اندیشه ی پرسشگر مردم، از کارایی و فرهمندی خویش نگاهبانی کند. فرمانروای نافرهمندی چون او، با درگیر کردن ذهن مردم در ریز و درشت سیاهه ی کارهای دولت، و با دادن گزارشهای روزمره ی گواهی دهنده ی پیشرفت هر روزه، میکوشد کاستی فره خود را با فریب زیردستان بپوشاند. اما مردم در پی گزارشهای روزمره ی او نیستند. خواست مردم از فرمانروایشان، بهروزی در زندگانی خویش است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ارد بزرگ میگوید: وقتی دیوانسالاران از نزدیکان فرمانروایان شدند دیگر امیدی به رشد کشور نیست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از دیدی دیگر، کشوری که فرمانروای آن به جای پذیرش کاستیها و نوساختاری، دست به کیبِش(تحریف) داده ها و واقعیتها بزند، هرگز نمیبالد. آشکارست که سرچشمه های زایایی و بالندگی، با گفتارهای دور از واقعیت، خروشان نمیشوند. ساختارهای چنین کشوری به جای بالندگی باد میکنند و در پایان در خود فرو می رُمبَند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;یکی از هوشمندیهای فرهنگ ایران در این است که میزان کارایی و فرهمندی فرمانروا بسته به میزان روشنایی فره وی از تافتن [همی تافت زو فر کیان] تا کاستن [ازو کاست فر...] فرو میرود. در اندیشه ی ایرانی، گستره ی &amp;quot;روشنایی تا تاریکی&amp;quot; با گستره ی &amp;quot;نیکی تا بدی&amp;quot; همپوشانی دارد. به همین شوند، فرمانروا هر اندازه در کشورداری کوشاتر باشد، از دید مردم، روشن فره تر خواهد بود و هر اندازه بدکنش تر باشد تاریک فره تر خواهد گشت. چنین نشانه(شاخص) ای، با پیوند زدن اندیشه ی مردم با مینه های بدیهی (نیکی و روشنایی یا بدی و تاریکی) از اوفتادن اندیشه در چاه آمارهای دیوانی بی معنا (داده هایی بی هیچ معنی روشن و نیک یا تاریک و بد) جلوگیری میکند. &lt;br /&gt;از آنجا که فرهمندی فرمانروا بستگی نزدیکی با بهروزی زیردستان دارد، فرمانروایی که برای زیردستان بهروزی به ارمغان نیاورد، فره اش کاسته میشود چنین کسی را از دیدگاه فرهنگ ایرانی، میبایست &amp;quot;فرمانروای بد&amp;quot; نام نهاد. به گفته دیگر، در ذهن مردمانی که در اندیشه شان نیکی به روشنایی و بدی به تاریکی مانند است، نیازی نیست برای بهروزی یا بدروزی آدمیان، آمار آورد، چراکه هر کس میتواند به تنهایی با سنجیدن میزان بهروزی خویش و مانند کردن آن به نیکی و سپس روشنایی با همه ی هستی خویش، به همان آشکاری و بی پردگی که روشنایی را میفهمد، میزان کارایی فرمانروای فرای خویش را نیز بفهمد. از این رو &amp;quot;فره&amp;quot; را میتوان چون جنگ افزاری در برابر &amp;quot;فرمانروایی آمیخته با دروغ دیوانی&amp;quot; به کار برد. چرا که &amp;quot;فره&amp;quot; آمار و ارقام نمیشناسد؛ او را تنها با بهروزی مردمان سر و کار است.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;در اسطوره نیز شاید بتوانیم خودکامه ای گرفتار در چنگال دیوسالاری و دیوانسالاری را بیابیم. کسی که میکوشد تاریکی فره ی خویش را با دروغ نوشتار دیوانی پالایش دهد&lt;br /&gt;ضحاک ماردوش پس از سالها بیدادگری هنگامی که زمزمه ی سرنگونی خویش را میشنود تلاش میکند تا با نوشتن گواهینامه ای به دست بزرگان، فره اش را در اندیشه ی مردم روشنایی بخشد.&lt;br /&gt;یکی محضر اکنون بباید نوشت / که «جز تخم نیکی سپهبد نَکِشت&lt;br /&gt;نگوید سخن جز همه راستی / نخواهد به داد اندرون کاستی»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و همگان ناچار از ترس وی به پذیرش آن تن در میدهند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ز بیم سپهبد همه راستان / بدان کار گشتند همداستان&lt;br /&gt;در آن محضرِ اژدها ناگزیر / گواهی نوشتند برنا و پیر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما کاوه با کمک ابزار فرهنگ ایرانی به روشنی در می یابد که ضحاک هرگز گامی در بهروزی آدمیان برنداشته و این گواهینامه چیزی مگر فریب نیست و هرگز با واقعیت همپوشانی نمیکند. ازین رو:&lt;br /&gt;خروشید و برجست لرزان ز جای / بدرید و بسپرد محضر به پای&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما به وارون آنچه گفته شد، در فرهنگ ایران، شاهانی با فرهمندی ناب، چنانچه کارهای بزرگی نیز کرده باشند، میکوشند تا با بازگو نکردن آن، همگان را بر خود بدگمان نسازند.&lt;br /&gt;«داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا و خودم بسیار [چیزهای] دیگر کرده شد [که] آن در این نبشته، نوشته نشده است. به آن جهت نوشته نشد، مبادا آنکس که از این پس نوشته را بخواند آنچه به دست من کرده شد، در دیده ی او بسیار آید [و] این او را باور نیاید، دروغ بپندارد (بند 8 از ستون 4 سنگنبشته ی داریوش در بیستون)»&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نویسنده : مسعود اسپنتمان&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-1179571964317003152?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/1179571964317003152/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_7846.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/1179571964317003152'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/1179571964317003152'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_7846.html' title='مردم به دنبال گزارش روزانه فرمانروایان نیستند'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-1237013855847959927</id><published>2010-02-09T03:57:00.001-08:00</published><updated>2010-02-09T03:57:22.346-08:00</updated><title type='text'>داستانهای کوتاه</title><content type='html'>&lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/117/%d9%85%d8%b9%d8%a8%d8%af_%d8%b4%db%8c%d9%88%d8%a7"&gt;معبد شیوا&lt;/a&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4177648 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4177574 --&gt;      &lt;br /&gt; &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/116/%d8%aa%d9%81%d8%b3%db%8c%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c_%d8%ae%d8%a7%d8%ae%d8%a7%d9%85"&gt;تفسیرهای خاخام&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4177574 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4177568 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/115/%d8%ae%d8%af%d8%a7_%d9%88_%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9"&gt;خدا و کودک&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4177568 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4177560 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/114/%d9%85%d9%88%d8%b1%da%86%d9%87"&gt;مورچه&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4177560 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4177547 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/113/%d8%a7%db%8c%d9%86%d9%85_%d8%a7%d8%b2_%d8%b3%db%8c%d8%b2%d8%af%d9%87_%d8%a8%d9%87_%d8%af%d8%b1%d8%b4%d9%88%d9%86"&gt;اینم از سیزده به درشون....&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4177547 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4177534 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/112/%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%87%d8%a7"&gt;رویاها&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4177534 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4177527 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/111/%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c%d8%a7%d8%aa%e2%80%8c_%da%a9%d8%b1%d8%a8%d9%84%d8%a7%db%8c%e2%80%8c_%d9%be%d9%86%d8%ac%e2%80%8c_%d8%b4%d9%84%d9%85%da%86%d9%87"&gt;عملیات‌ کربلای‌ پنج‌ شلمچه&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4177527 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175913 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/110/%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%b3%d9%87"&gt;وسوسه&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175913 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175875 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/109/%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c_%d9%85%d8%b1%d8%af_%d8%ae%d8%a8%db%8c%d8%ab"&gt;ماجرای مرد خبیث&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175875 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175872 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/108/%d8%a7%d8%b1%d8%b4%da%a9_%d9%88_%d8%b1%d9%88%d8%af%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87_%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85%db%8c"&gt;ارشک و رودخانه مردمی&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175872 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175861 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/107/%d8%af%d8%b1%d8%b3%db%8c_%d8%a7%d8%b2_%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%85%d8%b3%d9%84%d9%85_%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c"&gt;درسی از ابومسلم خراسانی&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175861 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175857 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/106/%d8%b1%d9%88%d8%b3%d9%be%db%8c_%d9%88_%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a8_%d8%a7%d8%b2_%d9%be%d8%a7%d8%a6%d9%88%d9%84%d9%88_%da%a9%d9%88%d8%a6%db%8c%d9%84%d9%88"&gt;روسپی و راهب از پائولو کوئیلو&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175857 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175848 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/105/%d8%b1%d8%a7%d9%87_%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa_%d8%a7%d8%b2_%d9%be%d8%a7%d8%a6%d9%88%d9%84%d9%88_%da%a9%d9%88%d8%a6%db%8c%d9%84%d9%88"&gt;راه بهشت از پائولو کوئیلو&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175848 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175842 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/104/%d8%af%d9%84%d9%85%d8%b4%d8%ba%d9%88%d9%84%db%8c_%d9%87%d8%a7%db%8c_%d8%b4%d8%a7%d9%87_%d8%b3%d9%84%d8%b7%d8%a7%d9%86_%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86"&gt;دلمشغولی های شاه سلطان حسین&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175842 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175837 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/103/%d8%ae%d8%b4%d9%85_%d9%81%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c_%db%8c%d8%b2%d8%af"&gt;خشم فرمانروای یزد&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175837 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175800 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/102/%da%a9%d9%88%d8%b2%d9%87_%d8%aa%d8%b1%da%a9_%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%87"&gt;کوزه ترک خورده&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175800 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175798 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/101/%d8%b3%d9%81%d8%b1_%d9%87%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af_%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87"&gt;سفر هفتاد ساله&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175798 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175794 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/100/%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%86_%d8%b1%d9%88%d8%ad"&gt;ساختن روح&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175794 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175791 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/99/%d8%b4%d8%a7%d8%af%db%8c_%d8%af%d8%b1_%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c_%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa"&gt;شادی در تنهایی نیست&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175791 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175787 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/98/%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%aa%d9%86%db%8c_%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%be%d8%aa"&gt;فروتنی فریاپت&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175787 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175713 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/97/%d9%82%d9%87%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86_%d9%87%d8%a7%db%8c_%d8%a2%d8%af%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c_%da%a9%d9%88%da%86%da%a9"&gt;قهرمان های آدمهای کوچک&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175713 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175710 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/96/%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c_%d8%a8%d8%b1_%d8%b1%d9%88%db%8c_%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1"&gt;میخهایی بر روی دیوار&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175710 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175709 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/95/%d8%b9%d8%b4%d9%82_%d8%a8%d9%88%d8%b1%d8%b2%db%8c%d8%af_%d8%aa%d8%a7_%d8%a8%d9%87_%d8%b4%d9%85%d8%a7_%d8%b9%d8%b4%d9%82_%d8%a8%d9%88%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af"&gt;عشق بورزید تا به شما عشق بورزند&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175709 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175702 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/94/%d9%85%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%b1"&gt;مزدور&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175702 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175692 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/93/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%aa_%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%88%db%8c_%da%a9%d8%a7%d9%81%db%8c_%d9%85%db%8c%da%a9%d9%86%d9%85%21%21%21"&gt;برایت ارزوی کافی میکنم!!!&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175692 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175672 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/92/%d9%86%d8%a7_%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af%db%8c_%d8%ae%d8%b1%d8%af%d9%85%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86_%d8%b1%d8%a7_%d9%87%d9%85_%d8%a8%d9%87_%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86_%d9%85%db%8c_%d8%b2%d9%86%d8%af"&gt;نا امیدی خردمندان را هم به زمین می زند&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175672 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175668 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/91/%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c%d8%8c_%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4_%d8%b1%d8%a7_%d8%a8%d9%87_%d8%a2%d8%aa%d8%b4_%da%a9%d8%b4%db%8c%d8%af"&gt;لیلی، خودش را به آتش کشید&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175668 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175666 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/90/%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c%d8%8c_%d8%aa%d8%b4%d9%86%d9%87_%d8%aa%d8%b1_%d8%b4%d8%af"&gt;لیلی، تشنه تر شد&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175666 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175663 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/89/%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c%d8%8c_%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87_%d8%ae%d8%af%d8%a7"&gt;لیلی، پروانه خدا&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175663 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175660 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/88/%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c%d8%8c_%d9%86%d8%a7%d9%85_%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1_%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c"&gt;لیلی، نام دیگر آزادی&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175660 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175656 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/87/%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af_%d9%88_%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c_%d8%ae%d8%b1%d8%af"&gt;وجود و دریای خرد&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175656 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175654 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/86/%d8%a2%db%8c%d8%a7_%d8%aa%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%b1_%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae_%d9%85%d9%85%da%a9%d9%86_%d8%a7%d8%b3%d8%aa"&gt;آیا تکرار تاریخ ممکن است&lt;/a&gt; &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/85/%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c%d8%8c_%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86_%d8%a7%d8%b3%d8%aa"&gt;لیلی، رفتن است&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175652 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175650 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/84/%d8%a2%db%8c%d8%a7_%d8%af%d8%b1_%d9%be%d8%b3_%d9%85%d8%b1%da%af_%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c_%d8%b3%d8%aa"&gt;آیا در پس مرگ زندگی ست&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175650 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175645 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/83/%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86_%d8%a7%d8%b2_%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%b4%d8%a7%d8%b1_%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c_%d9%85%db%8c_%d8%aa%d8%b1%d8%b3%d8%af"&gt;شیطان از انتشار لیلی می ترسد&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175645 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175641 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/82/%d8%a7%d8%b3%d8%a8_%d8%b3%d8%b1%da%a9%d8%b4_%d8%af%d8%b1_%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%87_%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c"&gt;اسب سرکش در سینه لیلی&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175641 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175637 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/81/%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c%d8%8c_%d8%b2%db%8c%d8%b1_%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa_%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%b1"&gt;لیلی، زیر درخت انار&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175637 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175634 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/80/%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c%d8%8c_%d9%86%d8%a7%d9%85_%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85_%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86_%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86_%d8%a7%d8%b3%d8%aa"&gt;لیلی، نام تمام دختران زمین است&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175634 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175632 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/79/%d8%a7%d8%ad%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85_%d8%a8%d9%87_%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%b3%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%86"&gt;احترام به شایستگان&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175632 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175627 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/78/%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%b2_%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa"&gt;جواز بهشت&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175627 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175623 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/77/%d8%b3%d9%85"&gt;سم&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175623 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175615 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/76/%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86_%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%82%d8%aa_%d8%b9%d8%b4%d9%82"&gt;نشان لیاقت عشق&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175615 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175613 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/75/%d8%aa%d8%b2%d8%b1%db%8c%d9%82_%d8%ae%d9%88%d9%86"&gt;تزریق خون&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175613 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175611 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/74/%d8%a7%d9%85%d9%86%db%8c%d8%aa_%d8%af%d8%b1_%d8%af%d8%b3%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%87_%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c_%21"&gt;امنیت در دستگاه دیوانی !&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175611 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175603 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/73/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af_%d8%8c_%d8%ae%d9%88%d8%af_%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d8%b3%d8%aa"&gt;امید ، خود زندگیست&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175603 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175601 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/72/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%85_%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%81%d8%aa%da%86%db%8c"&gt;خانم نظافتچی&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175601 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175598 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/71/%d8%aa%d8%b5%d9%85%db%8c%d9%85_%d9%85%d9%87%d9%85"&gt;تصمیم مهم&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175598 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175595 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/70/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%db%8c%d9%86_%d8%b6%d8%b1%d8%a8%d9%87_%d8%a8%d9%88%d8%af"&gt;آخرین ضربه بود&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175595 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175589 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/69/%d8%ac%d9%86%da%af_%d8%ae%d9%88%d8%a8_%d8%a7%d8%b3%d8%aa_%db%8c%d8%a7_%d8%a8%d8%af_%d8%9f"&gt;جنگ خوب است یا بد ؟&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175589 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175588 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/68/%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%85_%d8%b9%d8%b4%d9%82_%d8%a8%d9%87_%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86"&gt;سرانجام عشق به ایران&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175588 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175583 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/67/%d8%b2%db%8c%d8%b1_%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87_%d9%87%d8%a7%db%8c_%d9%84%d8%ba%d8%b2%d8%a7%d9%86_%d8%a8%d8%b1%d9%81"&gt;زیر سایه های لغزان برف&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175583 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175580 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/66/%d8%b3%d8%a7%d8%b9%d8%aa_%d8%b1%d8%a7_%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87_%d9%85%db%8c_%da%a9%d9%86%d9%85"&gt;ساعت را نگاه می کنم&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175580 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175578 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/65/%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%b4%d8%b4_%d8%b3%d9%be%db%8c%d8%af_%d9%88_%d8%ae%d9%86%da%a9_%d9%85%d8%b9%d8%b4%d9%88%d9%82"&gt;درخشش سپید و خنک معشوق&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175578 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175575 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/64/%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87_%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%87_%d8%a7%d8%b2_%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7_%d8%aa%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%b2%db%8c"&gt;شانه خودخواه از زیبا تبریزی&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175575 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175560 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/63/%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa_%d8%b9%d8%ac%db%8c%d8%a8_%db%8c%da%a9_%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9"&gt;قدرت عجیب یک کودک&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175560 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175533 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/62/%d8%b3%d9%86%da%af%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b4"&gt;سنگتراش&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175533 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175529 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/61/%d9%82%d9%84%d8%a8_%d8%ac%d8%ba%d8%af_%d9%be%db%8c%d8%b1_%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa"&gt;قلب جغد پیر شکست&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175529 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175528 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/60/%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86_%d8%ad%da%a9%d9%85%d8%aa"&gt;بزرگترین حکمت&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175528 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4175517 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/59/%d8%ae%d9%88%d9%84%db%8c_%d9%88_%d8%ae%d8%b1_%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b1%d8%af"&gt;خولی و خر نامرد&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4175517 --&gt;     &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174927 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/58/%d8%a8%d9%84%d8%a7%db%8c%db%8c_%da%a9%d9%87_%d8%a7%d8%a8%d9%88%d9%85%d8%b3%d9%84%d9%85_%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c_%d8%a8%d8%b1_%d8%b3%d8%b1_%da%a9%d9%85%d9%88%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85_%d8%a2%d9%88%d8%b1%d8%af_%21"&gt;بلایی که ابومسلم خراسانی بر سر کمونیسم آورد !&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174927 --&gt;     &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174806 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/57/%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%85%db%8c%22_%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81_%d9%85%db%8c_%da%a9%d9%86%d8%af_%3a"&gt;کاریمی&amp;quot; تعریف می کند :&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174806 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174663 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/56/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%db%8c_%d8%a8%d8%a7_%d9%be%d8%a7%db%8c_%d8%a8%d8%b1%d9%87%d9%86%d9%87"&gt;کودکی با پای برهنه&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/55/%d8%b4%d8%ac%d8%a7%d8%b9%d8%aa_%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87_%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86_%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c_%d8%a7%d9%85_%d8%b1%d8%a7_%d9%87%d9%85_%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85"&gt;شجاعت ادامه دادن زندگی ام را هم دارم&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174661 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174658 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/54/%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%da%a9_%d9%be%d8%b4%d8%aa_%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87_%d8%a7%d8%b2_%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%82_%d9%87%d8%af%d8%a7%db%8c%d8%aa"&gt;عروسک پشت پرده از صادق هدایت&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174658 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174640 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/53/%d8%a2%d8%ae%d8%b1%db%8c%d9%86_%d8%a8%d8%a7%d8%b1%db%8c_%da%a9%d9%87_%d8%af%db%8c%d8%af%d9%85%d8%b4"&gt;آخرین باری که دیدمش&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174640 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174633 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/52/%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c_%da%a9%d9%87_%d9%81%d9%82%d8%b7_%d9%85%db%8c_%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa_%d8%a8%da%af%d9%88%db%8c%d8%af_%d8%b3%db%8c%d8%a8"&gt;مردی که فقط می خواست بگوید سیب&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174633 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174625 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/51/%da%af%d9%84_%d8%b3%d8%b1%d8%ae%db%8c_%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c_%d9%85%d8%ad%d8%a8%d9%88%d8%a8%d9%85"&gt;گل سرخی برای محبوبم&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174625 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174622 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/50/%da%86%d9%86%d8%af_%d9%84%d8%ad%d8%b8%d9%87_%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%d9%88%d9%86%d9%88_%d8%a7%d9%88%d9%86%d8%ac%d8%a7_%d8%a8%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d8%af"&gt;چند لحظه خودتونو اونجا ببینید..&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174622 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174617 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/49/%d8%b9%d9%82%d8%a7%d8%a8"&gt;عقاب&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174617 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174608 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/48/%d9%81%d9%82%d8%b1"&gt;فقر&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174608 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174606 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/47/%d8%ad%da%a9%d9%85%d8%aa_%d8%ae%d8%af%d8%a7"&gt;حکمت خدا&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174606 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174600 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/46/%d9%86%d8%a7%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%a7_%d9%88_%d9%85%d8%a7%d9%87"&gt;نابینا و ماه&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174600 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174599 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/45/%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa_%d9%88_%d8%ac%d9%87%d9%86%d9%85"&gt;بهشت و جهنم&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174599 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174594 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/44/%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af_%d8%a7%d9%85%d9%86%db%8c%d8%aa_%d9%88%d8%b8%db%8c%d9%81%d9%87_%d9%81%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b3%d8%aa"&gt;ایجاد امنیت وظیفه فرمانرواست&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174594 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174590 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/43/%d8%b9%d8%b1%d9%88%d8%b3%da%a9"&gt;عروسک&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174590 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174586 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/42/%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa"&gt;شکلات&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174586 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174584 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/41/%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87_%d8%b1%d9%88%db%8c_%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1"&gt;نوشته روی دیوار&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174584 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174560 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/40/%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d9%87_%d8%b1%d9%88%db%8c_%d8%af%db%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1"&gt;نوشته روی دیوار&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174560 --&gt;    &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174552 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/39/%d8%af%d9%84%d8%b1%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c_%d9%be%db%8c%d8%b4_%d8%a7%d8%b2_%d9%85%d8%b1%da%af"&gt;دلربایی پیش از مرگ&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174552 --&gt;    &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174546 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/38/%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86"&gt;ایمان&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174546 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174545 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/37/%d8%af%d9%88_%da%a9%d9%88%d8%b2%d9%87"&gt;دو کوزه&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174545 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174541 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/36/%d9%81%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c_%d9%be%db%8c%d8%b1%db%8c"&gt;فرزانگی پیری&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174541 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174536 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/35/%d9%be%d8%a7%d8%b1%d9%85%db%8c%d8%b3"&gt;پارمیس&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174536 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174535 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/34/%d8%b4%d8%a8%db%8c_%d8%b1%d8%a7%d9%87%e2%80%8c%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86"&gt;شبی راه‌زنان&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174535 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174515 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/33/%da%a9%d9%85%da%a9_%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%86%db%8c_%d8%b4%d8%a7%d9%87_%d8%b3%d9%84%d8%b7%d8%a7%d9%86_%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86_%d8%a8%d9%87_%d8%b3%db%8c%d9%84_%d8%b2%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86"&gt;کمک خواندنی شاه سلطان حسین به سیل زدگان&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174515 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174511 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/32/%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%d9%80%d9%80%d9%80%d9%80%d9%80%d8%a7%d8%b1%db%8c"&gt;یادگـــــاری&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174511 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174491 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/31/%d8%b7%d8%b9%d9%85_%d8%b9%d8%b4%d9%82_%d8%a8%d9%87_%d9%85%db%8c%d9%87%d9%86"&gt;طعم عشق به میهن&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;   &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174491 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174485 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/30/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88_%d8%a8%d8%a7_%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86"&gt;گفتگو با کودکان&lt;/a&gt; &lt;br /&gt; &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/29/%d8%b1%d8%a7%d9%87_%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa"&gt;راه بهشت&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;    &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174491 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174485 --&gt;      &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4166996 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4166985 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/28/%da%af%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87_%d8%ae%d8%a7%d9%84%db%8c_%d8%a7%d8%b2_%d8%af%d8%a7%da%a9%d8%aa%d8%b1_%d8%a7%da%a9%d8%b1%d9%85_%d8%b9%d8%ab%d9%85%d8%a7%d9%86"&gt;گهواره خالی از داکتر اکرم عثمان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;    &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174491 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174485 --&gt;      &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4166985 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4166976 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/27/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88_%d8%a8%d8%a7_%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86_%d8%a7%d8%b2_%db%8c%d8%a7%d8%b3%d9%85%db%8c%d9%86_%d8%a2%d8%aa%d8%b4%db%8c"&gt;گفتگو با کودکان از یاسمین آتشی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;    &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174491 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174485 --&gt;      &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4166976 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4166975 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/26/%d8%a8%d9%87%d8%a7%db%8c_%d8%b9%d8%b4%d9%82_%d8%a7%d8%b2_%d8%af%d8%a7%da%a9%d8%aa%d8%b1_%d8%b4_%d9%be%d8%b1%d8%aa%d9%88"&gt;بهای عشق از داکتر ش. پرتو&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;    &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4174491 --&gt;   &lt;!-- BlogArchiveItem ID=4174485 --&gt;      &lt;!-- /BlogArchiveItem ID=4166975 --&gt;        &lt;!-- BlogArchiveItem ID=2709253 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/24/%d8%a8%d8%b4%d9%80%d9%86%d9%88_%d8%a7%d8%b2_%d9%86%db%8c_%da%86%d9%88%d9%86_%d8%ad%da%a9%d8%a7%db%8c%d8%aa_%d9%85%db%8c_%da%a9%d9%86%d8%af_%d8%a7%d8%b2_%d8%a7%da%a9%d8%b1%d9%85_%d8%b9%d8%ab%d9%85%d8%a7%d9%86"&gt;بشـنو از نی چون حکایت می کند از اکرم عثمان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;  &lt;!-- BlogArchiveItem ID=2664578 --&gt;&lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/23/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c_%d8%a7%d8%b2_%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa_%d8%b3%d9%84%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86"&gt;داستانی از حضرت سلیمان&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- BlogArchiveItem ID=2664573 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/22/%d9%be%d9%87%d9%80%d9%84%d9%88%db%8c_%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%aa"&gt;پهـلوی تابوت&lt;/a&gt; &lt;br /&gt; &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/21/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af_%da%a9%d8%b3%db%8c_%d8%b1%d8%a7_%d9%86%d8%a7_%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af_%d9%86%da%a9%d9%86"&gt;امید کسی را نا امید نکن&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;  &lt;!-- BlogArchiveItem ID=2664558 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/20/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87_%d9%87%d9%86%d8%af%db%8c"&gt;افسانه هندی&lt;/a&gt; &lt;span style="text-decoration: underline;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/19/%d9%85%d9%87%d9%85%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86_%d9%be%d8%b4%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87_%d9%81%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86"&gt;مهمترین پشتوانه فرمانروایان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/18/%d8%a8%d8%aa%db%8c_%da%a9%d9%87_%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa"&gt;بتی که شکست&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/17/%d9%be%d8%af%d8%b1%d9%85_%d9%88_%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%88%db%8c_%da%a9%d9%88%da%86%da%a9%d8%b4_%d8%a7%d8%b2_%d9%82%d8%a7%d8%af%d8%b1_%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%af%db%8c"&gt;پدرم و رادیوی کوچکش از قادر مرادی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;  &lt;!-- BlogArchiveItem ID=2241141 --&gt;      &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/16/%d8%a2%d9%88%d8%a7%d8%b2%d9%87_%d9%86%d8%a7%d9%85_%d8%b1%d9%88%d8%af%da%a9%db%8c"&gt;آوازه نام رودکی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/15/%d8%b2%d9%86_%d8%ad%d8%a7%d9%85%d9%84%d9%87_%d8%b1%d9%88%db%8c_%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa_%d8%a7%d8%b2_%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2_%d9%85%d8%b9%d8%aa%d8%b6%d8%af%db%8c"&gt;زن حامله روی درخت از عزیز معتضدی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;  &lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/14/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86_%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87_%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%80%d9%80%d9%80%d9%80%d9%80%d9%88_%d8%a7%d8%b2_%d8%b9%d8%b2%db%8c%d8%b2_%d9%85%d8%b9%d8%aa%d8%b6%d8%af%db%8c"&gt;داستان کوتاه پرستـــــو از عزیز معتضدی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;   &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-1237013855847959927?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/1237013855847959927/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_09.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/1237013855847959927'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/1237013855847959927'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_09.html' title='داستانهای کوتاه'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-5681622232002231053</id><published>2010-02-07T15:20:00.000-08:00</published><updated>2010-02-07T15:30:42.588-08:00</updated><title type='text'>55 میلیارد تومان بودجه فناوری اطلاعات</title><content type='html'>منبع: عصر ارتباط&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="7" border="0" width="7" src="http://itiran.com/images/bullet.gif" /&gt;   &lt;b style="font-family: times new roman; font-style: normal; font-variant: normal; font-weight: bold; line-height: normal; font-size-adjust: none; font-stretch: normal; font-size: 16px;"&gt;55 میلیارد تومان بودجه فناوری اطلاعات &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;font style="color: rgb(155, 0, 0);"&gt;18 بهمن 1388 &lt;/font&gt;- سرويس خبر- بيش از 55 ميليارد تومان به صورت مستقيم به گسترش فناوري ارتباطات و اطلاعات در دستگاه هاي اجرايي اختصاص يافته است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; به گزارش عصرارتباط، طبق پيش‌بيني‌هاي صورت گرفته در لايحه بودجه سال آينده که هنوز به تصويب مجلس شوراي اسلامي نرسيده 55 ميليارد و 878 ميليون و 700 هزار تومان به حمايت از توسعه علوم و فناوري‌هاي نوين اختصاص يافته است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; اين ميزان بودجه ميان 21 سازمان و دستگاه اجرايي تقسيم شده است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; اين ميزان بودجه نسبت به بودجه پيش‌بيني شده براي سال جاري 7 ميليارد و 224 ميليون تومان افزايش يافته است. به نظر مي‌رسد اين بخش از بودجه، بودجه باقی‌مانده از برنامه تکفا است که با وجود اين‌که قرار بود امسال همراه با پروژه‌هايش به اتمام برسد سال آينده نيز مهمان دستگاه‌هاي اجرايي خواهد ماند. اکثر پروژه‌هاي اين بخش طي سال‌هاي 81 تا 83 کليد خورده‌اند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; ثبت احوال&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; بودجه پيشنهادي سازمان ثبت‌احوال براي گسترش فناوري ارتباطات و اطلاعات در اين سازمان 2 ميليارد و 456 ميليون و 200 هزار تومان است که نسبت به سال گذشته 231 ميليون و 400 هزار تومان افزايش يافته است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; طبق پيش‌بيني‌هاي صورت گرفته امسال سال پاياني تخصيص بودجه براي تحقيقات فني پروژه‌اي است که در سازمان ثبت‌احوال براي گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات تعريف شده است. در طول اجراي اين پروژه در مجموع 17 ميليارد و 329 ميليون و 300 هزار تومان براي آن تخصيص يافته است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; همچنين در لايحه پيشنهادي بودجه سال آينده اين سازمان پیش‌بینی شده از محل ارايه خدمات الکترونيکي کارت ملي و شناسنامه، شامل صدور کارت ملي و اعلام شماره ملي و صدور شناسنامه مکانيزه اين سازمان 14 ميليارد تومان براي دولت درآمد خواهد داشت.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; وزارت اقتصاد&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; براي گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات در وزارت امور اقتصادي و دارايي نيز طي سال آينده يک ميليارد و 241 ميليون و 700 هزارتومان اختصاص يافته است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; اين ميزان بودجه نسبت به بودجه‌اي که طي سال‌جاري به اين وزارتخانه تحت همين عنوان اختصاص يافته اندکي افزايش يافته است. اين ميزان بودجه نيز تحت عنوان تحقيقات فني براي اجرايي شدن يک پروژه به اين وزارتخانه اختصاص خواهد يافت.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; از ديگر بودجه‌هايي که به سازمان امور مالياتي (زيرمجموعه وزارت اقتصاد) اختصاص مي‌يابد بودجه طرح جامع مالياتي است، طبق پيش‌بيني‌هاي صورت گرفته سال آينده براي اجراي طرح جامع مالياتي 72 ميليارد و 200 ميليون تومان اختصاص خواهد يافت. طبق پيش‌بيني‌هاي صورت گرفته با تخصيص اين ميزان بودجه مطالعه، تامين تجهيزات و نرم‌افزار و ايجاد دو مرکز ديتا بايد به اتمام برسد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; اجرايي شدن طرح جامع مالياتي تقريبا 10 سال است که در دستور کاري دولت قرار دارد و با وجودي ‌که قرار بود با پايان يافتن برنامه تکفا اين طرح به صورت کامل اجرايي شود ولي هنوز اين طرح به اتمام نرسيده‌ است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; اگر مسووليت هدفمندشدن يارانه‌ها به وزارت رفاه و تامين اجتماعي واگذار مي‌شد شايد توجه به اين وزارتخانه بيش‌ از اين بود ولي با توجه به تشکيل سازمان هدفمند شدن يارانه‌ها برادر کوچک‌تري براي اين سازمان متولد شد که تمامي نگاه‌ها را به سوي خود خيره کرد اما وزارت رفاه نيز در اين ميان بي‌بهره نمانده و در همان ظرف قبلي غذايش را گرفت. براي برنامه گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات در وزارت رفاه و تامين اجتماعي در لايحه بودجه سال آينده 716 ميليون و 400 هزار تومان و براي برنامه مديريت اطلاعات نظام جامع رفاه و تامين اجتماعي 653 ميليون و 900 هزار تومان اختصاص يافته است. همچنين براي برنامه نظام اطلاعات نرم‌افزاري و سخت‌افزاري ايثارگران 604 ميليون و 500 هزار تومان در نظر گرفته شده ‌است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; نيروي انتظامي&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; نيروي انتظامي به عنوان يکي از پيشروترين بخش‌هاي دولت طي سال‌هاي گذشته فناوري اطلاعات و ارتباطات را به صورت کاربردي در زير مجموعه خود به کار گرفته و اين روزها که بنا به دلايلي کاربرد فناوري‌ اطلاعات با حساسيت ويژه‌اي مواجه شده است، در لايحه بودجه سال آينده2 ميليارد و 78 ميليون و 700 هزار تومان براي گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات براي ناجا اختصاص يافته است، کل بودجه اختصاص يافته به اين پروژه که در سال 81 نيز آغاز شده 12 ميليارد و 824 ميليون تومان است. همچنين براي برنامه سامانه‌هاي جامع رايانه‌اي و شبکه‌هاي ارتباطي ناجا 68 ميليارد و 460 ميليون و براي فناوري اطلاعات و مديريت امنيتي و انتظامي نيز 170 ميليون تومان اختصاص يافته‌ است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; وزارت امور خارجه&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; پروژه‌هاي ICT در وزارت امورخارجه نيز يکي از طولاني‌ترين پروژه‌هايي است که در دستگاه‌هاي دولتي کليد خورده‌ و يکي از پر سر و صداترين پروژه‌ها نيز به شمار مي‌آيد. در لايحه بودجه سال آينده پيش‌بيني شده که براي پروژه گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات در اين وزارتخانه که قرار است سال 1390 به اتمام برسد 921 ميليون 100 هزار تومان در صورت تصويب مجلس شوراي اسلامي اختصاص مي‌يابد. بودجه اختصاص يافته به اجراي اين پروژه نسبت به امسال 320 ميليون و 400 هزار تومان افزايش يافته است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; وزارت علوم تحقيقات و فناوري&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; طبق برآوردهاي صورت گرفته در بودجه سال آينده 3 ميليارد و 920 ميليون تومان براي ايجاد شبکه‌هاي اطلاع‌رساني زيرساخت‌ها و شاهراهاي اطلاعاتي در مراکز علمي و پژوهشي و توسعه آموزش در محيط رايانه‌اي وزارت علوم اختصاص خواهد يافت براي اين بخش طي سال جاري 6 ميليارد تومان اختصاص يافته بود. امسال اين پروژه نيز به اتمام مي‌رسد و براي برنامه حمايت از توسعه علوم و فناوري‌هاي نوين اين وزارتخانه 6 ميليارد و 920 ميليون تومان در نظر گرفته شده‌ است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; آموزش و پرورش&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; براي گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش سال آينده 8 ميليارد و 699 ميليون تومان اختصاص يافته است، اين پروژه‌ها (3 پروژه) از سال 1381 آغاز شده و سال 89 سال پاياني اين پروژه عنوان شده؛ در مجموع به اين پروژه 66 ميليارد و 447 ميليون و 100 هزار تومان اختصاص يافته است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; وزارت بهداشت&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات در وزارت بهداشت و درمان پزشکي 2 ميليارد و 700 ميليون تومان به خود اختصاص داده است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; بودجه سال آينده نسبت به امسال کاهش يافته است، امسال براي اين پروژه‌ها 4 ميليارد و 500 هزار تومان اختصاص يافته بود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; داد گستري&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; 2 ميليارد و 724 ميليون و 500 هزار تومان براي گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات در دادگستري در نظر گرفته شده است. اين پروژه نيز طبق پيش‌بيني‌هاي صورت گرفته امسال به پايان مي‌رسد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; سازمان صداو سيما&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; پروژه تعريف شده براي گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات در سازمان صدا و سيما در سال 1390 به اتمام مي‌رسد و براي اين پروژه طي سال آينده 2ميليارد و 760 ميليون تومان اختصاص يافته است و پيش‌بيني شده که بودجه اين پروژه براي سال 1390، 130 ميليون تومان باشد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; در اين سازمان براي تبديل فناوري موجود به فناوري پيشرفته (آنالوگ به ديجيتال)7 ميليارد و 721ميليون و 900 هزار تومان اختصاص يافته است. درصورت تبديل اين فناوري پخش برنامه‌ها از رسانه ملي به صورت ديجيتال خواهد بود در شرايط فعلي پخش از طريق کانال‌هاي داخلي به صورت آنالوگ است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; سازمان ثبت اسناد و املاک کشور&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; کل بودجه در نظر گرفته شده براي گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات براي سازمان ثبت اسناد و املاک کشور 2 ميليارد و 237 ميليون و 500 هزار تومان است که از اين ميزان براي سال آتي 755ميليون و 100 هزار تومان براي آن پيش‌بيني شده است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; همچنين براي تهيه نقشه‌هاي کاداستر مکانيزاسيون اطلاعات جامع املاک 20 ميليارد و 608 ميليون تومان در بودجه امسال پيش‌بيني شده ‌است، اين پروژه که تا پايان سال 93 به اتمام مي‌رسد در مجموع 159ميليارد و 500 ميليون تومان را به خود اختصاص داده است. در صورت تصويب مجلس شوراي اسلامي براي برنامه بانک جامع اطلاعات املاک و کاداستر نيز 17ميلياردتومان اختصاص خواهد يافت.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; دبيرخانه شوراي عالي اطلاع‌رساني&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; کل بودجه پيشنهادي براي دبيرخانه شوراي عالي اطلاع‌رساني 5 ميليارد و 956 ميليون تومان است. بودجه مورد نياز براي توسعه خط و زبان فارسي در محيط رايانه‌اي به دبيرخانه شوراي عالي اطلاع‌رساني اختصاص مي‌يابد. در لايحه بودجه سال آينده براي اين بخش 4 ميليارد و 956 ميليون تومان پيشنهاد شده که نسبت به بودجه مصوب امسال يک ميليارد و 717 ميليون و 300 هزار تومان افزايش يافته است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; اين پروژه سال 1390 به اتمام مي‌رسد و طي سال 90 براي آن 462 ميليون و 300 هزار تومان اختصاص خواهد يافت، کل بودجه‌اي که براي اين پروژه در نظر گرفته شده 26 ميليارد و 392 ميليون تومان است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; رييس جمهوري&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; براي گسترش فناوري اطلاعات و ارتباطات در سازمان مديريت و برنامه‌ريزي يک ميليارد و 933ميليون تومان اختصاص يافته است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; همچنين براي سامانه توانمندسازي براي مديريت شوراي آي‌تي سال آينده 150 ميليون تومان به اين معاونت اختصاص خواهد يافت. اين پروژه از سال 85 آغاز شده و سال آينده به اتمام مي‌رسد. براي تجهيز سخت‌افزاري و نرم‌افزاري نظام جديد بودجه‌ريزي نيز در بودجه سال آينده يک ميليارد و 598 ميليون و900 هزارتومان اختصاص مي‌يابد، اجراي اين پروژه نيز از سال 81 آغاز شده‌ و پيش‌بيني مي‌شود که اين طرح تا پايان سال 1390 به اتمام رسد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; مرکز آمار ايران&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; براي تامين سخت‌افزار و نرم‌افزار نظام جامع آماري کشور پيش بيني شده است که يک ميليارد و 23 ميليون و 500 هزار تومان به مرکز آمار اختصاص مي‌يابد. براي اتمام اين پروژه بايد 4 ميليارد و 441ميليون و700 هزار تومان ديگر اختصاص يابد، طبق پيش‌بيني‌هاي صورت گرفته اين پروژه بايد سال 1390 به اتمام برسد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;  سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; براي مطالعه و اجراي طرح جامع فناوري و اطلاع‌رساني گردشگري 2 ميليارد و 500 ميليون تومان به سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در بودجه سال آينده اختصاص مي‌يابد. پيش‌بيني شده است که براي اتمام اين پروژه در سال 1390 بايد 3 ميليارد و 65 ميليون تومان در نظر گرفته شود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; نهاد رياست جمهوري&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; براي ايجاد سامانه الکترونيکي به منظور اجراي طرح جامع فناوري ارتباطات و اطلاعات نهاد و ارتباطات مردم و دولت سال آينده 7 ميليارد و 822ميليون و 800 هزار تومان به نهاد رياست جمهوري اختصاص خواهد يافت.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; اجراي اين پروژه از سال 1387 آغاز شده و پيش‌بيني شده که تا پايان سال 1390 به اتمام رسد.کل بودجه پيش‌بيني شده براي اين پروژه 32 ميليارد و 500 ميليون تومان است. براي برنامه حمايت از توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات در نهاد رياست جمهوري، 5 ميليارد تومان پيش‌بيني شده و براي حمايت از فناوري‌هاي نرم و هويت‌ساز نيز 3 ميليارد تومان در نظر گرفته شده‌ است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; دفاعي&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; براي برنامه فناوري اطلاعات و مديريت دفاعي کشور 4 ميليارد و 252 ميليون و 400 هزار تومان اختصاص يافته که از اين ميزان 461 ميليون و 400هزارتومان براي وزارت دفاع و 355 ميليون تومان براي ستاد فرماندهي کل نيروهاي مسلح اختصاص يافته است.&lt;/div&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-5681622232002231053?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/5681622232002231053/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/55.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/5681622232002231053'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/5681622232002231053'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/55.html' title='55 میلیارد تومان بودجه فناوری اطلاعات'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-4090321793167958586</id><published>2010-02-07T15:19:00.000-08:00</published><updated>2010-02-07T15:29:54.098-08:00</updated><title type='text'>بودجه اي که ناگهان زياد شد</title><content type='html'>نويسنده: مجتبی محمودی&lt;br /&gt;منبع: عصر ارتباط&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="7" border="0" width="7" src="http://itiran.com/images/bullet.gif" /&gt;   &lt;b style="font-family: times new roman; font-style: normal; font-variant: normal; font-weight: bold; line-height: normal; font-size-adjust: none; font-stretch: normal; font-size: 16px;"&gt;بودجه اي که ناگهان زياد شد&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;font style="color: rgb(155, 0, 0);"&gt;18 بهمن 1388 &lt;/font&gt;- بازخواني اعداد و ارقام درج شده در لايحه پيشنهادي بودجه سال آتي مي‌تواند ما را به تاويل‌هاي متفاوتي رهنمون سازد که اين تاويل‌ها شايد بتواند چشم‌انداز برنامه‌ها و عملکرد دولت در بخش فناوري اطلاعات و ارتباطات را نمايان کند. در يک نگاه کلي اگر به گزارش‌هاي ما از اعداد و ارقام بودجه‌اي مرتبط در بخش فناوري اطلاعات و ارتباطات در همين شماره عصرارتباط نگاه کنيد، قطعا در مي‌يابيد که اين اعداد و ارقام نسبت به سال گذشته با افزايش معناداري مواجه بوده است. فارغ از اين‌که اين افزايش‌هاي معنادار تا چه اندازه مبتني بر برنامه‌هاي مدون و استاندارد پيشنهاد شده است و همچنين بدون توجه به اين چالش که درچشم‌انداز اقتصادي که پيش‌رويمان قرار دارد تا چه اندازه مي‌توان به جذب اين ارقام در بخش فناوري اطلاعات و ارتباطات خوش‌بين بود؛ در نهايت مي‌توان دو نکته را استنباط کرد:&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; نکته اول: با توجه به نوع کاربرد‌هاي متفاوت فناوري اطلاعات و ارتباطات که طي ماه‌هاي گذشته در سطح اجتماع بروز و نمود پيدا کرد از همين‌رو نگاه مديران و تصميم‌سازان دولتي به فاوا متفاوت از گذشته شد؛ اين تفاوت هماني است که به صورت معنادار و مشهود در ارقام بودجه‌اي سال آتي خودنمايي کرده است. اگر طي سال‌هاي گذشته بخشي از چالش در بدنه دولت اين بود که پيش از هرچيز بايد ابتدا اهميت فناوري اطلاعات و ارتباط را براي مديران تبيين کرد اين ارقام نشان مي‌دهد ذهن و دل برنامه‌ريزان به ميزان تاثير فاوا يقين پيدا کرده است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; نکته دوم: قاعدتا اعداد و ارقام بودجه‌اي همواره اهداف مشخص را دنبال مي‌کنند. البته تاکيد مي‌کنم؛ منطقي است که اهداف مشخص و قابل پيگيري و نظارت را دنبال کند. اين‌که در واقعيت تا چه اندازه اين موضوع در بودجه‌هاي سنواتي خصوصا در سال‌هاي اخير مورد توجه بوده نکته ديگري است که اين‌جا به آن نمي‌پردازيم اما به هر صورت منطقي است اگر بگوييم اهداف به ميزان سهمي که از بودجه‌هاي ساليانه به خود اختصاص مي‌دهند به همان ميزان سطح اهميت خودشان را نمايان مي‌سازند. لايه‌خواني سطحي ارقام بودجه‌اي سال آتي نشان مي‌دهد يکي از مهم‌ترين اهدافي که در اين ارقام پيگيري شده بعد نظارتي فاوا است. در واقع بودجه‌ريزان و برنامه‌سازان با اين ارقام و افزايش‌هاي معنادار آن علاوه بر اين‌که نشان داده‌اند که اهميت فاوا را دريافته‌اند بلکه به دنبال استفاده بهينه‌تر از کارکردهاي نظارتي آن در تمامي شئونات هستند.&lt;/div&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-4090321793167958586?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/4090321793167958586/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_4902.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/4090321793167958586'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/4090321793167958586'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_4902.html' title='بودجه اي که ناگهان زياد شد'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-2681742205570279597</id><published>2010-02-07T15:18:00.001-08:00</published><updated>2010-02-07T15:28:54.331-08:00</updated><title type='text'>نمي توان حق PAPها را يک جانبه لغو کرد</title><content type='html'>نويسنده: مجتبي محمودي&lt;br /&gt;منبع: عصر ارتباط&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="7" border="0" width="7" src="http://itiran.com/images/bullet.gif" /&gt;   &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;font style="color: rgb(155, 0, 0);"&gt;18 بهمن 1388 &lt;/font&gt;- گفت‌وگوي ما با مسعود داوري نژاد اولين رييس سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي داستان پيچيده‌اي دارد، در واقع ايده انجام اين گفت‌وگو از خلال صحبت‌هاي تلفني در خصوص اجبارها و فشارهاي سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي بر شرکت‌هاي PAP به منظور تمکين از شرايط پروانه وايمکس پديد آمد. داوري نژاد به عنوان مطلع موثقي که در جريان صدور پروانه‌هاي ندا قرار دارد در اين گفت‌وگو به چالش‌هاي حقوقي، مقرراتي و اقتصادي اين اجبار و الزام مي‌پردازد و بارها تاکيد مي‌کند؛ رفتار سازمان تنظيم مقررات در قبال شرکت‌هايي که پيش از اين از تکنولوژي وايمکس براي ارايه خدمات استفاده کرده‌اند مبناي منطقي و پروانه‌اي ندارد و مي‌تواند موجبات طرح دعوي حقوقي از سوي شرکت‌هاي PAP را فراهم آورد. در اين گفت‌وگو از زواياي مختلف چالش به‌وجود آمده مورد بررسي قرار گرفته است که اميدواريم طي هفته آتي اين موضوع را از منظرهاي ديگر نيز مورد بررسي قرار دهيم.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;  &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; اخيرا به نقل از جنابعالي اعلام شده که شما پروانه وايمکس را غير قانوني مي‌دانيد در پي انتشار اين اظهارنظر روابط عمومي‌ سازمان تنظيم مقررات نيز پاسخ داده که چنين نيست و همه ضوابط قانوني کار رعايت شده و مصوبات لازم گرفته شده است، آيا شما با صدور پروانه وايمکس موافق هستيد؟ &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; به نظر من پاسخ روابط عمومي‌سازمان بيشتر پاسخي رسمي و متعارف از سر انجام وظيفه اداري بود تا طرح و بحث کارشناسي به همين دليل من لازم مي‌بينم يک بار اين قضيه را که به ظن من يک فاجعه در حوزه سياست‌گذاري است را در ابعاد مختلف مورد بررسي قرار گيرد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; قبل از اين‌که به موضوع سياستگذاري بپردازيد روابط عمومي‌رگولاتوري در پاسخ به همان اظهارنظر اعلام کرد که در زمان رياست شما توزيع باند وايمکس مناسب صورت نگرفته است!&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; به نظر مي‌رسد با سوابق آشنايي ندارند. در دوران تصدي من هيچ فرکانسي به وايمکس داده نشد و تنها به صورت آزمايشي اجازه استفاده از تکه باندهاي 5/2و 5/3 گيگاهرتز به تقاضاي خود اپراتور بدون قيد فناوري وايمکس يا پريمکس در هر جايي طيف داده شد تا بعد از انجام آزمون‌هاي پوششي و قطعي کردن فناوري مورد نظر، درخواست خود را نهايي کرده و مجوز قطعي و رسمي‌ براي آنان صادر شود. اطلاع دارم مجوزهاي فرکانس براي وايمکس به صورت قطعي از اواخر سال 1384 که بنده حضور نداشتم صادر شده که کار بسيار درستي بود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; در واقع شما همان زماني‌که در سازمان حضور داشتيد درصدد بوديد تا مجوز‌هاي لازم را براي متقاضيان مجوزهاي فرکانس صادر کنيد؟&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; بله همين‌طور است در آن زمان سياست ما اين بود وقتي که شرکت‌هاي ما در خارج با تحريم و انواع تضيقات روبه‌رو هستند هر نوع تسهيلات و مساعدتي که در حوزه وظايف سازمان و وزارت ممکن بود را تاحد امکان در اختيار شرکت‌هاي متقاضي و به خصوص خدمات بي‌سيم قرار دهيم و متعقد بوديم اولا براي تکميل پوشش خدمات داده‌اي و اينترنت، خدمات کابلي به تنهايي جوابگو نبوده و در برخي از نواحي مخابراتي در تهران امکان نصب و استقرار تجهيزات مربوط و در اختيار گرفتن سيم تلفن مشترک وجود ندارد و شبکه بي‌سيم مکمل و يا هيبريد تنها راه رساندن خدمات و جوابگوي توسعه است و به همين دليل شرکت‌هاي ندا را براي سرمايه‌گذاري در بي‌سيم ترغيب کرديم که تعدادشان نيز کم بود. دوم اين‌که موفقيت سياست‌هاي خود را در موفقيت اين شرکت‌ها ديده بوديم و سمت و سوي حمايتي در رفتار ما کاملا آشکار بود هرچند با شنيدن اخبار و گزارش‌هاي شرکت‌هاي فعال به نظر مي‌رسد طي سال‌هاي گذشته تلاش‌هاي معکوس در همراهي با برخي از شرکت‌هاي مخابرات استاني براي ريشه‌کن کردن اين شرکت‌ها به‌وجود آمده است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; جناب داوري نژاد، بالاخره جنابعالي با صدور پروانه وايمکس موافق هستيد يا خير؟&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; بنده ضمن اين‌که حکم تسري حق پروانه جديد به شرکت­هاي نداي فعال در وايمکس را غير قانوني مي‌دانم و اشکالات ساختاري و خلاف نظام تنظيم مقررات متعددي را در آن پروانه مي‌بينم، متعرض صدور پروانه‌هاي جديد از جمله وايمکس نبوده‌ام و اکنون نيز مدعي و خواستار ابطال آن‌ها هم نيستم. بلکه معتقدم، ورود هر بازيگر جديد به ميدان در چارچوب مقررات و اصول تنظيم بازار، رقابت عادلانه و شرايط يکسان بايد به فال نيک نيز گرفته شود و بديهي است نفع آن در وهله اول نصيب مصرف‌کنندگان اين بازار خواهد شد. اما جداي از اشکالات راهبردي و ساختاري، آن‌چه که من در خصوص صدور پروانه‌هاي وايمکس انتقاد جدي دارم اين است که سازمان نمي‌تواند به بهانه صدور پروانه‌هاي جديد، حقوق دارندگان پروانه‌هاي ديگري را به صورت يک جانبه لغو کند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; اما رگولاتوري معتقد است شرکت‌هايي که پيش از اين در اين حوزه فعال بودند مي‌توانند با پذيرش تعهدات جديد به فعاليت خودشان ادامه دهند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; چالش اساسي در همين شرط يا اجباري است که براي ذي‌نفعان قديمي ‌به وجود آورده است. من در همان ابتداي مصاحبه تصميم داشتم به اشتباهات فاحش راهبردي و مشکلات سياستگذاري بپردازم که با سوالات‌تان مسير بحث کمي‌عوض شد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; بفرماييد!&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي در تاريخ 19 اسفند 1387 بدون توجه به وجود پروانه‌هاي صادره در مورد ارايه خدمات عمومي ‌انتقال داده‌ها و بدون توجه به اين اصل مهم که تعهدات دولت مندرج در شرايط اوليه فراخوان و مفاد پروانه ندا (بند 3-7) قطعي بوده است چنان‌که با اتکا به قبول همين اصول متقاضيان پروانه در فراخوان شرکت کردند و طرح تجاري خود را نهايي و مبالغ هنگفتي سرمايه‌گذاري کرده‌اند، از اين منظر صاحب حقوق کسبي مهمي ‌شده‌اند که سازمان و کميسيون و حتي دولت اجازه لغو يا تغيير يک جانبه آن را ندارند مگر آن‌که حقوق و منافع دارندگان پروانه و تکليف سرمايه‌گذاري‌هاي آنان مشخص و ملحوظ شده و تاييد آنان را جلب کند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; اين درحالي است که در پروانه‌هاي جديدي که براي فناوري بدون سيم وايمکس براي 4 شرکت جديد صادر شده به صورت يک جانبه از دارندگان قبلي اين‌گونه پروانه‌ها خواسته است تا براي تداوم فعاليت در زمينه وايمکس اقدام به پرداخت مبلغ حق پروانه جديد معادل دريافت‌کنندگان جديد پروانه وايمکس کنند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; در بند 3-7 پروانه ندا آمده است که شرايط اين پروانه توسط اعطاکننده پروانه، با حفظ اصول شـرح خدمـات و حقـــوق متقابل دولت، دارنده پروانه و مشترکان، قابل تغيـير و اصلاح است. در اين صورت دارنده پروانه ملزم به قبول تغييرات و اصلاحات است، اگر به اين بند دقت شود در اين بند بر حفظ اصول شـرح خدمـات و حقـــوق متقابل دولت، دارنده پروانه تاکيد شده است چنان‌که به استناد اين بند شرکت‌هاي ندا و فعالان اوليه در بخش وايمکس چون حقوق شان رعايت نشده و همچنين در صورت پرداخت حق پروانه بسيار نامعقول متحمل ضرر و زيان هنگفت خواهند شد، به همين دليل ملزم به قبول شرايط يک طرفه سازمان در پروانه خود نيستند چه برسد به قبول شرايط پروانه ديگري به نام وايمکس. متاسفانه اين بي‌اعتنايي يا شايد بي‌توجهي به حدي است که سازمان حتي به خود زحمت نداده که به استناد يک بند همين پروانه تغيير يا اصلاح مورد نظر را با رعايت و حفظ اصول و حقوق گفته شده در پروانه اعمال و ابلاغ کند. پروانه‌اي که شرکت‌هاي ندا بابت تعهدات آن ضمانت نامه 15ميليارد ريالي تسليم کرده و برخي جرايم سنگيني به دليل تنها اندکي تاخير در انجام تعهدات خود به دولت پرداخت کردند و هنوز همان که بوده و در هر محکمه‌اي نيز قابل ارايه است. به اعتقاد بنده اين موضوع به راحتي در محاکم قضايي قابل پيگيري است. ذکر اين نکته نيز جالب توجه است که در نشستي با مسوولاني از وازرتخانه و سازمان، نمايندگان مجلس و فعالان عرصه مخابرات و فناوري اطلاعات در سال گذشته سازمان بازرسي و برخي ديگر از حضار به­طور مشخص به غيرقانوني بودن اين­کار اذعان کرد. اطلاع دارم که برخي از اعضاي شوراي رقابت نيز که در معرض موضوع قرار گرفته‌اند بر همين نظر هستند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; در همين بند که شما بر آن تاکيد مي‌کنيد بر حقوق متقابل دولت نيز تاکيد شده قاعدتا رگولاتوري مي‌تواند مدعي باشد که با اجبار ذي‌نفعان قديمي‌ به قبول شرايط جديد به دنبال حفظ حقوق دولت است!&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; چنين استدلالي قابل پذيرش نيست. حتي اگر مشترکان را درگير نکنيم، شرط فوق توامان و با قيد &amp;quot;متقابل&amp;quot; ذکر شده يعني حقوق دولت و دارنده پروانه باهم نه يک طرف.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; در بند 3-1 پروانه به عدم انحصاري بودن پروانه پرداخته شده که به اين معني است؛ سازمان مي‌تواند پروانه‌هاي جديدي با همان اصول و شرايط و حتي شرايطي جديد صادر کند. اما اين پروانه‌هاي جديد و شرايط آن صرفا شامل حال متقاضيان جديد پروانه خواهد شد و نه دارندگان قبلي پروانه‌ها. اين درحالي است که در عمل مي‌بينيم رگولاتور اقدام به صدور پروانه جديد با شرايط و محدوده ديگري براي فناوري بدون سيم وايمکس که تنها يکي از اختيارات پروانه‌هاي ندا است براي 4 شرکت جديد کرده و به صورت يک جانبه از دارندگان پروانه‌هاي قبلي خواسته است تا براي تداوم فعاليت در زمينه وايمکس اقدام به پرداخت مبلغ حق پروانه هنگفت جديدي کنند که ذکري از آن در پروانه آنان نشده است&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; آيا استفاده از فناوري وايمکس جزو پروانه شرکت‌هاي PAP  به شمار مي‌رود؟&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; بله. اين موضوع به صراحت در پروانه ندا آمده است و بر همين اساس بعدا مجوز فرکانس وايمکس گرفته­اند. بنا به نص صريح پروانه در بند مهم 2-2 شرح خدمات، که مي‌تواند برنامه تجاري يک شرکت را کاملا متحول کند، به دارندگان پروانه اجازه داده تا خدمات خود را به صورت باسيم يا بي‌سيم بدون محدوديت در فناوري انتخابي برقرار کنند. به اين ترتيب تحديد کردن موضوع پروانه به نوع خاصي از خدمات سيمي‌ يا نوع خاصي از انواع بي‌سيم به معني نقض يک جانبه شرح خدمات است که دارندگان پروانه ملزم به قبول آن نيستند و تا جايي‌که بنده مطلعم جميعا مخالفت خود را اعلام کرده‌اند و تحميل آن امري خلاف پروانه و غير قانوني است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; اما اخيرا مسوولان شرکت داتک در مصاحبه­اي با ايرنا اعلام کرده‌­اند که اعتراضي نسبت به پرداخت حق پروانه وايمکس به ديگر شرکت‌ها ندارند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; من هم اين مصاحبه را خوانده‌ام. براي من مشخص نيست که منظور از عبارت &amp;quot;به ديگر شرکت‌ها&amp;quot; در انتهاي جمله چيست؟ ممکن است منظور &amp;quot;توسط ديگر شرکت­ها&amp;quot; باشد و يا چيز ديگري در همين حدود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; آن‌چه که روشن است هيچ شرکتي داوطلبانه حاضر نيست مبلغ پيش‌بيني نشده هنگفتي را پرداخت کند. تمام اين مبالغ عينا به حساب زيان شرکت منظور خواهد شد و هيچ شرکتي واقعا راضي به چشم‌پوشي از حقوق پروانه‌‌هاي خود و تحمل يک چنين زيان مستقيم هنگفتي نيست مگر آن که از روي ناچاري و براي بقا در کوتاه مدت مجبور به تمکين يک چنين زياني شده باشد. خبر دارم که چنين نگراني­هايي در ميان شرکت‌هاي ندا و دغدغه نجات سرمايه‌گذاري‌هايي است که تاکنون انجام داده­اند مطرح بوده است به ويژه آن‌که نگراني جدي مشابهي هم براي آناني که به ارايه سرويس DSL مشغول‌اند اخيرا به واسطه جلوگيري از تردد آن‌ها به مراکز مخابراتي تحت پوشش بروز کرده بود که فعلا با مداخله سازمان اندکي فروکش کرده است. به هر حال بديهي است چنانچه يک شرکت بنا به هر دليلي، حاضر به صرف­نظر کردن از حقوق خود شود؛ به هيچ وجه به معني صرف­نظر کردن ساير شرکت‌ها از اين حقوق نخواهد بود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; عليرغم اين مواردي که شما گفتيد در پروانه وايمکس به اخذ مجوز فرکانس از سوي شرکت‌هاي PAP تاکيد شده است تاکنون نيز چندين بار از سوي سازمان تنظيم مقررات مطرح شده که ممکن است رگولاتوري از تمديد مجوز فرکانس وايمکس شرکت‌هاي ندا خودداري کند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; فکر نمي‌کنم رگولاتور چنين کند چون آبروي سازمان در گرو انجام تعهداتش است. موضوع واگذاري فرکانس در پروانه‌هاي ندا و حتي ساير پروانه‌ها مانند تلفن‌همراه، پيجر و نظاير آن عليرغم نقش کليدي فرکانس در موفقيت و نيل به اهداف، فرع بر اصل موضوع پروانه به شمار مي‌رود که ارايه خدمات را هدف قرار داده است. ضمن آن‌که در بند 15-3 پروانه ندا به اين امر پرداخته شده است که &amp;quot;دارنده پروانه در صورت نياز به برقراري ارتباطات راديويي بايد ضمن پرداخت هزينه‌هاي حق استفاده از فرکانس نسبت به اخذ پروانه تاسيس و بهره‌برداري شبکه راديويي مطابق قوانين مربوط از اعطاکننده پروانه اقدام کند&amp;quot; مجدد اگر دوستان ما در رگولاتوري به اين بند دقت مي‌کردند در مي‌يافتند که هيچ شرطي حتي وجود فرکانس واگذار نشده يا هر نوع سياست‌گذاري جزو شرط واگذاري فرکانس نبوده و تنها شرط، پرداخت هزينه مربوط است که تعرفه آن بر حسب آيين نامه مصوب هيات وزيران اعلام مي‌شود. سازمان تنظيم مقررات به هيچ دليلي جز تغيير قوانين يا عدم پرداخت هزينه فرکانس، اجازه عدم تمديد مجوز يا واگذاري فرکانس‌هاي جديد را ندارد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; از پاسخ رگولاتوري به اظهارات شما مي‌توان استنباط کرد که مجوزهاي جديد وايمکس بيش از آن‌که ارايه خدمات به شهروندان را هدف قرار داده باشد به دنبال کسب درآمد بيشتر است. آيا شما اين نظر را قبول داريد؟&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; هيچ وقت متوجه نشدم انگيزه‌شان چه بود. به ويژه در زماني‌که درآمدهاي پيش­بيني نشده نفت بالغ بر يکصد ميليارد دلار شده کمک چند ميليون دلاري کجا قرار دارد؟ دريافت حق پروانه، تعرفه‌هاي گمرگي و تا حدودي جرايم اقتصادي، معمولا نيات مشخصي به غير از تامين مالي دولت‌ها را تعقيب مي‌کنند؛ که تنظيم بازار و اطمينان از رعايت اصولي مانند رقابت از جمله آن‌ها است. منابع سالم و عادلانه درآمدي دولت‌ها را نظام مالياتي کشورها تعيين و اجرا مي‌کنند. شايد جبران هزينه‌هاي اداري و مواد و مصالح مصرف شده براي تدوين و صدور يک پروانه از جمله موارد مورد توافقي باشد که از متقاضيان اخذ مي‌شود تا تحميلي نابه‌جا بر بيت‌المال نشود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; ريشه بحث صدور مجوزهاي يک ساله فرکانس اساسا بر مي­گردد به اعتراض وزارت امور اقتصادي و دارايي به عدم تحقق درآمد فرکانس پيش‌بيني شده در قوانين بودجه سالانه که سازمان براي اطمينان از پرداخت آن توسط دستگاه‌ها که عمدتا بدهکاران دولتي بودند تصميم گرفت تا مجوزهاي فرکانس خود را هر ساله تمديد کند. نه اين که هر ساله بنا به ملاحظات همان مقطع تصميم بگيرند فرکانس بدهند يا نه. به همين دليل نبايد ارايه خدمات از سوي بخش خصوصي را که مطابق با سياست­هاي اجرايي اصل 44 است با اين‌گونه رفتارها مختل کرد. &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; اما پروانه‌هاي تلفن‌همراه از گران‌ترين پروانه‌ها شده‌اند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; بله همين‌طور است. پروانه تلفن‌همراه از عمده‌ترين مورد حق پروانه در دو دهه اخير در کشورها بوده است چون به واسطه نياز به سرمايه‌گذاري بسيار کلان امکان خرد شدن به اپراتورهاي کوچک و محلي را نداشته و تنها راهکار توسعه آن صدور پروانه‌هاي سراسري انحصاري بوده عملا تنها با وضع حق پروانه، آن هم به صورت فروش در مزايده عمومي، تعديل شده و محروميت ساير متقاضيان از کسب و کار ميليارد دلاري در اين زمينه به اين‌گونه به نفع جامعه جبران يا تعديل مي‌شود. از موارد ديگري نيز که در اغلب کشورها منجر به اخذ حق پروانه مي‌شود پيش بيني هجوم تعداد زياد متقاضيان براي منابع محدودي است که فناوري مربوطه خطرها و مراحل تکويني و بلوغ خود را پشت سرگذاشته و سرمايه‌گذاران زيادي را به خود جلب مي‌کنند. در برخي از اين موارد حتي قرعه‌کشي راه‌حل مناسبي تشخيص داده شده تا رقابت متقاضيان براي افزايش حق پروانه هزينه تمام شده خدمات را به صورت نامعقول افزايش ندهد. قرعه‌کشي توزيع باند فرکانسي مورد نياز ماهواره‌هاي مدار پايين براي 10 شرکت توسط نهاد تنظيم‌کننده مقررات ارتباطي ايالات متحده از موارد آن است. تصميم‌گيران و تصميم‌سازان بايد توجه کنند که حق پروانه سنگين به خصوص در کشورهايي که با مشکل جذب سرمايه به دليل خطرات بالا مواجه هستند موجب خروج منابع سرمايه‌اي از بخش و در نتيجه عدم تحقق اهداف توسعه بخش مي‌شود&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; اما پروانه­هاي وايمکس چطور؟&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; در مورد مزايده فرکانس‌هاي وايمکس هم هرچند هزارها بار کم‌تر از تلفن‌همراه، مزايده‌هايي در برخي از کشورهاي آسيايي و اروپا برگزار و بعضا مبالغ چندين ميليون دلاري اخذ شد ولي اکثرا موفق به رسيدن به برنامه تجاري خود و برخي حتي راه‌اندازي نشدند که اين عدم موفقيت‌ها عمدتا متاثر از عدم توجه به مرحله بلوغ فناوري و تحولات دايم در عرضه فناوري‌هاي نوين است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; در واقع شما معتقد هستيد فناوري وايمکس هنوز به بلوغ لازم نرسيده که بتوان با گرفتن چنين حق پروانه‌هايي به نتيجه رسيد؟&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; نه. مساله فراتر از اين حرف‌هاست. همين الان که من و شما داريم درخصوص وايمکس آن هم از نوع ثابتش صحبت مي‌کنيم، طليعه فناوري متکامل نسل 4 در بازار ارتباطات بي‌سيم خودنمايي کرده و مدافعان سرسخت و معتبري مانند شرکت ورايزون، که خود از مشوقان اصلي آن بود، عملا فناوري وايمکس را رها کردند و افق جديدي از خدمات را نشانه رفته‌اند. اگرچه ورود استانداردهاي وايمکس نوع D که به وايمکس ثابت مشهور بود و در اواسط سال 2004 ارايه شد بعد از 15 ماه جاي خود را به وايمکس نوع E يا وايمکس متحرک داد. هرچند هر دو فناوري در چارچوب استانداردهاي وايمکس ارايه شده‌اند ولي تفاوت‌ها در جزييات فني فاحش است. آن‌چنان که نوع E به سمت پايين يا تطبيق با نسل قبل داراي مشکل است و حرکت اپراتورها در به کارگيري نوع متحرک مستلزم سرمايه‌گذاري ثابت جديد و هزينه‌هاي جاري زيادي است و حتي امکان استفاده مشترک از باند فرکانسي را نداشته و هر يک سهم خود را مديريت مي‌کنند و پهناي باند ذخير‌ه‌اي خود را دارند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; پس اگر ما يک نگاه آينده‌نگر در صدور پروانه‌ها و استفاده از تکنولوژي‌ها داشته باشيم درمي‌يابيم که پروانه صادره براي اپراتور وايمکس سراسري به مدت 11 سال و حق پروانه سراسري 1000 ميليارد ريال که دارندگانش به صورت جدي هنوز خدمات خود را عرضه نکرده‌اند به نظر کاملا غير کارشناسي و غير منطقي است چون همين الان تجهيزات نوع D وايمکس از رده توليد خارج شده و به واسطه ارزاني، جايگزيني با تجهيزات نوع E حتي براي خدمات ثابت بسيار معقول‌تر و مقرون به صرفه بيشتري است. متاسفانه پروانه‌اي که براي وايمکس ثابت صادر مي‌شود به همين سادگي کارآيي و اعتبار خود را از دست مي‌دهد. از همين‌رو من معتقدم صدور پروانه براي فناوري‌هاي خاص مانند وايمکس ضمن تخطي از اصول موکد تنظيم مقرراتي، به واسطه تحولات عاجل در عرضه فناوري‌هاي نوين که کيفيت برتر و هزينه کم‌تر را نشانه گرفته‌اند امر نسنجيده‌اي است که موفقيت آن قرين به محال است. براي فناوري‌هايي اين گونه با عمر کوتاه با چه منطق تجاري مي‌توان پروانه 11 ساله ( 6 سال اوليه و 5 سال تمديد آن) صادر کرد؟ از عواقب خطرناک اين کار براي کساني‌که درايت نهاد تنظيم مقررات بر فناوري را فرض کرده‌اند، همانا گمراهي سرمايه‌گذاران در تنظيم برنامه تجاري 11 ساله و اميد کاذب به ثمراتي است که هيچ زمان تحقق نمي‌يابد. اين امر در کشور براي سرمايه‌گذاران پربنيه با منابع وسيع بخش عمومي‌ شايد تنها اتلاف چندين صد ميليارد ريال منابع آنان باشد ولي نهايتا بخش مخابرات کشور را از کارآيي انداخته و سرمايه‌گذاران جديد را نقره‌داغ خواهد کرد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; تا اينجاي گفت‌وگو بر تعارضات حقوقي اشاره داشتيد. آيا مي‌توانيم تداخلي که پروانه‌هاي وايمکس با مجوزه‌هاي VoIP و تلفن ثابت دارد را نيز به لحاظ حقوقي چالش برانگيز بدانيم؟&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; من حداقل 6 دسته خطاي فاحش راهبردي را در اين پروانه وايمکس دسته­بندي کرده­ام که شايد فرصت طرح آن‌ها در اين مصاحبه نباشد. به عنوان نمونه اولين مورد اين است که صدور پروانه جديد براي ارايه خدماتي که هم­اکنون در قالب شرايط و تعهدات ديگري در جريان است موجب خدشه‌دار شدن حصر منطقي حوزه­هاي خدماتي و خلط اختيارات، مسووليت­ها و تعهدات طرفين خواهد شد که کم­ترين خسارات آن بروز اختلافات حقوقي و وقت­گير با نهاد تنظيم مقرارت و تزلزل سرمايه­گذاران به ورود به بخش مخابرات کشور است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; در پروانه­هاي جديد صادره وايمکس براي کمک به برنامه تجاري ضعيف آن، اجازه احداث و واگذاري تلفن ثابت نيز به آنان داده شده و به اين منظور کدهاي بين­شهري نيز از جمله امکانات قابل واگذاري در اين پروانه قرار داده شده است و معلوم نيست تاثير اين کار بر اپراتورهاي خصوصي فعلي تلفن ثابت که­ هر چند حياتي متزلزل دارند در نظر گرفته شده باشد. اين مجوز که در جلسه 37 و 38 کميسيون به تصويب رسيده تنها در يک سطر يا دقيقا در 6 کلمه، به اين اختيار اشاره مي‌کند و هيچ­ قيدي از قبيل ممنوعيت شنود، تعرفه­ها، تعاملات متقابل و ده­ها تعهد و شرط مهم ديگر در ميان نيست. درست به همين دليل است که بايد حصر منطقي پروانه­ها حفظ شوند و بي­توجهي به اين اصول جبران‌ناپذير خواهد بود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; همچنين اجازه برقراري خدمات تلفن بين­الملل مبدا از کشور در قراردادهايي در جاي ديگر توسط شرکت زيرساخت در اختيار شرکت­هاي خصوصي قرار داده شده، هرچند که محول کردن مساله اپراتوري صدا بر اينترنت شرکت­هاي خصوصي به شرکت زيرساخت خود موضوع چالش ديگري است و در اينجا موردي براي پرداختن به آن نمي­بينم. اگر با هر بحث و استدلالي فعاليت بخش خصوصي در زمينه مخابرات به حوزه­هاي مشخص تفکيک و براي هر يک شرايط و تعهدات متفاوت در قالب پروانه جداگانه صادر شود، در پروانه وايمکس، اگر حتي قايل به آن هم باشيم، مجوز تلفن ثابت از نمونه­هاي بارز خدشه بر اصول است که حتي نمي­تواند اين موجود ناقص‌الخلقه را کمک کند تا شايد سرپا بماند. به ­اين ترتيب نهاد تنظيم مقررات فاصله زيادي با اصول و رفتارهاي حرفه­اي گرفته است. &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; به عنوان آخرين سوال تاکنون مسوولان سازمان بارها اعلام کرده که کارشناسان و مشاوران آنان در طراحي مدل پروانه وايمکس از تجارب بين‌المللي در اروپا و جنوب شرقي آسيا استفاده کرده‌اند در واقع مدعي هستند طبق استاندارد‌هاي‌حرفه‌اي پيش رفته‌اند آيا شيوه‌اي که براي صدور پروانه وايمکس در ايران پيش گرفته شده در کشور‌هاي ديگر نيز اين‌گونه عمل شده است اصلا يک چنين مدلي وجود دارد؟&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; من که چنين مدلي نديده و نخوانده‌ام، خيلي مناسب بود دوستان منابع خود را معرفي مي‌کردند تا جامعه فني نيز در جريان قرار مي‌گرفت. دوستان دچار اشتباه فاحشي شدند که مزايده يا حراج (Auction) فرکانس وايمکس را با صدور پروانه ارايه خدمات مخلوط کردند. مزايده‌هاي مهم اروپا مثلا در ايتاليا که عجولانه بيشترين سر و صدا را راه انداخت با شرکت 29 شرکت متقاضي براي مزايده 35 مجوز منطقه‌اي باند 5/3 مگاهرتز بود که در شرايط مزايده برخي تعهدات مانند ضرب‌العجل راه‌اندازي خدمات به تفکيک هر منطقه نيز درج شده بود که احتمالا دوستان ما در سازمان اين شروط را مفاد پروانه ارايه خدمات تصور کردند. همين‌طور در فرانسه که براي 44 مجوز منطقه‌اي در باند 5/3 اقدام به برگزاري مزايده کردند و آن نيز ضرب‌العجل راه‌اندازي داشت که بعد از دو سال هيچ فعاليتي را به دنبال نداشت. بيشترين قيمت براي فرکانس در همه مناطق يا سراسري ايتاليا مبلغ 5/47 ميليون يورو و در فرانسه 78 ميليون يورو بود که توسط شرکت بولوره تازه کار پرداخت شد. رگلاتور بريتانيا - اوف کام- که به درايت در تصميم‌گيري زبانزد است تاکنون چندين بار برگزاري مزايده فرکانس وايمکس، آن هم فقط براي باند 6/2 مگاهرتز، و از جمله مزايده ابتداي سال 2009 را مجددا به تعويق انداخت تا ولع متقاضيان تازه‌وارد و متوهم فرکانس‌ها در انتظار سراب درآمدهاي ميلياردي باعث گراني نامعقول خدمات و هرز رفتن منابع بخش نشود و همان تجربه ناموفق پرداخت پروانه 3/35 ميليارد دلاري نسل 3 همراه تکرار نشود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; نکته ديگري که بايد به آن توجه شود، تفاوت چارچوب‌هاي حقوقي و نظام پروانه‌اي کشور تازه‌کار خودمان و روال‌هاي جا افتاده‌اي مانند مبارزه با رويه‌هاي ناعادلانه رقابت، قوانين ضدتر است و ضد انحصار در اروپا است. سوابق کشور ما در اين زمينه بسيار اندک بوده و راهي طولاني در پيش است. اگر کشور در سال 1382 تصميم گرفت ارايه خدمات انتقال داده را قانونمند کند و پروانه‌اي بدون درج و الزام به فناوري خاص صادر کند؛ حال چنانچه سازمان در سال 1387 که پروانه‌هاي صادره در ميان سالي خود هستند قصد توجه ويژه‌اي به وايمکس در حوزه و قلمرو آنان را دارد بايد در ادامه همان مسير و در صورت وجود متقاضي از ميان 11 شرکت داراي پروانه ندا، فرکانس‌ها را به مزايده گذارد البته با افزودن يک تبصره به مصوبه هيات وزيران در مورد تعرفه‌هاي واگذاري فرکانس و يا براي بازارگرمي ‌ابتدا محدوديت تعداد شرکت ندا را بردارد يعني اقدام به صدور پروانه‌هاي جديد ندا کند و سپس اقدام به برگزاري مزايده فرکانس کند آن هم به دفعات و با فاصله زماني معقول و در هر بار مثلا يک يا دو تکه 21+21 مگاهرتزي که مجبور نشود در يک مزايده روال بي‌منطق قبول بالاترين قيمت به ساير متقاضيان طيف با برنامه تجاري متفاوت را تحميل کند. چنان‌که در ايتاليا طي 9 بار برگزاري مزايده تکه‌هاي باند فرکانسي 5/3 به فروش رفت. به هر صورت مديريت جديد سازمان بايد در يک برنامه مدون چارچوبي جديد براي نظام پروانه‌اي طراحي و تمام پروانه‌ها با اصولي يکسان و يکپارچه تنظيم کند و به مورد اجرا بگذارد. &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-2681742205570279597?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/2681742205570279597/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/pap.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/2681742205570279597'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/2681742205570279597'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/pap.html' title='نمي توان حق PAPها را يک جانبه لغو کرد'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-8121039403371006103</id><published>2010-02-07T15:18:00.000-08:00</published><updated>2010-02-07T15:28:19.996-08:00</updated><title type='text'>دسترسی به نرم افزار کتاب قوانین و مقررات فناوری اطلاعات</title><content type='html'>&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;font style="color: rgb(155, 0, 0);"&gt;18 بهمن 1388 &lt;/font&gt;- موبنا- دسترسی به نسخه الکترونیک و همچنین نرم‌افزار کتاب&amp;quot; فناوری اطلاعات و ارتباطات در نظم نوین قانونی&amp;quot; با امکان جستجو در آن که شامل مجموعه قوانین و مقررات بازنگری شده ICT است، در سایت دبیرخانه شورایعالی اطلاع‌رسانی با آدرس www.scict.ir فراهم شد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; به گزارش سازمان خبری موبنا واحد ارتباطات دبیرخانه شورایعالی اطلاع‌رسانی اعلام کرد: گسترش آگاهی و دسترسی فعالان اقتصادی، مدیران، دستگاههای اجرایی و کارشناسان فناوری اطلاعات و ارتباطات به مجموعه منسجمی از قوانین، مقررات و ضوابط ناظر بر حیطه فعالیت آنها زمینه‌ساز کاهش خطاهای تصمیم‌گیری و هزینه‌های مبادله در فعالیتهای اقتصادی است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; در این راستا با توجه به جدید بودن مباحث و تنوع قوانین و مقررات مرتبط، در پایان برنامه چهارم توسعه و ابلاغ سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی توسط مقام معظم رهبری و تصویب قانون اجرای آن و آغاز برنامه پنجم توسعه این نیاز احساس شد که مجموعه‌ای مشتمل بر قوانین، مصوبات و آیین‌نامه‌های اجرایی مرتبط با توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات با آخرین تغییرات، تنقیح و تدوین شود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; درگذشته نیز در این راه گامهایی برداشته شده که نیازمند استمرار و روزآمدسازی است. از جمله این اقدامات می‌توان به انتشار کتاب مجموعه قوانین و مقررات فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران در دبیرخانه شورای عالی اطلاع‌رسانی در سال 1383 اشاره کرد. اما از آن زمان تاکنون نقاط عطف مهمی در فضای قوانین و مقررات کشورمان رخ داده که مهمترین آنها ابلاغ سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی توسط مقام معظم رهبری و تصویب قانون اجرای آن است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; از این رو دبیرخانه شورای عالی اطلاع‌رسانی، در آستانه آغاز برنامه پنجم توسعه (1393-1389) و دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران، بر آن شد تا نسبت به تهیه دسته جدید و بازنگری‌ شده ‌ای از مجموعه قوانین و مقررات مورد نیاز گروه مخاطب فوق اقدام کند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; بر این اساس کتاب فناوری اطلاعات و ارتباطات در نظم نوین قانونی در هفت بخش شامل سیاست‌های کلی و ابلاغیه‌های مقام معظم رهبری پیرامون برنامه پنجم توسعه و اصل 44 قانون اساسی و مصوبات شورایعالی انقلاب فرهنگی مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات، قوانین و مقررات فناوری اطلاعات، قوانین و مقررات ارتباطات، قوانین و مقررات ناظر بر ساختار وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، قوانین و مقررات مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات، برنامه چهارم و قوانین مالیه و بودجه مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات و قانون سیاستهای اصل 44 قانون اساسی و آیین نامه های مربوطه است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; از ویژگیهای این کتاب تدوین و دسته بندی و تنقیح حقوقی قوانین و مقررات است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; گفتنی است نرم‌افزار این کتاب که امکان دانلود و نصب آن در سایت شورای عالی اطلاع‌رسانی برای همگان فراهم شده است، دارای قابلیتهای متنوع و جستجوی پیشرفته است.&lt;br /&gt; 117/&lt;/div&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-8121039403371006103?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/8121039403371006103/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_7573.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/8121039403371006103'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/8121039403371006103'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_7573.html' title='دسترسی به نرم افزار کتاب قوانین و مقررات فناوری اطلاعات'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-1019175377488838697</id><published>2010-02-07T15:17:00.000-08:00</published><updated>2010-02-07T15:27:34.993-08:00</updated><title type='text'>بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فرگرد * فرگرد سرنوشت *</title><content type='html'>&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_ti3qVL-711c/S27sQeRJo7I/AAAAAAAAAUA/cghBvACzfxU/s1600-h/OROD+BOZORG+9.jpg" onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}"&gt;&lt;img border="0" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5435541568029828018" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_ti3qVL-711c/S27sQeRJo7I/AAAAAAAAAUA/cghBvACzfxU/s320/OROD+BOZORG+9.jpg" style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 227px; height: 320px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;● بعُد سوم آرمان نامه اُرد بزرگ●&lt;br /&gt;● فرگرد سرنوشت ●&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;●بدترین زمان زندگی ما , « بهترین »زمان تلاش وکوشش وتغییر برای رشد وپیشرفت ماست .ف.شیدا&lt;br /&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_CExrwSk1Q0Q/S2q9Vp3tWBI/AAAAAAAABKI/1id5XCyXyj8/s1600-h/OROD_BOZORG.jpg"&gt;&lt;img border="0" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5434364080090339346" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_CExrwSk1Q0Q/S2q9Vp3tWBI/AAAAAAAABKI/1id5XCyXyj8/s320/OROD_BOZORG.jpg" style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 170px; height: 240px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;در فرگردهای پیشین نیز بسیارگفتم که انسان سرنوشت ساز خویش است وزمانی که نیاز براین بوده است که انسان همه ی آنچه را داشته به کناری بگذارد واز صفر زندگی خود را شروع کندوازخود خویش انسانی بسازد که زین پس توانائی بیشتری در زندگی داشته باشد آنگاه متوجه میشود که خود را اسیر دست تقدیر وسرنوشت دیدن تنها فکر وتخیلی ست که در ذهن خود به بیهوده پرورانده ایم واین امر بر بیشتر انسانهائی خود ساخته نیز ثابت شده است . انسان تا زمانی که افسار اسب زندگی خویش را بردست نگیرد اسب سرکش دنیا وسرونوشت به هر شکل که دوست دارد خواهد تاخت وآدمی که خودوزندگی وسرنوشت خویش رانیز دوست نمیداردبراینکه چگونه این زندگی بگذردنیز توجهی نداشته وچندان گام شایان توجهی نیزدرزندگی خود بر نخواهد داشت.&lt;br /&gt;___________________&lt;br /&gt;دل می‌رود و دیده نمی‌شاید دوخت&lt;br /&gt;چون زهد نباشد نتوان زرق فروخت&lt;br /&gt;پروانهٔ مستمند را شمع نسوخت&lt;br /&gt;آن سوخت که شمع را چنین می‌افروخت * گلستان سعدی *&lt;br /&gt;_________&lt;br /&gt;معمولا انسانهائی که براثر فشار زندگی خواه ازکودکی خواه در زمانیکه مسئولیت بار زندگی را بردوش میکشند وتلاشهای ایشان بی ثمر میماند خودرا اسیر دست سرنوشت وتقدیر میپندارند وبسیار نیز نمونه جمله های از مردم میشنویم که میگویند : انگار مارا برای خوشبخت وشاد بودن نیآفریده اند, سرنوشت بامن سریاری نداشت , تقدیر من چنین بود , قسمت اینگونه میخواست اما در نظر بسیاری از بزرگان عالم این تنها بهانه ایست برای اینکه خشنود نبودن خویش از زندگی وهرچه را که هستیم برای خود ودیگران توجیه کنیم بنظر من تنها چیزی که چاره ای برآن نیست مرگ است ودرغییر اینصورت در بدترین وبهترین شرایط انسان اگر تصمیم بگیرد زندگی خود را بگونه ای دیگر شروع کند همواره درهر سنی نیز که باشد قادر است اینکاررا انجام دهد واگر پشتکار وایمان بخدا وخود را همواره با خویش داشته باشد سخت ترین راهها بلندترین کوهها وتمامی آنچه که میتواند برسر راه او مشکلاتی را برای ادامه ایجاد کند از سرخواهد گذراند کافی ست که دراین زمان از خوشبختی وموفق بودن دردر «سرنوشت »و« هستی » خود را چون معشوقی بنگرد که رسیدن به وصال آن رسیدن به آمال وآرزوهاست ودرفکر به سازی وپیشرفت وخود سازی خویش باشد&lt;br /&gt;____________&lt;br /&gt;شبها گذرد که دیده نتوانم بست&lt;br /&gt;مردم همه از خواب و من از فکر تو مست&lt;br /&gt;باشد که به دست خویش خونم ریزی&lt;br /&gt;تا جان بدهم دامن مقصود به دست* رباعیات سعدی*&lt;br /&gt;_______&lt;br /&gt;بسیار دیده ایم نیروی فکر وقدرت اندیشه آنگونه انسانی از آدمیان ساخته است که تا دیروز بودن ایشان هرگز تصور نمیکردیم چنین پشتکار وهمّتی را درچنته داشته باشد یا قادر باشد کمترین موقعیت زندگی خویش را به شکلی خوب اداره کند اما همان شخص در منطقه ی فشار وناچاری گاه بدست خود معجزه ای در زندگی خود میکند که همگان را در شگفت می آندازد وتمامی این تنهها بخاطر این مسئله است که یا زمانی انسان از اینکه آنچه هست باشد واینگونه ای که امروز ودیروز زندگی میکند ,ادامه دهد به ستوه می آید یا اینکه دست همان سرنوشت وروزگار او را به تنگنای فشار زندگی میشکاند ونفس براو تنگ شده احساس میکند که اینجا دیگر باید کاری کرد وباید دانست اگر زمانی فشار زندگی باوج رسید لحظه ی شروع ماست دقیقا درهمینجاست که خداوند دونیا سرنوشت وکائنات تصمیم گرفته اند فرصتی به ما بدهند تا ازخود کسی بسازیم وخود را از برهوت دنیای سرد ونابسامان وناخوشایند خویش برهانیم وحتی اگر دنیای پیشین ما نیز دراین منطقه چندان دنیای بدیهم نبوده باشتد دراین نقطه , مکان برخواستن وپیش رفتن و به خود خویش رسیدن وتلاش برای زندگیست.&lt;br /&gt;____فصل شکفتن واژه ها /ف.شیدا_____&lt;br /&gt;در کُنج شهر&lt;br /&gt;سرگردان واژه های تردید&lt;br /&gt;در عبور تند چرخ ها وگاه ها&lt;br /&gt;چه سرگردانند&lt;br /&gt;ای همکلام عشق&lt;br /&gt;برای باغچه از فصل روئیدن بگو&lt;br /&gt;در شهر جز&lt;br /&gt;دود ونگاه های مانده بر خاک&lt;br /&gt;هیچ نمانده است&lt;br /&gt;وکودکان توپهای رنگی خویش را&lt;br /&gt;در پستوی خانه&lt;br /&gt;فراموش کرده اند&lt;br /&gt;بازی بودن وزندگی را&lt;br /&gt;در چرخهای گذران وگامهای تند می بینم&lt;br /&gt;که از عشق هیچ نمیداند&lt;br /&gt;وجز عقربه های ساعت&lt;br /&gt;نگران هیچ چیز نیست&lt;br /&gt;واژه هایم دردمند سخن&lt;br /&gt;باز مانده اند&lt;br /&gt;وصدای &amp;quot; آه &amp;quot; در هیاهوی چرخها&lt;br /&gt;با خاک یکی میشود!&lt;br /&gt;واژه هایم را به دانه های بهار می بخشم&lt;br /&gt;که شکفتن را آغازی داشته باشد&lt;br /&gt;درفصل جوانه ها&lt;br /&gt;آنگه که&lt;br /&gt;چتر ها باران را انتظار می کشند&lt;br /&gt;وآه دیده ها اشک را&lt;br /&gt;بامن بگو&lt;br /&gt;فصل رویش دل در کجاست !؟&lt;br /&gt;_____از:« فـرزانه شـیدا/دوم اردیبهشت 1387»_____&lt;br /&gt;درصورتی که همگان آنچه را که در فشار ومشکلات برخود می بینند وناچار به تحمل وصبوری شده یا خویش را می بازند «بخت بد »خود میخوانند اما اگر به زندگی افراد شهیر وبزرگ دنیا بنگریم هیچکس در آسودگی خیال وراحتی و با نهادن پا برروی پا ونشستن ولم دادنی کسی نشد که امروز شده است ونامی برای خود ساخته است که چه در قید حیات باشد چه نه همواره یاد بودن او کارهائی که در طول زندگی خود کرد نام و خاطره وسرگذشت زندگی او وحتی دوران بودن خود او بیاد همگان میماند ودرتاریخ دنیا جاودان شده ومیشود . عشق بخود عشق بدنیا عشق به آخرت میتواند از انسان کسی را بسازد که درخودد سازی خویش در سخت ترین راهای ممکن با جان ودل وباامید وپشتکار قدم بگذارد وبا قدرت کامل تلاش کند که از بیراهه ها به راه رسیده وبه نقطه ومبداء آمال وآرزوهای خویش دست یابد وازخویشتن خویش کسی بسازد که همواره آرزویش را داشته است.&lt;br /&gt;___ * بازگشت سروده ای از:« فریدون توللی »_____&lt;br /&gt;تا بازگشت ِ ما همه باشد به سوی ِ تو&lt;br /&gt;ما ، از توییم و ، آینه پرداز ِ روی ِ تو&lt;br /&gt;خرم دمی که چون پر ِ کاهی ، به دست ِ باد&lt;br /&gt;زین خاکدان ِ تیره ، در افتم به کوی ِ تو&lt;br /&gt;از چشم ِ سر ،نهانی و بر چشم ِ دل عیان&lt;br /&gt;بیچاره کوردل ، که کند جستجوی ِ تو !&lt;br /&gt;زاهد که آن &amp;quot; بدی &amp;quot; همه بر اهرمن نهاد&lt;br /&gt;خصمی نهاده در بر ِ ذات ِ نکوی ِ تو !&lt;br /&gt;از ماست هر &amp;quot; بدی &amp;quot; که بدین عقل ِ چاره ساز&lt;br /&gt;لب تشنه ایم و باده ی ما ، در سبوی ِ تو&lt;br /&gt;اندیشه گرم ِ حیرت و عشق ، اوفتاده مست&lt;br /&gt;زان حلقه های ِ زلف ِ خوش ِ نافه بوی ِ تو&lt;br /&gt;هر زاد و مرگ ما ، همه تا &amp;quot; بود &amp;quot; دیگری است&lt;br /&gt;ریگی به جا نمانده و نماند ، به جوی ِ تو&lt;br /&gt;بس خلیل ِ پادشاه و گدا ، کز زمانه رفت&lt;br /&gt;تا در زمانه تازه شود ، گفتگوی ِ تو&lt;br /&gt;بر میر ِ کاروان چو حرامی ، تویی امید&lt;br /&gt;دست ِ دعای ِ هر دو ، چو خیزد به سوی ِ تو&lt;br /&gt;زنجیر ِ کهکشان که سپهرش بود به دام&lt;br /&gt;تاری بود ز حلقه ی زنجیر ِ موی ِ تو&lt;br /&gt;عارف خموش و واعظ ِ جاهل ، به صد قیاس&lt;br /&gt;پر کرده عالمی همه ، از های و هوی ِ تو&lt;br /&gt;آن عقده ای که وهم و خرد بر تو ، ره نیافت&lt;br /&gt;با پرده های ِ غنچه وش تو به توی ِ تو&lt;br /&gt;آن مرگ ِ خوش به کام ِ فریدون فرو فرست&lt;br /&gt;ای داغ ِ سینه ، باغ ِ خوش آرزوی ِ تو&lt;br /&gt;______ سروده ی :« فریدون توللی » _____&lt;br /&gt;باینوصف خوب است ما نیز ازاین الگوهای بزرگ دنیا بیآموزیم که تلاش در بدترین زمان وامید به بهتر شدن اوضاع ِزندگی وپشتکار برای بهتر کردن زندگی خود ویا کوششی برای رسیدن به هدفی همواره زمانی برای انسانی شروع میشود که دربدترین زمان ممکن زندگی خود سر میکند یااینکه زمانیست که میبایست شروع کند واین همان شتر بختی ست که انتظارش را میکشیم همان خوشبختی ست که بدرخانه ی ما میکوبد ووشاید سالها در دل آرزویش را کرده ایم . در نتیجه بدترین شرایط ممکن در زندگی ما بهترین زمان تغییر است ودرجای اینکه خود را باخته به گوشه ی غم پناه بریم ودست از زندگی شسته زندگی را بدست زندگی بسپاریم وافسار اسب سرکش خویش را در دنیا رها کنیم زمان ان است که این اسب را رام کرده وبا همان او به آنسوی مرزهای گرفتاری ومشکلات بتازیم وهم خود هم سرنوشت خویش را تغییر داده یا به بازسازی دوباره ی آن اقدام کنیم .&lt;br /&gt;______ «فریدون مشیری »:بیا ز سنگ بپرسیم ____&lt;br /&gt;درون اینه ها درپی چه می گردی ؟&lt;br /&gt;بیا ز سنگ بپرسیم&lt;br /&gt;که از حکایت فرجام ما چه می داند&lt;br /&gt;بیا ز سنگ بپرسیم&lt;br /&gt;زانکه غیر از سنگ&lt;br /&gt;کسی حکایت فرجام را نمی داند&lt;br /&gt;همیشه از همه نزدیک تر به ما سنگ است&lt;br /&gt;نگاه کن&lt;br /&gt;نگاه ها همه سنگ است و قلب ها همه سنگ&lt;br /&gt;چه سنگبارانی ! گیرم گریختی همه عمر&lt;br /&gt;کجا پناه بری ؟&lt;br /&gt;خانه خدا سنگ است&lt;br /&gt;به قصه های غریبانه ام ببخشایید&lt;br /&gt;که من که سنگ صبورم&lt;br /&gt;نه سنگم و نه صبور&lt;br /&gt;دلی که می شود از غصه تنگ می ترکد&lt;br /&gt;چه جای دل که درین خانه سنگ می ترکد&lt;br /&gt;در آن مقام که خون از گلوی نای چکد&lt;br /&gt;عجب نباشد اگر بغض چنگ می ترکد&lt;br /&gt;چنان درنگ به ما چیره شد که سنگ شدیم&lt;br /&gt;دلم ازین همه سنگ و درنگ می ترکد&lt;br /&gt;بیا ز سنگ بپرسیم&lt;br /&gt;که از حکایت فرجام ما چه می داند&lt;br /&gt;از آن که عاقبت کار جام با سنگ است&lt;br /&gt;بیا ز سنگ بپرسیم&lt;br /&gt;نه بی گمان همه در زیر سنگ می پوسیم&lt;br /&gt;و نامی از ما بر روی سنگ می ماند ؟&lt;br /&gt;درون اینه ها در پی چه می گردی ؟&lt;br /&gt;____سروده ی:«فریدون مشیری » ____&lt;br /&gt;درواقع آدمی زمانی که عمر کوتاه زندگی بشر را شاهد است بایستی بداند که این فاصله ی تولد تا مرگ برای این نیست که فقط از آن باین برسیم واین میانه را « زندگی» بنامیم ودرنهایت ودردوران پیری پس از گذر از سختی های بسیار فقط بگوئیم خوب اینهمه زندگی من بود من قرار بود انیگونه زندگی کنم وسرنوشت من این بود اینچنین سخنی را شما هرگز ازانسانی خردمند ودانا وعاقل با ذکر این مطلب نمیشنوید که من تلاشم را در زندگی کردم تا این باشم که امروز هستم حال خوب یا بد من تلاشم را به نیکی ودرستی با پشتکار وصبوری انجام داده ام .مسلم است آنه در زندگی در دوران پیری بر صندلی تجربه ی عمری زندگی کردن نشسته است نیز دوران خوب وبد بسیار دیده است اما پیش ازاین نیز نوشتیم فقط از سر گذراندن مشکلی درزندگی وگذر از آن معنای زندگی وتلاش ندارد درواتقع وقتی میتوان گفت از زیر بار مشکلی خود را رها کردم که برای آن بیشترین تلاش ممکن را نیز کرده باشم وتغییر وتحولی در زندگی خویش ایجاد کرده باشم اگر فقط از مانعی ودردی وفشار ومشکلی رد شدم دلیل برموفق بودن من در زندگی نیست اینکه در این راستا ازخود چه ساختم چگونه پیش رفتم وبرای خود چه تغییری حاصل کردم که دیگرباره به همین مشکل دچار نشوم ومجدد درتنگنای دیگری چون این نیافتم آنگاه است که میگویند پیروز شده ام وموفق وسربلند از مشکلی رها شده ام .&lt;br /&gt;____ کوچه های رفتن , ف.شیدا ______&lt;br /&gt;اگر من من بودم&lt;br /&gt;در کوچه های زندگی&lt;br /&gt;اگر تو بودی&lt;br /&gt;در کوچه های گذر&lt;br /&gt;هیچگاه زندگی&lt;br /&gt;اینگونه دلتنگ  نبود&lt;br /&gt;وهر گز گذر فصلها&lt;br /&gt;اینچنین&lt;br /&gt;بی رنگ نمیشد.&lt;br /&gt;ــــــ‌۱۳۸۲ / فرزانه شیداــــــــ&lt;br /&gt;شاید بگوئید درشعار میتوان همه کس بود همه چیز شد اما امکانات وموقعیتهاا نیز موثرند در صورتی که این خود ما هستیم که امکانات وموقعیت را فراهم میکنیم وگرنه دراین دنیا هرکس آنقدر مشکل وگرفتاری خود را دارد که حتی برای یک زندگی درخوشبختی وثروت نیر وقت خود را برای ما نمیگذارد که بخواهد دل سوزانده وموقعیتی برای ما بسازد موقعیت آنزمان ساخته میشود که ما پیشنهادی دریافت میکنیم وبرآن فکر میکنیم وآنرا میپذیریم یا نمیپذیریم یا برای پذیرش آن شرط وشروطی موافق با موقعیت خویش را میگذاریم اما درهر شکل آنرا پذیرفته وانجامش میدهیم وخودرا با شرایط آن تطبیق میدهیم همانگونه که ارد بزرگ نیر میفرمایند که انسان باید بروز باشد ودرهر سن وزمانی از موقعیتهای پیش آمده در زندگی خویش بنحو احسن استفاده کند باید اینرا نیز اضافه کرد که اگرچه ما نمیتوانیم تمام پیشنهادات وموقعیتهائی را که در سرراه ما قرار میگیرد بدون چون وچرا بپذیریم اما عاقل آن است که وقتی میداند درشرایط کنونی راه دوم وبهتری نیست از آنچه هست به بهترین شکل ممکن سودد جسته در رشد وپیشرفت خویش تلاش کرده وازخود وزندگی خویش ولحظات عمر خویش استفاده برده موقعیت فعلی را برای خود به شکلی بسازد که قادر باشد از آن به نحو احسن استفاده کند وتغییری درفضای زندگی وافکار واندیشه وعملکردهای خود داده وزندگی رااز دریچه ی دیگری نگته کند وراههای دیگر زندگی را نیز بیآزماید شاید درآن نیز انسانی موفق باشد لااقل ازاینکه با یک نه خود را آسوده کنیم وبگوئیم تمایل باین کار وآنکار راندارم بهتر است چراکه دراین شکل ما تغییری در رزوگارخود نداده ایم , ما تغییرات را وقتی به زندگی خود راه میدهیم که درزندگی خود رابرای تغییر گشوده بگذاریم وهمه امکاناتی را که پیش پای ما قرار میگیرد از کمترین تا بالاترین بیآزمائیم . اینکه من مثلا آدم بیکاری باشم و دستم خالی باشد وکسی کاری بمن پیشنهاد کند وبرای آنکه علاقه ای به آن ندارم با یک نه خود راراحت کنم اشتبایست که همگان مرتکب میشوند ومیگویند من اینکاره نیستم اما کار به هر شکل درهر طبقه بندی ای که از کار باشد ایا بهتر از دست خالی بودن وبیپولی وگرفتاری نیست لاالقل درگرفتن وانجام اینکار موقعیت مادی خود را حتی درسطح کم اگر از فشار بیرون آورده دستهای بازتری داشته باشیم بهتر نمیتوانیم بفکر کار دیگر موقعیت دیگر وشرایط دیگر باشیم ودرکنار کار فعلی تلاش کنیم آنچه را که دوست داریم پیدا کنیم وآنگاه موقعیت آنرا در شرایط بهتری برای خود بسازیم تا یارای این را داشته باشیم که از کار فعلی بیرون آمده به کار وحرفه ای بپردازیم که دوست داشته ایم درواقع این حماقت است که من: موقعیت کاری رابنام اینکه دوست ندارمازدست بدهم وبیکار بمانم شاید انکاری را که دوست دارم پیدا کنم .باین شکل من موقعیت داشتن یک کار وداشتن پول وشرایط بهتر را حواب نه داده ام واین درست نیست که در بیکاره بودن بدنبال بهترین موقعیت بگردم که انسانی که درمحیط کار باشد بیشتنر شرایپیدا کردن کار دیگر را پیدا خواهد کرد وباافراد بیشتری آشنا خواهد شد که درمیان آنان میتوان کسی وکسانی را پیدا کرد که یاالگوی خویش قراردهیم یااینکه توسط آنان راه وچاه بیآموزیم یااینکه ازخود آنان وبه کمک ایشان کاروحرفه ای راپیدا کنیم که مایلیم انجام دهیم پس می بینید که دقیقا تصمیمات ماست که سرنوشت ساز ماست نه هیچ چیز دیگر .&lt;br /&gt;____ کدام &amp;quot; از فرزانه شیدا _____&lt;br /&gt;سالهاست بهارم را&lt;br /&gt;به خزان فروخته ام&lt;br /&gt;و رشته رشته موهایم را&lt;br /&gt;به خاطرات برف&lt;br /&gt;وگرمای تنم را&lt;br /&gt;به سردی زمستان اندوه&lt;br /&gt;گذرم از جاده های بهاری&lt;br /&gt;به تابستان زندگی&lt;br /&gt;چه زودگذر بوده است&lt;br /&gt;من آخر صاحبش نبوده ام&lt;br /&gt;و همچنان در جاده های زندگی&lt;br /&gt;که براه برفیء زمستانی اندوه&lt;br /&gt;میرسد.... در تکرار تکرارها&lt;br /&gt;درمانده ام&lt;br /&gt;کدامین صدا را باید شنید&lt;br /&gt;صدای درونم را&lt;br /&gt;که میپرسد: بیاد داری&lt;br /&gt;یا صدائی را که میگوید&lt;br /&gt;ز خاطر ببر&lt;br /&gt;کدامین صدا را خواهم شنید&lt;br /&gt;بکدامین گوش فراخواهم داد&lt;br /&gt;در آینده ... فرداها&lt;br /&gt;در کدامین جاده ها&lt;br /&gt;چه خواهم کرد.....نمیدانم&lt;br /&gt;آرامشم کجاست؟! ...نمیدانم&lt;br /&gt;کدامین ره به جاده بهار&lt;br /&gt;خواهد رسید&lt;br /&gt;وقتی که نگاه مغموم است؟&lt;br /&gt;! اردیبهشت ۱۳۸۳ چهارشنبه&lt;br /&gt;ـــــــــ  سروده ی: فرزانه شیدا ـــــــ&lt;br /&gt;امید که دراتنخاب راه وکار وزندگی وسرنوشت خویش همواره براین اعتقاد باشیم که بهترین راه وبهترین کار , در زندگی ما راهیست که در آن انسانیت و شرف انسانی ,خوبی , ترقیی ورشد وخود سازی خویش را درآن پایه قرار دهیم که چون این باشیم موفق نیز خواهیم بود انسانی که برخود خویش احترام بگذارد در خود سازی خود نیز دربهترین راهها با قلبی آگاه وبا پشتکاری قوی وامید قدرتمند به خدا وند خود وبه خود راه زندگی خویش را براحتی پیدا میکند وبه سرتانجامی خوب نیز دست خواهد یافت که سزاوار آن است ما هرچه را ارزو کنیم نوع آرزوی ما که برای آن تلاش میکنیم نماینده این است که چگونه انسانی میخواهیم باشیم پس وقتی آرزوئی میکنیم وهدفی راانتخاب میکنیم وتصمیم به رفتن درآن وتلاش برای آن میکنیم خوب است همیشه ببینیم که اینراه که انتخاب کردیم براستی چه کسی ازما میسازد انسانی شریف وپاک وزحمتکش یا مزدوزنی خودخواه وخود بین در بیراهه های خطا با انتخاب راههای نادرسیت وداشتن آرزوهای ناصواب ورسیدن به پول ومکنت وجاهی که در دید خداوند وهمیچنین خود وجامعه راهی برخطاست ودرگناه ونانی حرام یا اینکه براستی میخواهیم انسانی با نامی خوب باشیم که هر آن راهی را , راهی شویم از آن بهترین را برای خویش وجامعه یخویش طلب میکنیم وبا هدفی پاک ودیدگانی باز درپی نانی صواب ونامی بنام هستیم که سربلندی ما باشد درنتیجه در انتخاب سرنوشت خود بر آرزوها ونوع آرزوهای خود توجه کنید تا خود را نیز بشناسید وگام در بهترین راهی بگذارید که ازشما کسی میسازد که همواره ازخوددراضی باشید هم خود قادر باشید بخود با سربلندی احترام بگذارید هم دیگران. ¤&lt;br /&gt;*-کسی که عاشق خود و سرنوشت خویش نیست هیچ کاری از او بعید نیست . ارد بزرگ&lt;br /&gt;*- اگر دست تقدیر و سرنوشت را فراموش کنیم  پس از پیشرفت نیز افسرده و رنجور خواهیم شد . ارد بزرگ&lt;br /&gt;*- در هر سرنوشتی ، رازی مهم فرو نهفته است  .  ارد بزرگ &lt;br /&gt;_____پایان فرگرد سرنوشت_____&lt;br /&gt;¤ نویسنده : فرزانه شیدا ¤&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگرفته از :&lt;br /&gt;&lt;a href="http://b4armannameh.blogspot.com/2010/02/blog-post_04.html"&gt;http://b4armannameh.blogspot.com/2010/02/blog-post_04.html&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-1019175377488838697?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/1019175377488838697/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_5848.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/1019175377488838697'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/1019175377488838697'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_5848.html' title='بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فرگرد * فرگرد سرنوشت *'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_ti3qVL-711c/S27sQeRJo7I/AAAAAAAAAUA/cghBvACzfxU/s72-c/OROD+BOZORG+9.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-5925915044027529954</id><published>2010-02-07T15:16:00.000-08:00</published><updated>2010-02-07T15:26:42.262-08:00</updated><title type='text'>بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فرگرد * فرگرد خودبینی و غرور *</title><content type='html'>ـــــــــ  بودن ـــــ&lt;br /&gt;گر بدین سان زیست باید پست&lt;br /&gt;من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را&lt;br /&gt;به رسوائی نیاویزم&lt;br /&gt;بر بلند کاج خشک کوچه بن بست&lt;br /&gt;گر بدین سان زیست باید پاک من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود، چون کوه&lt;br /&gt;یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک!* احمد شاملو&lt;br /&gt;&lt;a href="http://3.bp.blogspot.com/_CExrwSk1Q0Q/S2pPTU69vxI/AAAAAAAABKA/Zbhzgnt3U2g/s1600-h/OROD_BOZORG.jpg"&gt;&lt;img border="0" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5434243093828058898" alt="" src="http://3.bp.blogspot.com/_CExrwSk1Q0Q/S2pPTU69vxI/AAAAAAAABKA/Zbhzgnt3U2g/s320/OROD_BOZORG.jpg" style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 170px; height: 240px;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;● بعُد سوم آرمان نامه اُرد بزرگ●&lt;br /&gt;● فرگرد خودبینی و غرور ●&lt;br /&gt;انسان تاموقعی که خود را نشناخته است ممکن است خصوصیات اخلاقی متفاوتی را ازخود نشان دهد که شایسته ی یک انسان دانا وعاقل نیست از جمله خصوصیات واخلاقهای بدی که انسان ممکن است ازخود نشان دهد یکی همین غرور بیجا وخودبینی وفخر بیمورده است واگرچه انسانهای اطراف آدمی نیزدرداشتن این احساس درآدمی بی ثمر نیستند اما بااینحال انسانی کخه خود را بشناسد وانسانی خردمند باتهوش ودانتا باشد میداند که آدمی دراوج قدرت ومکنت ومقام نیز باز چیزی برای فخر فروختن وغرور بیجا ندارد که تمامی آنچه داریم ونداریم به دمی ونفسی ممکن است از بین رفته ودود هوا شود وبرباد رفته حتی اگر سالیان دراز برای آن تلاش کرده باشیم وبرای ساختن وداشتن چیزی عمری را نیز صرف کرده ابشیم انسان اندیسمند وخردمند ودانا همواره براین عقیده است که هرچه از آن اوست ودیعه وهدیه ای از خداست وبه همانگونه که داد پس نیز میتواند بگیرد درنتیجه نیازی به غرور داشتن برچیزی نیست که از آن واقعی آدمی نیست .&lt;br /&gt;_____  « چه حاصل , »_____&lt;br /&gt;رفیقا خون دل خوردن چه حاصل&lt;br /&gt;به پیش شعله افسردن چه حاصل&lt;br /&gt;چرا خود را به خلوت می کشانی&lt;br /&gt;در این بیگانگی مردن چه حاصل&lt;br /&gt;_____ شعر از «  صالح وحدت »_____&lt;br /&gt;درواقع او میداند که دنیای معنویات ومادیات جدای یکدیگرند وتازمانی که دنیای معنوی ما سراشار نباشد منیازهای مادی ما تمامی نخواهد داشت اما وقتی از نیازهای معنوی وروحی غنی باشیم هیچ چیز دراین دنیا باعث فحر وغرور وخودخواهی وخود پرستی ما نخواهد شد چراکه هیچ چیز براستی ارزشی آنچنان ندارد که اسنان بخاطر آن مغرور شده خویش را ببازد وبا منم من های بی دلیل ازحرمت خویش بکاهد چراکه اگر چیزی برای نشان دادن وجود داشته باشد واگر چیزی برای دیدن همان دیگران خواهد دید هم نیازی به تبلیغ آن نیست وهم اینکه چه سودی دارد انسان با دارئی ومکنت وثروت یا حتی دانش وآگاهی بدیگر کسانی بالاتر وپائین ترازخود فخر فروخته به حود پرستی گرایش داشته و|آنرا مداوم نیز به رخ دیگران کشیده یا حس خودخواهی وخود پرستی وغرور خویش را وسیله ای سازد برای خودنمائی خویش وکم شمردن دیگران که خردمند میداند درمقام انسانی هیچکس درجایگاه خود کم نیست ,وهیچکس نیز بالاتر نیست, واگر طبقات اجتماعی / اقتصادی انسانها را در طبقاتی قرارد میدهد ودرجایگاه معنوی وتربیتی هرانسانی نیز طبقه بندی انسانهای را دراجتماعات بوجود اورده است که بر اساس آن نمونه اخلاقیات خوب وبد ,کمبود ها وکاستی ها یا داشتن دارائی های معنوی ومادی وهمچنین فقر ونداری های اجتماعی ومعنوی/مادی یک انسانی را ازانسانی دیگر جدا میسازد باز نیز دلیل بر برتر بودن انسانی بردیگری نیست .کسی که معنای عشق ومحبت را فراموش کرده باشد میتواند براحتی با تکیر وعود بینی وغرور بیجا مهر به خود ودیگران را نیز فراموش کند وایمان خویش را نیز به غرور وخود بینی خویش ببازد چراکه انستانی آگاه وهشیار میداند که هرگز دردنیائی که هست با تمتامی خو.بی بدی های آن هیچ آدمی درمقامی بالاتر ازاین نمیتواند باشد که دردرجه ی اول فق به فقی « انسان » باشد که چون ایمگونه فکر کند نه هرگز خود را برتر از دیگری میپندارد نه بخود اجازه میدهد دیگران را پائین تر ازخود بداندد ویا تحقیر دررفتار ونگاه وزبان را با دیگران داشته باشد.که این خودباختگی شخصیتی ست که آدمیت وانسانیت را ازخاطر برده باشد.&lt;br /&gt;______ « آنگاه که بدنیاآمدم » ____&lt;br /&gt;آنگاه که بدنیا آمدم&lt;br /&gt;گوئی با رنگهای محبت&lt;br /&gt;رنگهای وجودم را نقاشی کرده اند&lt;br /&gt;آنگاه که سالهای عمرم را&lt;br /&gt;درتقویم های ٫٫ بودن ٫٫ &lt;br /&gt;...ورق میزدم&lt;br /&gt;انگار که دستهای محبت&lt;br /&gt;چین های عمیق تری بر پیشانی ام &lt;br /&gt;کشید&lt;br /&gt;وآنگاه که خمیده تر از پیش&lt;br /&gt;٫٫محبت ٫٫  را بردوش  کشیدم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گوئی که خطوط ٫٫  مهربانی٫٫  &lt;br /&gt;نقاشی درونم را چروکیده کرد !&lt;br /&gt;اما آنچه دیدم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از هرکه بود ... نامهربانی بود وبس!&lt;br /&gt;با آنکه عاشقانه دوست داشته ام...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرآنچه را که قلبی داشت وروحی &lt;br /&gt;و زندگی میکرد در طبیعت خدا !!!&lt;br /&gt;....&lt;br /&gt;ملالی نیست&lt;br /&gt;محبت اما همیشه بامن بوده است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همگام با عشقی که خداوند درسینه ام&lt;br /&gt;با قلم موئی مهربانی وعشق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نقاشی کرده است&lt;br /&gt;که نامش دل بود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا در قاب زندگی... طپشی داشته باشم&lt;br /&gt;در دنیائی هرچند .... نامهربان...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرچند... غریبه با دل.....&lt;br /&gt;اما پروازی باشم در دنیا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چون پروانه ای عاشق&lt;br /&gt;و  تا همیشه ....&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آشنا با  کلام  زیبای محبت&lt;br /&gt;تا بر گل وباغ وشمع&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر طبیعت وعشق &lt;br /&gt;برمهربانی واژه ها&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تنها وتا همیشه بگوید:&lt;br /&gt;دوستت دارم... دوستت دارم&lt;br /&gt;و وجودش &lt;br /&gt;رنگی باشد از قلم اسطوره ای خداوند&lt;br /&gt;_____۲۲ تیرماه ۱۳۸۲/سروده ی فرزانه شیدا____&lt;br /&gt;که خردمندان ودانایان جهان یکپارچه وهمگام براین عقیده متحد هستند که انسان ارزشمند است ومقاتم اورا شخصیت اوست که میسازد نه پایه های اقتصادی اجتماعی وفرهنگی او .شما میتوانید پروفسور واستادی رانیز ببینید که از با وجود بودن درومقامی والا از کمبود شخصیتی برخوردار است که هرگز کسی باو علاقه ای نداشته باشد وهمگان از نشست وبرخاست بااو نه تنها لذتی نبرده که حتی خشمگین وعصبانی وناراحت شوند درکنار آن میتوانید با شخصی عامی وساده بنشیند وبرخیزید زمانی که در کناراو هم بسیار به شما خوش گذشته هم احترام متقابلی را دیده اید وهم ساعات خوبی را گذرانیده اید. مهر وانستانیت نشانه خرد وبزرگی ست نه تفخر وخودنمائی وخود پرستی وغرور کاذب بی دلیلی که با یک پیروزی انسان را ازخود بیخود کند که آن پیروزی درواقع بااین شکل شکستی بیش نیست که به رور زمان اثر خود را درجامعه ودرنگاه وتفکر دیگران بر شخص مذدکور نشان خواهد داد وتنهائی وجدا ماندن ازجامعه ای که تحمل چنین آدمی را ندارد تاوان چنین شخصیت ورفتاریست حال درهرکجای مقام ومکنت وشهرت نیز که ایستاده باشد..درکل انسانی که خداوند را نمیشناسد وازایمان خالی ست دچار تکبر وغرور بیجا ئی میشو که دانش اورا رو تزلزل برده از حرمت او بتدریج میکاهد وخودبیتی چنان اورا کور میسازد که قادر بدیدن این نیست که رو به قهقرائی میرود که شایسته یک انسان تحصیلکرده درمقامی شایسته ی انسانی نیست.ودردنیائی که تاابد از آن ما نیست مال ومکنت وشهرتی که تاهمیشه برای انسان نحواهد ماند دیگر چه فخر فروختن دارد؟! وخودبینی ای که براساس مادیا ت ومعنویت دهنی وفکربوجود بیاید نیزعین خودباختکی عقلی ست که هیچ از زندگی نیآموخته باشد وبراحتی نیز تجربیات زندگی را به یبک دوباره برنده شدنی باخته است که درنهایت میبایست ان را نیز بگذارد که دراین دنیا بماند وخود برود ونام نکو نیز از کسی برجا نخواهد ماند که با دنیا دانش شخصیتی خد باخته را که دچار تکبر وخود بینی وخودخوادهی بود به جامعه بخشید ورفت نه دانشی را که دنیا نیازمند آن است.&lt;br /&gt;____&amp;quot;  سه &amp;quot; شاعر : « صالح وحدت »___&lt;br /&gt;یکی در مرگِ شقایق&lt;br /&gt;یکی در فصل ِ خزان&lt;br /&gt;و هر بار تو به من زندگانی بخشیدی!&lt;br /&gt;تو مهربانانه به من عاطفه بخشیدی!&lt;br /&gt;تو به من گفتی بمان&lt;br /&gt;و من ماندم!&lt;br /&gt;مـــــاندم!&lt;br /&gt;من ماندم که با تو بروم به سر قله احساس&lt;br /&gt;که قدم بزنیم در کوچه بن بستِ شکوه&lt;br /&gt;خالی از شک&lt;br /&gt;خالی از ترس&lt;br /&gt;خالی ازبیم&lt;br /&gt;و من اکنون تنها به ابدیت خواهم رفت&lt;br /&gt;به تنهایی با بید سخن خواهم گفت&lt;br /&gt;و به آن دنیای دگر خواهم رفت....&lt;br /&gt;آرام خواهم رفت! شاعر : « صالح وحدت »___&lt;br /&gt;چراکه این شخصیت فکری ومعنوی انسان است که مقام اورا مشخص میکند نه مقام اجتماعی او ما مسلم است که به مقام مادر وبزرگتر وبزرگان جامعه وکشاتی با دانش واندیشه ارج فراوان میگذاریم اما درمیان همین انسانها که نمیبایست کمبودی دید انسانی فخر میفروشد دیگری خود پرستی میکند ان یکی با غرور کاذب همگان را ازخویش آزده میسازد گسی دیگر با زبان خود تلخی وشکست روحی کمتر ازخود را باعث میگردد که هیچیک از اینها نماد بزرگی نیست که نماد فقر معنوی یک انسان بزرگ است که درجایگاه بزرگ ومحترم خویش خود را باخته است وبا توهین وبدخلقی وخودنمائی وزبانی تلخ به دیگران مداوم قصد نشان دادن قدرت وخودنمای خویش را دارد درصورتی که دنیا انیان آزموده باشد زمانی که به تکبر وغرور وخودنمائی وخود پرستی آلوده شود از هیچ دانش ارزشمندی برخوردار نیست که مقدارزیادی برگه ومدرک زمینی برای خویش جمع کرده است که هیچیک انسانیت اورا ثابت که نمیکند هیچ گاه شخصیت او ازاعتبار دانش اونیز میکاهد بسیار دیده ام که بعضی از افراد مشهور ومعروف آنچنان غرّه بخود ومقام خود میشوند که بیاحترامی وتندی وبدصحبت کردن بادیگران را نوعی خدمت نیز به شخص متقابل حساب میکنند که اگر بااو اینگونه باشم او بهتر میتواند خود را پیشرفت دهد تا بانزبان ناز ونوازش به او راه وچاه نشان دهم اما باخرد کردن غرور دیگران دراصل خود خویش را ضایع وبیاعتبار کرده ایم واگر کسی با تندی اخلاق ما که اتسم دلسوزی بران نهاده ایم اما تکبریست که دردرون ازدانش خویش داریم که بخود اجازه میدهیم دیگران را کوچک کنیم که به لج بیافتد وخودرابالا بکشد که این موفقیتی بزرگ نیست ونخواهد بود ,که باید بداند شکست ایشان است .&lt;br /&gt;___&amp;quot; تفاوت را نمره آموخت &amp;quot;»____&lt;br /&gt;جنگ است&lt;br /&gt;جنگ تفاوت ها&lt;br /&gt;جنگ تفکر ها&lt;br /&gt;جنگ فاصله چشم و دیدن&lt;br /&gt;زمان پر دادن اقاقی هاست&lt;br /&gt;و زمان رویاندن طوطی ها&lt;br /&gt;خاک حاصلخیز&lt;br /&gt;حاصل شخم بود&lt;br /&gt;بر می گردم به زمان پکی هایم&lt;br /&gt;کاش نیمکت نبود&lt;br /&gt;و ای کاش صندلیم یک نفره بود&lt;br /&gt;تا در میان خود باشم&lt;br /&gt;او که بود میانمان هیچ&lt;br /&gt;هیچ را در کلاس آموختم&lt;br /&gt;درس خوب&lt;br /&gt;نمره بیست&lt;br /&gt;غرش چشم را در کلاش شنیدم&lt;br /&gt;تفاوت را نمره آموخت&lt;br /&gt;من چه می دانستم&lt;br /&gt;کاش کلاس نمی رفتم&lt;br /&gt;شاید پدر هنوز خانه بود&lt;br /&gt;_____ سروده ی : «  امیر بخشایی »____&lt;br /&gt;چراکهچون برزگی شخصیتی را خرد سازد حال شخصیت هرکه می خواهد باشد اما باین شکل مثلا یک انسان جوان را آنچنان با شخصیت وغرور او بازی کرده وارا خرد وخوار کرده باشدباشد که تاابد کینه ی او وامثال اورا بدل گرفته باشد واگر درراه زندگی خود را بالاکشید نه از سراین بود که همپای او گام بردارد وکسی شود چون او ازاین جهت بود که برای خود کسی باشد که امثال ایشان جرات اینرا پیدا نکنند که باغرور وشخصیت او بازی کنند درنتیجه وقتی ما بعنوان بزرگ خردمندی درمقابل کسی قرار میگیریم که راهنمائی ما, راهنما ی زندگی وموفقیت اوست زشت ترین کار وبدترین عمل خوار کردن وتوهین باوست که این نتیجه ای عکس را به همراه خواهد داشت وتنفر ایشان را بر جامعه ی بزرگان نیز زیاد خواهد کرد چراکه شاید این شخص تنها کسی بوده باشد که تاکنون این جوان وشخص دوم بااو ملاقات کرده باشد اما ممکن است این تصور براو جا بیافتد که تمامی انسانهای دانشمند وبزرگ وفیلسوف ودانا اسنانهای پرتکبر وخودخواهی هستند که دیگران را ازبالا نگاه میکنند وبخود حق میدهند شخصیت دیگران را کوچک کرده باو یاداور شوندکه:« تو فعلا درمقامی نیستی که من ترا قبول داشته باشم وهنور کسی نیستی واگر میخواهی کسی باشی یا میخوای چون من باشی!! درس بخوان وخودتت را بمن برسان تا من ترا آدم حساب کنم یان نهایت کمبود انسانی ستک دانش خود را قدرت خویش میپندارد وسلاحی برای ازردن وازار دیگران واسیب رساندن به جامعه ای وشخصیت وروان وروحی این نهایت پستی یک انسان تحصیلکرده است که با شهرت وموفقیت خویش دیگران را پست بدارد واحترام متقابل را به تمامی اهل جامعه به تمامی سنتها مکتی ها افکارها واندیشه ها وطبقات انسانی را فراموش کند وخودرا بگونه ای جدا از دیگران بدارد که این «منبرتر» را مداوم قصد به رخ کشیدن داشته باشد که اگربراستی « برتر » بود اینگونه رفتاری راهم نیز درشان انسانی ودر مقام دانش خود نمیدانست &lt;br /&gt;●آسمان مال من است: « ف.شیدا» ●&lt;br /&gt;هر کجا هم باشم ..&lt;br /&gt;آسمان مال من است..&lt;br /&gt;گر که رنگش آبي&lt;br /&gt;گر که گريان و&lt;br /&gt;پراز ابر غم است&lt;br /&gt;گر به هنگام غروب نيلي و نارنجي&lt;br /&gt;آسمان مال من است&lt;br /&gt;ترسم آن است  ببينم &lt;br /&gt;يکروز  دل  من با من نيست&lt;br /&gt;و ندانم که دگر عشق کجاست&lt;br /&gt;و ببينم روحم&lt;br /&gt;در قفس زنداني ست..&lt;br /&gt;و ببينم در باغ&lt;br /&gt;آن گل پر پر سرخ&lt;br /&gt;تن ويران من است&lt;br /&gt;و دگر ياري نيست&lt;br /&gt;وببينم که حقيقت ز درء باغ گريخت&lt;br /&gt;تا سوالش نکنيم&lt;br /&gt;آسمان مال من است  که مرا&lt;br /&gt;در شب پرواز شناخت&lt;br /&gt;و مرا خوار نکرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تا که شاعر باشم&lt;br /&gt;و به هر واژه زبانم آزاد&lt;br /&gt;وبه احساس دلم بالي داد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاکه آزاده گيم... در يابم&lt;br /&gt;و به عرياني روح رنگ زيبائي را آسماني بينم  .&lt;br /&gt;___ 17 فروردین 1385از فرزانه شیدا _____&lt;br /&gt;اینکه شخصی , دیگران را هرکه هست حتی فرد بیکاری را که گوشه ی خیابان افتاده است ومعتاد است خوار بدارد واورا به دیده تحقیر بنگرد انسان وقتی که براثر اشتباهات خود به اعتیاد گرفتار میشود انسانی بیمار ونیازمند یاریست که همواره نیز بدور ریخته میشود چراکه اورا کسی درجوامع قبول ندارد اما همپای او بزرگیست که معتاد به خود پرستی وخود بزرگ بینی شده باشد وبا اینکار قصد خود نمائی خویش را داشته باشد که هردو دراین میان بیمارند وفرقی براین دونیست وقتی عقل دیگر کشش آنرا نداشته باشد که خود خویش را درهرجایگاهی که هست شخصیتی متعادل وانسانی ازخود نشان ندهدیک انسان معتاد ودراصل بیمار که با داروئی سمی جان خویش را ازبین میبرد وتمامی قدرتها ونیروهای انسانی خود را به زمان نعشه بودنی میبازد که هستی اورا برباد میدهد درست هم مقام بزرگی ست که با سم خودپرستی وغرور شخصیت بزرگ هم خود هم نام بزرگان دیگر را بر باد داده است ودرعین حال دردنیای نعشگی ازخود پرستی وغرور ونخوت به چنان دنیای ماورائی رفته است که خیال میکند همه کس وهمگان زیر دستان او هستند وحق دارد همیشه برهمه کس بتازد وهرکه را میخواهد خوار کند وهرگز شما نخواهید دید شخصیتی که اینگونه عمل میکند براستی دردرون نیز انسان بزرگ واندیشمنئدی باشد که ارزش حتی مقام فعلی را نیز داشته باشد گاه میگویند غرور درجائی خوب است بله اما درجائی که این غرور آسیبی بر شخصیت ما ودیگران وراد نسازد کما آدمیان آزادیم هرگونه میخواهیم فکر ورفتار وزندگی کنیم اما حق نداریم مرزهای دیگران را از بین ببریم به عنوان اینکه بیشتر میدانیم یا بهتر میفهمیم بخود اجازه دهیم که دیگران را خوار کنیم یا باانتقادات مدوام واندرهائی که بوی خودنمائی وخود پرستی وغرور میدهد دیگران را کمتر ازخود درچجایگاهی دورازخود نگاهداریم که چون چنین کنیم کم کم انسانی تنها وبی کس نیز خواهیم شد چون درهرمقامی هم باشیم هیچکسی دوست ندارد با چینین انسانی دررابطه باشد ومفخر فورش وخودپرستی مداوم وغرور بیجای اورا تحمل کند وشخصیت چنین شخصی با تمام دانش تحصیلی درواقع در خطر نزول تدریجی است که به روزی بخود امده میبیند بخاطر یکی دو پیروزی وموفقیت که اورا چند پله ای بالاتر ازدیگران برد چنان خودباخته واسیر خویشتن خویش شده است که غرور چشمان بینای اورا کور کرده ودیگر نه تنها خوب وبد خویش را فراموش کرزده است که خوب بودانسانها رانیز اهمیتی نداده وخود را دمیان بسیاری ازانسانها ک.چگ وخراب کرده است وشخصیتی منفور وتنفر امیز ازخود بجا گذاشته است کهکسی نیز بخوبی واحترام ازاو یاد دنمیکند مگر براساس اینکه نخواهد درجمعی خود را ک.وچک کند که احترام شخصیتی اورا درمقابل دیگران حفظ میکند اما دراندورن همگان تنفر وبیزاری شدیدی نسبت باین شخص بوجود آمده است که به استناد آن هیچکس درواقعیت زندگی برای او پشیزی نیز ارزش قائل نیست واگر حصور وجود اورا درجامعه ای همسان ویکسان در گردهم ا|ئیها ومجالی ومحافل علمی وکاری ومجلس مهمانی بزرگان تحمل میکند اول واخر حرمت داری خویش را کرده است نه اینکه حرمت اورا بخواهد نگاهدارد واینگونه است که خردمندی با تمام خرد عقل خویش به غرور میبازد وجامه ای را از خود میراند ودرنهایت نیز بخود آمده میبیند رانده شدن جامعه ای شده است که تا دیروز از بالا همه رادران نگاه میگرد وخیال میکرد برای خود کسیست که دیگر کسی قدرت کوبیدن اورا ندارد انسانها چو.ن بخواهند کسی را ازاوج به پایئن بکشند برایس ان تنها کافبیست ظلمو ستم وآزاری را برایشان روا داریم وبرخود اجازه دهیم که کس وکانی را کمتر ازخوئد بمشاریم که معمولا انسان ازجائی صدمه میخورد که انتظارش راندارد ومعمولا همیشه درجائی نقطه ضعفی هست که دیگران با آن بتوانند تا حد بسیار زیاد انسان را ازاوج به پائین انداخته وبدار مجازاتی بیاویزند که طناب آنرا خود بایشان دراده ایم با رفتار وتکبر وغرمور وخود پرستی خویش.درنتیجه هیچ انسان متکبر ومغروروخودبینی بزرگ نیست وبزرگ نیز دیده وخواده نمیشود وقتی قادر نیست درک کند که بزرگی به تکبر وخود بینی نیست که این عین جهل ونادانی ست.&lt;br /&gt;*- اگر از خودخواهی کسی به تنگ آمده ای او را خوار مساز ، بهترین راه آن است که چند روزی رهایش کنی . ارد بزرگ&lt;br /&gt;*-خودبینی ، خواستگاهش درون است و آدمی را شیفته خویش می سازد ، وارون بر این خواستگاه *-افتادگی پیرامون ماست ، که همگان را به سوی ما می کشاند . ارد بزرگ&lt;br /&gt;*-آدم خودبین ، چاره ای جز فرود آمدن ، ندارد . ارد بزرگ&lt;br /&gt;*-اگر غرورت را گم کرده ایی به کوهستان رو  ، و اگر از جنگ خسته ایی به دریا . ارد بزرگ&lt;br /&gt;_____ پایان فرگرد د خودبینی و غرور______ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;●نویسنده : فرزانه شیدا●&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگرفته از :&lt;br /&gt;&lt;a href="http://b4armannameh.blogspot.com/2010/02/blog-post_5990.html"&gt;http://b4armannameh.blogspot.com/2010/02/blog-post_5990.html&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-5925915044027529954?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/5925915044027529954/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_07.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/5925915044027529954'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/5925915044027529954'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_07.html' title='بعُد سوم (آرمان نامه ارد بزرگ) فرگرد * فرگرد خودبینی و غرور *'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_CExrwSk1Q0Q/S2pPTU69vxI/AAAAAAAABKA/Zbhzgnt3U2g/s72-c/OROD_BOZORG.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-1811959063086137863</id><published>2010-02-04T20:58:00.001-08:00</published><updated>2010-02-04T20:58:21.648-08:00</updated><title type='text'>ایجاد امنیت وظیفه فرمانرواست</title><content type='html'>&lt;h3 class="post-title entry-title"&gt; &lt;/h3&gt; &lt;div class="postborder"&gt;  &lt;div class="posttext"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;img height="407" width="400" title="ParthianHorseman" src="http://kherad.parsweblog.com/files/2009/10/ParthianHorseman.jpg" class="alignnone size-full wp-image-113" alt="ParthianHorseman" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;br /&gt; &lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;br /&gt; &lt;span style="font-size: small;"&gt;لشکر پادشاه قدرتمند سلوکی دمتریوس را افسران مهرداد یکم در ماد شکست داده و &amp;quot;دمتریوس&amp;quot; فرامانروای آنان را نزد مهرداد یکم پادشاه اشکانی به دشت اترک (شیروان ، بجنورد و گرگان امروزی) فرستادند  . مهرداد با آمدن دمتریوس جشنی برگزار نمود و دختر خویش را به توصیه ریش سفیدان پارت به او داد . که این کار در آینده چنان نتیجه مثبتی برای ایران داشت که کسی تصور نمی کرد و آن انهدام کامل سلسله سلوکی بود . مدتی بعد در هنگامه جشن و سرور سالروز زاده شدن مهرداد فرمانروای ایران یکی از تاجران سرشناس بارها از او به بزرگی یاد کرد و گفت امنیت امروز ایران به دست با کفایت شما بوده است و چنین و چنان ، می گویند مهرداد که از آغاز مجلس خموش بود و به سخن رایزنان و بزرگان گوش می داد به سخن آمده و گفت : آرامش مردم کار من است و اگر از این کار برنیایم شایسته این تخت و تاج نیستم . ارد بزرگ اندیشمند کشورمان می گوید : نگهبانی از داشته های یک کشور برای فرمانروا یک قانون است و انجام آن خودستایی ندارد . &lt;/span&gt;&lt;br /&gt; &lt;span style="font-size: small;"&gt;مهرداد یکم جنگاوری به تمام معنا بود او در طی زندگی تا هنگام مرگ در سال 138 پیش از میلاد همواره در حال پاکسازی مناطق مختلف سرزمین باستانی ایران از شر خونخواران باقی مانده سلوکی و اقوام بدوی بود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt; &lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt; &lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;a href="http://yasamin-atashi.blogspot.com/"&gt; یاسمین آتشی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;منبع : داستان کوتاه&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/44/"&gt;http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/44/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-1811959063086137863?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/1811959063086137863/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_6159.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/1811959063086137863'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/1811959063086137863'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_6159.html' title='ایجاد امنیت وظیفه فرمانرواست'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-7108110237024900047</id><published>2010-02-04T20:42:00.001-08:00</published><updated>2010-02-04T20:42:36.291-08:00</updated><title type='text'>دلربایی پیش از مرگ</title><content type='html'>&lt;h3 class="post-title entry-title"&gt;&lt;a mce_href="http://yasamin-atashi.blogspot.com/2009/11/blog-post_5714.html" href="http://yasamin-atashi.blogspot.com/2009/11/blog-post_5714.html"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/h3&gt; &lt;div mce_style="border: 0pt none; text-align: right;" style="border: 0pt none ; text-align: right;" class="menutopimage2"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt; &lt;div mce_style="text-align: center; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;" style="text-align: center; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span mce_style="font-size: x-small;" style="font-size: x-small;"&gt;&lt;img height="338" width="400" alt="shakiba_persiangraphic003" mce_src="http://kherad.parsweblog.com/files/2009/10/shakiba_persiangraphic003.jpg" src="http://kherad.parsweblog.com/files/2009/10/shakiba_persiangraphic003.jpg" title="shakiba_persiangraphic003" class="alignnone size-full wp-image-116" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اندیشمند و متفکر برجسته ایرانی &amp;quot; ارد بزرگ &amp;quot; می گوید : (( نوازش و دلربایی زیاد ، پیشاپیش بستر مرگ را فراهم کند )) اما این حقیقت را قرنها پیش سردار متجاوز مغول نمی دانست ده سال بود که حاکم نظامی کرمانشاه شده و در این مدت مدام چشم چرانی می کرد و پی عیش و نوش بود.&lt;br /&gt;برای چندمین بار عاشق گشته و بی قرار دختر یکی از معتمدین کرمانشاه شده بود پس از چند روز خودخوری بلاخره اختیار از کف بداد و به خانه آن آدم آبرومند یورش برده و گیسوی دختر را در چنگال گرفته و بر زمین می کشید .&lt;br /&gt;تیغ شمشیر در زیر گلوی خانواده دختر بود پس کسی حتی نمی توانست التماس و خواهش کند چون دختر را به قلعه سیاه خویش برد کنیزکان دخترک را احاطه کردند دستی بر سر رویش کشیده آرایشش کرده و به اتاقی فرستادند که آن مرد نانجیب انتظارش را می کشید . دخترک دیگر چه امیدی می توانست داشته باشد ، چون مرغ اسیری در چنگال اژدها . گلویش پر از بغض بود و چشمانی مضطرب . با خود گفت خودم را می کشم تا از این ننگ خلاصی یابم . اما ناگهان فکری به سرش زد و به سردار گفت من آماده ام تا تو را امشب از خویش راضی کنم اما پیش از آن باید از پدرم اجازه بخواهم و چون پدرم در خانه اسیر است بگویید کاتب بیاید تا بگویم نامه ی برای پدرم نوشته و از او برای همیشه خداحافظی کنم . سردار کاتب را خواست کاتب جوانی زشت رو و مغول که تازه نوشتن را آموخته بود.&lt;br /&gt;نامه نوشتن را آغاز نمود سردار چون از آن دو دور شد ، دختر به کاتب گفت : تو جوان برازنده و فوق العاده زیبایی هستی جوانک بر خود لرزید و دختر گفت سیمای تو همان سیمایی مردی است که من قبلا در خواب دیده بودم جوانک سکوت کرده و سرخ شده بود دخترک باز گفت تو تا به امشب کجا بودی که من خودم را فدایت کنم .&lt;br /&gt;قلم در دست کاتب می لرزید ! پریزادی بی مانند و خوشبو را می دید که او را چنین وصف می کند به دختر گفت : اما من اینجا یک کاتب هستم و شما همسر حاکم !&lt;br /&gt;دختر با کرشمه خاصی گفت فرمانروای من تویی !  اگر او را از پا درآوری !!&lt;br /&gt;کاتب نگاهی به چشمان زیبای دختر افکند و دل از دست بداد ، دختر گفت اگر سردار به من دست زد دیگر عشق و مهری از من نخواهی دید کاتب از شدت هیجان سرخ شده بود مرکب از دستش افتاد بر زمین از صدای آن حاکم باز آمده و گفت بس است نامه را بردار و برو . حاکم دست بر شانه دخترک نهاده و به او گفت بلند شو برویم چون کاتب دست حاکم را بر شانه دختر بدید قرار از کف بداد و تیغ تیز کردن قلم خویش را بیرون کشید از پشت بر گردن حاکم کشید چون فریاد مرگ حاکم به آسمان کشیده شد محافظین به درون اتاق ریخته و در دم کاتب تیغ بدست را کشتند . دخترک گریه می کرد نگهبانان با احترام به او گفتند شما از اینجا بروید چند روز بعد سردار جدیدی به کرمانشاه وارد شد مستخدمین و زنان سردار قبلی اجازه خروج از آن اسارتکده مجلل را پیدا نمودند و آن دختر نجیب توانست بار دیگر به خانه پدری پا گذارد .&lt;/p&gt; &lt;p&gt;یاسمین آتشی&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/39/"&gt;http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/39/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-7108110237024900047?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/7108110237024900047/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_1424.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/7108110237024900047'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/7108110237024900047'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_1424.html' title='دلربایی پیش از مرگ'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-1834982939682132643</id><published>2010-02-04T20:32:00.001-08:00</published><updated>2010-02-04T20:32:50.912-08:00</updated><title type='text'>کمک خواندنی شاه سلطان حسین به سیل زدگان</title><content type='html'>&lt;br /&gt;  &lt;h3 class="post-title entry-title"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/h3&gt; &lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt; &lt;div style="text-align: center; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;&lt;img height="150" width="400" alt="post-443-1192873959" src="http://kherad.parsweblog.com/files/2009/10/post-443-1192873959.jpg" title="post-443-1192873959" class="alignnone size-full wp-image-118" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;br /&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt;در دودمان صفوی خبر رسید فلان روستای نزدیک اصفهان سیل آمده است و کوهی ریزش نموده مردم ده روز است گرسنه اند چند روزی که گذشت شاه سلطان حسین مشغول خوردن غذا بود یاد آن روستا افتاد یکی از نزدیکان خود را با پنج محافظ فرستاد تا میزان خسارات آن روستا را وارسی کنند و نیازهای آنها را گزارش دهند تا نسخه ایی برای حل مشکل آن روستا پیچیده شود . چون به آن روستا رسیدند دیدند قشری از گِل و لای روستا را در بر گرفته و خانه ایی با سقف دیده نمی شود مردم رنجور بر زمین خود را می کشیدند و بوی مردار به مشام می رسید . از اسب پیاده شده و کمی در روستا گشتند فقر و بیچاره گی در حدی بود که کمک رسانی به آنها را بسیار سخت می کرد اشراف زاده گفت برگردیم و بگویم هیچ چیزی اینجا درست نیست و هر چه زودتر غذا و کمک بفرستند .&lt;br /&gt;چون بازگشتند دیدند جماعتی در جایی که اسبها را بسته بودند جمع شده و چون آنها را دیدند می دویدند . خوب که نگاه کردند دیدند هر یک تکه گوشتی در دست گرفته و از آنها دور می شوند . مردم از گرسنگی اسبها را پاره پاره کرده و از استخوانها نیز نگذشته بودند . هوا نزدیک تاریکی بود در گوشه ایی نشستند تا فردا از همان راهی که آمده بودند باز گردند . شاه سلطان حسین آنشب خواب بدی دید و همان نیمه شب 200 سوار با زره کامل فرستاد به دنبال خویشاوند خویش ، چون سواران به روستا رسیدند صبح شده بود اشراف زاده نزدیک آنها شد و گفت آیا غذا و خوراکی به همراه خود آورده اید فرمانده سواران گفت خیر ، آمده ایم تا شما را سلامت برگردانیم .&lt;br /&gt;اشراف زاده که شب تا به صبح ناله های آدمهای رو به مرگ را شنیده بود به سربازان گفت از اسبها پیاده شوید و با من بیایید سربازان پیاده شده و از همان جا عازم اصفهان شدند این در حالی بود که صدای اسبهایی که در حال پاره پاره شدن بودند از پشت سر شنیده می شد . ارد بزرگ اندیشمند کشورمان می گوید : برای آدمهای گرسنه ، هیچ نسخه ایی ، جای خوراک آنها را نمی گیرد .&lt;br /&gt;می گویند شاه سلطان حسین پس از دیدن اشراف زاده با سواران پیاده و شنیدن مرگ و میر روستا دستور داد پرچم های سیاه همه جا نسب شود و آنقدر مشغول سوگواری بود که اگر باز هم صحبتهای آن اشراف زاده نبود مردم آن روستا را فراموش می ساخت .&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;یاسمین آتشی&lt;/p&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;داستان کوتاه&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/33/"&gt;http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/33/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-1834982939682132643?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/1834982939682132643/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_9560.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/1834982939682132643'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/1834982939682132643'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_9560.html' title='کمک خواندنی شاه سلطان حسین به سیل زدگان'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-8199882492873678889</id><published>2010-02-04T20:31:00.001-08:00</published><updated>2010-02-04T20:31:47.963-08:00</updated><title type='text'>پارمیس</title><content type='html'>&lt;div class="post-body entry-content"&gt; &lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt; &lt;div style="border: 0pt none ; text-align: right;" class="menutopimage2"&gt; &lt;div style="text-align: center; font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;span style="font-size: x-small;"&gt;&lt;img height="267" width="400" alt="korush" src="http://kherad.parsweblog.com/files/2009/10/korush.jpg" title="korush" class="alignnone size-full wp-image-117" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt; &lt;/div&gt; &lt;/div&gt; &lt;/div&gt;  &lt;div class="post-body entry-content"&gt;&lt;br /&gt;لشکر ایران آماده جنگ شده و سواران پا بر رکاب اسب ، کورش پادشاه ایران از نزدیکان خداحافظی کرده و قصد راهبری سپاه ایران را داشت . یکی از نزدیکان خبر آورد همسر سربازی چهار فرزند بدنیا آورده ، فروانروای ایران خندید و گفت این خبر خوش پیش از حرکت سپاه ایران بسیار روحیه بخش و خوش یومن است . دستور داد پدر کودکان لباس رزم از تن بدر آورده به خانه اش برود پدر اشک ریزان خواهان همراهی فرمانروای ایران بود . فرمانروا با خنده به او گفت نگهداری و پرورش آن چهار کودک از جنگ هم سخت تر است . می گویند وقتی سپاه پیروز ایران از جنگ باز گشت کورش تنها سوغاتی را که با خود به همراه آورده بود چهار لباس زیبا برای فرزندان آن سرباز بود . این داستان نشان می دهد کورش پادشاه ایران ، دلی سرشار از مهر در سینه داشت. ارد بزرگ فیلسوف کشورمان می گوید : فرمانروای مردمدار ، مهر خویش را از کسی دریغ نمی کند .&lt;br /&gt;می گویند سالها بعد آن چهار کودک سربازان رشیدی شدند ، آنها نخستین سربازان سپاه ایران بودند که از دیوارهای آتن گذشته و وارد پایتخت یونان شدند . نکته جالب آن است که یکی از آن چهار کودک دختر بود و نامش پارمیس که از نام دختر ارشد کورش بزرگ اقتباس شده بود .&lt;/div&gt;  &lt;div class="post-body entry-content"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;  &lt;div class="post-body entry-content"&gt;یاسمین آتشی&lt;/div&gt;  &lt;div class="post-body entry-content"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt; &lt;div class="post-body entry-content"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt; &lt;div class="post-body entry-content"&gt;منبع : سایت داستان کوتاه&lt;br /&gt;&lt;/div&gt; &lt;div class="post-body entry-content"&gt;&lt;a href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/35/" mce_href="http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/35/"&gt;http://da3tanekotah.persianblog.ir/post/35/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-8199882492873678889?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/8199882492873678889/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_4386.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/8199882492873678889'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/8199882492873678889'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_4386.html' title='پارمیس'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-2167317151328818738</id><published>2010-02-04T12:23:00.000-08:00</published><updated>2010-02-04T12:24:11.086-08:00</updated><title type='text'>سخنان حکیمانه فریدریش نیچه</title><content type='html'>&lt;p align="center"&gt; &lt;a href="http://sokhanan.ir/myadmin/wp-content/uploads/2007/10/neitzsche-2.JPG" title="neitzsche-2.JPG"&gt;&lt;img alt="neitzsche-2.JPG" src="http://sokhanan.ir/myadmin/wp-content/uploads/2007/10/neitzsche-2.JPG" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt; &lt;p align="right"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="right"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p align="right"&gt;سیاستمدار انسان‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: ابزار و  دشمن. یعنی فقط یک طبقه را می‌شناسند و آن هم دشمن است.  فردریش نیچه&lt;/p&gt; &lt;p&gt;بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید . فردریش نیچه&lt;/p&gt; &lt;p&gt;با دیگران بودن آلودگی می آورد. فردریش نیچه&lt;/p&gt; &lt;p&gt;باید در تضادهای دوگانه شک کرد. از کجا معلوم که این تضادهای دوگانه اصلا وابسته به هم و یکی نباشند؟ در فلسفه معین ارزشی بیشتر از نامعین دارد همان طور که ارزش نمود کمتر از حقیقت است. فردریش نیچه&lt;/p&gt; &lt;p&gt;نادرستی یک حکم باعث نمی شود که آن حکم را رد کنیم ، احکام نادرست برای زندگی بشری ضروری است و رد کردن آنها را به معنای رد کردن زندگی است. فردریش نیچه&lt;/p&gt; &lt;p&gt;حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی ست  خنده دار است زیرا  همه چیز طبق خواست قدرت ما است.  فردریش نیچه&lt;/p&gt; &lt;p&gt;آنچه برای یک نفر سزاوار است نمی توان گفت برای فرد دیگر هم سزاوار است. به عنوان مثال انکار نفس و افتادگی سزاوار یک فرمانده نیست و برایش فضیلت محسوب نمی شود. حکم یکسان صادر کردن برای همه غیر اخلاقی ست. فردریش نیچه&lt;/p&gt; &lt;p&gt;آینده از آن کسانی است که به استقبالش می روند . فردریش نیچه&lt;/p&gt; &lt;p&gt;فرد خلوت نشین می گوید که واقعیت در کتاب های نیست و فیلسوف آن را پنهان می کند. فرد والا از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن چون می داند که کسانی که او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج کشیدن در دنیا دچار خواهند شد. فردریش نیچه&lt;/p&gt; &lt;p&gt;همه به چیزی دلبستگی دارند و افراد والاتر به چیزهای والاتر اما افراد فرومایه فکر می کنند که افراد والاتر به چیزی دلبستگی ندارند و ظاهربینی افراد فرومایه از سطحی نگری و ریاکاری آنهاست و برپایه هیچ شناخت اخلاقی نیست. فردریش نیچه&lt;/p&gt; &lt;p&gt;با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا می شود و والا می شود.  فردریش نیچه&lt;/p&gt; &lt;p&gt;انسان های آزاده دل شکسته و پر غرور خود را پنهان می کنند. فردریش نیچه&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;برگرفته از :&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href="http://bufsystem.persianblog.ir/post/245/"&gt;http://bufsystem.persianblog.ir/post/245/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-2167317151328818738?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/2167317151328818738/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_2607.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/2167317151328818738'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/2167317151328818738'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_2607.html' title='سخنان حکیمانه فریدریش نیچه'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-4224923344902711976</id><published>2010-02-04T12:17:00.000-08:00</published><updated>2010-02-04T12:18:14.432-08:00</updated><title type='text'>سخنان حکیمانه ارد بزرگ در سه بخش</title><content type='html'>&lt;p style="text-align: center;"&gt;&lt;a target="_blank" href="http://www.merrypic.com/files/w022ewz4eds6323pwz82.jpg" title="ارد بزرگ / Orod Bozorg"&gt;&lt;img hspace="0" border="0" vspace="0" alt="ارد بزرگ /  Orod Bozorg" src="http://www.merrypic.com/files/uf880yj7ckybegp0uexa.jpg" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;a target="_blank" href="http://www.merrypic.com/files/hbn2jcfxq18lg77gf82l.jpg" title="ارد بزرگ / Orod Bozorg"&gt;&lt;img hspace="0" border="0" vspace="0" alt="ارد بزرگ /  Orod Bozorg" src="http://www.merrypic.com/files/rn1pe1diim7f7wk5wkq3.jpg" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;a target="_blank" href="http://www.merrypic.com/files/o7v48v2s5n8nkoj952ij.jpg" title="ارد بزرگ / Orod Bozorg"&gt;&lt;img hspace="0" border="0" vspace="0" alt="ارد بزرگ /  Orod Bozorg" src="http://www.merrypic.com/files/l8k7y3hypm2w6cuzi8ya.jpg" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;a target="_blank" href="http://www.merrypic.com/files/a9w2156w9wxw9zofu8ym.jpg" title="ارد بزرگ / Orod Bozorg"&gt;&lt;img hspace="0" border="0" vspace="0" alt="ارد بزرگ /  Orod Bozorg" src="http://www.merrypic.com/files/7uhgy73dkdbs5kvy8g4i.jpg" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;a target="_blank" href="http://www.merrypic.com/files/zl7y7x018m1szq7yz7nc.jpg" title="ارد بزرگ / Orod Bozorg"&gt;&lt;img hspace="0" border="0" vspace="0" alt="ارد بزرگ /  Orod Bozorg" src="http://www.merrypic.com/files/0dpz7yd9z0oa5azw6fhe.jpg" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;a target="_blank" href="http://www.merrypic.com/files/hs9bw97zfu9lck2w8lqe.jpg" title="ارد بزرگ / Orod Bozorg"&gt;&lt;img hspace="0" border="0" vspace="0" alt="ارد بزرگ /  Orod Bozorg" src="http://www.merrypic.com/files/qmagctm6jyp6zqxmv5ek.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: center;"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p&gt;برای مطالعه هر بخش بر روی لینک های زیر کلیک کنید :&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font size="3"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;a href="http://bufsystem.persianblog.ir/post/239/" class="posttitle"&gt;سخنان پر رمز و راز ارد بزرگ بخش نخست&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font size="3"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;a href="http://bufsystem.persianblog.ir/post/240/" class="posttitle"&gt;سخنان پر رمز و راز ارد بزرگ بخش دوم&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font size="3"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;&lt;a href="http://bufsystem.persianblog.ir/post/241/" class="posttitle"&gt;سخنان پر رمز و راز ارد بزرگ بخش سوم&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font size="3"&gt; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-4224923344902711976?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/4224923344902711976/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_9344.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/4224923344902711976'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/4224923344902711976'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_9344.html' title='سخنان حکیمانه ارد بزرگ در سه بخش'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-8837549196544827023</id><published>2010-02-04T11:40:00.001-08:00</published><updated>2010-02-04T11:40:28.139-08:00</updated><title type='text'>سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند</title><content type='html'>&lt;p style="color: rgb(0, 102, 102);"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته زیر به قلم ادیب و نویسنده کشورمان مسعود اسپنتمان به نگارش در آمده است  &lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ میگوید: سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند،به اسطوره های کشورهای دیگر دلخوش میکند. فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اسطوره [همریشه با story] که در زبان فارسی بدان &amp;quot;میث&amp;quot; یا &amp;quot;میتوخت&amp;quot; [همریشه با mythology] میگویند از گونه پیچیده ترین دانشهای انسانی است. از دیدگاه &amp;quot;پوپر&amp;quot; بر هر آنچه که &amp;quot;ابطال پذیری&amp;quot; علمی ندارد، نمیتوان نام دانش و علم نهاد، ازینرو برخی از ناباوران به شوند گستردگی و کران ناپذیری این دانش، آن را نیمه دانشی نیمه علمی میدانند. برخی نیز پا را فراتر نهاده اند و اسطوره را افسانه و نیرنگ و دروغ و حتا لالایی برای خواب بچه ها میدانند. در این میان فردوسی بزرگ، رای دیگری در سر میپروراند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو این را دروغ و فسانه مدان / به یکسان رَوِشنِ زمانه مدان&lt;br /&gt;ازو هر چه اندر خورد با خرد / دگر بر ره رمز معنی برد (فردوسی بزرگ)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او برین باور است که کتاب سراسر اسطوره اش، هرگز دروغ و افسانه نیست. افته هایی درین کتاب هست که خردمندانه و باورپذیر مینماید، اما آنهایی هم که باورناپذیر و فرابودانگارانه به دیده می آید، رمز و رازی در خود میپرورد، که بازگشایی مازهای رازش بر گردن خوانندگان این کتاب سترگ است. &lt;br /&gt;&amp;quot;اسطوره&amp;quot; ها، داستانهایی ملی یا فرا ملی هستند که در گستره ی سرزمینی یا جهانی، راز و رمزهای سرشت آدمی، نوزاییهای طبیعت و بسیاری دانستنیهای دیگر را در بر میگیرند. آنها کلید باغ تو در توی گیتی هستند. هر کس کلید را در دست داشته باشد، گیتی را هم در مشت دارد. ازین روست که &amp;quot;شبستری&amp;quot; میسراید:&lt;br /&gt;مسلمان گر بدانستی که، بت چیست / یقین کردی که دین، در بت پرستیست&lt;br /&gt;او میخواهد بگوید: بتها، پیکرینه شدن اساطیرند؛ به همین شوند همه ی راز و رمزها و پیچیدگیهای جامعه ی تازیان، در بتهایشان نمادینه شده است. چه بسا اگر بتهایشان را فهمیده بودیم، میتوانستیم بهتر به آنها کمک کنیم.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;اساطیر یک کشور، کهن الگوی آن کشورند. تفاوت اساطیر کشورها با هم، از دگرسان بودن طبیعت، رخدادها،تاریخ، روح و آداب و رسوم و شیوه اندیشیدن مردم آن کشور شالوده میگیرد؛ هر کوه و دریا در اسطوره یک واژه اند. تا جایی که حتا میتوانیم ادعا کنیم کشورها، فراتر از روند پیشرفت مایگانی و دگردیسی اندامواره شان، همواره کهن الگوی خود را تکرار میکنند. برای نمونه، آیا کسی میتواند تفاوتی میان رهبران مارکسیست شوروی [نمونه استالین]، و تزارهای کهن روسیه [نمونه پطر] و همچنین خاقانهای چین با مائو ببیند؟ و آیا اروپا با یکپارچگی اش، سودای امپراطوری روم را در سر نمیپروراند؟&lt;br /&gt;به هر روی، اسطوره ها گونه ای الگوی ناخودآگاهانه، برای بهره گیری آگاهانه واکنشهای آدمیان در برابر رویدادهای گوناگون روزمره اند با این تفسیر که تاریخ تکرار میشود. کشوری که الگوهای اساطیری اش را فراموش کند محکوم است به بازآموزی و بازآفرینی نمودارهای کهن خود. در این میان، میل به اسطوره خواهی مردمان چنین کشوری را وادار میسازد تا از اساطیر دیگر کشورها بهره گیرند. اما کهن الگوی آن یکی، هرگز روان این یکی را سیراب نمیسازد. و این می انجامد به گونه ای از خودبیگانگی فرهنگی. &lt;br /&gt;مثلی داریم که میگوید: زاغ خواست راه رفتن کبک را بیاموزد، راه رفتن خود را نیز از یاد برد.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;در کشوری چون ایران، که اساطیر آن بونده تر و رایومندتر از دیگر فرهنگها چهره پردازی شده اند، یا فراتر از آن، بنابر دبستان هگلیسم، روح ملی کشور خود را باز میتابانند (اندیشه استاد مرتضی ثاقب فر) ، بیگانگی با اساطیر، آسیب پذیری و بی پناهی بیشتری به ارمغان می آورد. روح ملی ایران، در یک گزاره ی کوتاه &amp;quot;جنگ همیشگی میان نیکی و بدی&amp;quot;، و خویشکاری آدمیان در یاوری اهورامزدا برای پیروزی در آن است. روح ملی ایران را در شاهنامه، «کتابی که هیچ ملتی همسان با آن را ندارد؛ آرتور نولدکه» به آشکارا در می یابیم؛ آنهم به خردمندانه ترین شیوه. تا جایی که فردوسی، دیو را، به پیکره ی انسان می آراید: &lt;br /&gt;تو مر دیو را مردم بد شناس / کسی کاو ندارد ز یزدان سپاس&lt;br /&gt;یا در داستان جنگ رستم با اکوان دیو، ناخرسندی خود از ناباورانه بودن داستان را باز میگوید:&lt;br /&gt;خردمند کاین داستان بشنود / به دانش گراید، بدین نگرود&lt;br /&gt;ولیکن چو معنیش یاد آوری / شود رام و کوته کند داوری&lt;br /&gt;تو بشنو ز گفتار دهقان پیر / اگرچه نباشد سخن دلپذیر&lt;br /&gt;از آنچه گفتیم پیداست، اسطوره ها، چراغی روشن بر فراز اندیشه اند، تا آدمیان هیچگاه نژادگی و خویشکاری خود در کوره راه های تاریخ را فراموش نکنند. &lt;br /&gt;ارد بزرگ: &amp;quot;بیچاره فرزندانی که اسطوره های سرزمین خویش را فراموش کنند؛ آنان آسیب پذیر و بی سرپناهند.&amp;quot;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-8837549196544827023?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/8837549196544827023/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_9263.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/8837549196544827023'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/8837549196544827023'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_9263.html' title='سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-209705884564880291</id><published>2010-02-04T11:39:00.001-08:00</published><updated>2010-02-04T11:39:40.906-08:00</updated><title type='text'>راهی را که در زندگی برگزیده ایم</title><content type='html'>&lt;p style="color: rgb(0, 102, 102);"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته زیر به قلم ادیب و نویسنده کشورمان مسعود اسپنتمان به نگارش در آمده است  &lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;   &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ میگوید: راهی را که در زندگی برگزیده ایم میتواند برآیند بازخورد کنش دیگران، با ما باشد. پرسش این است:&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آیا ما خویشتن خویشتنیم؟ &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;و آیا همواره باید پاسخگوی برخورد بد دیگران باشیم؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;این پرسشها را که پاسخ گفتیم، آزادی در ما بارور میشود و پس از آن آرمانی بزرگ همچون عشق به میهن در چشمه وجودمان جاری میگردد&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;هر واکنش و کرداری که از آدمیان در گیتی سر میزند میتواند ریشه در دو گونه کنش متفاوت داشته باشد. یکی ریشه در خویشتن باوری یا به گفته ی ارد بزرگ &amp;quot;خویشتن خویشی&amp;quot;، دیگری ریشه در کنش دیگران با ما. خویشتن خویشی، گونه ای همریشگی و هم آوایی با آنچه از آن برآمده ایم است. &amp;quot;خویشتن خویشی&amp;quot; ریشه های خود را در می یابد و با نوزایی الگوی ریشه ای خود به بازآفرینی خود میپردازد. او را کاری با گفتار دیگران نیست چرا که به خویشتن و راهی که خویشتن در آن میپوید باور دارد. او در رده ی نخست کارآفرینی قرار میگیرد، ازین رو به تنها چیزی که می اندیشد آفرینش خود است. آزادی در او بارور است، زیرا زمانی برای اندیشیدن به آنچه میتواند او را سد کند، ندارد. این منتقدان بالای گود هستند که سدها و جلوبندها را میبینند، اما او یا راهی می یابد، یا راهی میسازد، ناپلئون میگوید: تاریخ جنگهای ایران و یونان را یونانیها نوشتند که گزافه گوییشان آشکار است. و این کنایه ایست پر معنا بدین چم: ایرانیانی که در گستره ی جنگ با جهان و خویشتن پویی بودند، در راهی که برگزیده بودند، هرگز زمان نوشتن آنچه در آن غرق بودند را نمی یافتند چراکه تاریخ را بزدلان مینویسند نه کارآفرینان. و اما دومین راه، برای آنانیست که کردارشان بازخوردی از کنش دیگران است. آنها هرگز ریشه هایی که از آن بر آمده اند را در نمی یابند. به همین شوند خویشتن باوری را گم کرده اند. اگر کسی با آنها برخورد بدی داشته باشد، پاسخ آنها گزیدن راهی در جهت خشنودی کردار بد آن کس است، نه به خود غریدن و تکیه چم آورانه بر راهی که در آن میپویند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;شاید بتوان &amp;quot;خویشتن خویشی&amp;quot; و &amp;quot;بازخورد کنشی&amp;quot; ایرانیان را در تاریخ ردیابی کرد. خودباوری جمعی و خویشتن خویشی ایرانیان به روزگاری بر میگردد که ایران در نمایش جهانی قدرت، پیشاپیش همه اسب میتازاند. مردمان اهوراکیش ایران، در آن زمان، چون پیادگان آستانه ی شطرنج بازیچه ی دست سرنوشت نیستند، بلکه یاوران ایزدی در پیروزی بر اهرمند؛ شاید هم «انا الحق»گویان در پی به دست آوردن آنچه حق خود میدانند، یعنی رسیدن به پایگاه ایزدی. بی شوند نیست که دو تن از شاهان ایرانی به آسمان میتازند، یکی جمشید و دیگری کاووس [کهکشان به وارون اندیشه ی همگان از ریشه ی &amp;quot;کاووسان&amp;quot; و &amp;quot;کایوسان&amp;quot; گرفته شده نه از &amp;quot;کاه کشان&amp;quot; ]&lt;br /&gt;اما بازخورد کنشی ایرانیان از زمانی میآغازد که تن و روان ایران آماج یورشهای &amp;quot;شمشیر و تفکر&amp;quot; ترک و تازی و باختری قرارگرفته است. او با ریشه هایش فاصله گرفته است، و دیگر زایایی ندارد. برترین ویژگیهایش را بر سرش ویران ساخته اند. اوج و شیبش را نشیب وانمود کرده، زیباییهایش را زشتی به دیده اورده اند؛ و او هرگز دم بر نمیزند. تا اینکه روزی، فرزندش که بیش از پدر از خویشتن خویش دور افتاده است، میشورد و از او میپرسد: پدر! آیا ما خویشتن خویشتنیم؟ و آیا همواره باید پاسخگوی برخورد بد دیگران باشیم؟&lt;br /&gt;- بله فرزندم. ما خویشتن خویشتنیم. اما آن باختری میگوید .....، آن تازی میگوید ...... و سپس لکنت میگیرد و نمیتواند پاسخ دهد&lt;br /&gt;اما لکنت پدر بهترین پاسخ برای فرزند است. پاسخ چیزی نیست جز این که پدر راه را اشتباه رفته است. لکنت پدر ناشی از درگیری درونی میان &amp;quot;خویشتن خویشتنش&amp;quot; با &amp;quot;بازخورد کنش دیگران&amp;quot; است.&lt;br /&gt;در این میان فرزند راهی نو برمیگزیند؛ چرا که آزادی در او بارور شده است، او ریشه ی خود را درک کرده، و پس از آن آرمانی بزرگ همچون عشق به میهن [عشق به چیزی که از آن برآمده است] در چشمه هستیش روان میشود.&lt;br /&gt;از آن پس، او برخورد بد خاور و باختر را به حساب بدکرداری و بد ریشگی خود آنها میگذارد نه بیچارگی و بیماری تن فرهنگی خود. او با آینه و آینک خود به آکهای خود مینگرد.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-209705884564880291?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/209705884564880291/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_62.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/209705884564880291'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/209705884564880291'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_62.html' title='راهی را که در زندگی برگزیده ایم'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-414634841085813246</id><published>2010-02-04T11:38:00.000-08:00</published><updated>2010-02-04T11:39:05.313-08:00</updated><title type='text'>آنکه میگوید همه چیز خوب است</title><content type='html'>&lt;p style="color: rgb(0, 102, 102);"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته زیر به قلم ادیب و نویسنده کشورمان مسعود اسپنتمان به نگارش در آمده است  &lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ میگوید: آنکه میگوید همه چیز خوب است و بدی وجود ندارد، با کسی که همه چیز را اهریمنی میپندارد تفاوتی ندارد. برآیند چنین افکار سخیفی به چاه نیستی درافتادن است. تنها کسانی خوبی را خوب میبینند که بدی و اهریمن را باور داشته باشند و از آن پرهیز کنند&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;  &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;در برابر تفسیر ایرانیان از هستی که به آمیختگی نیک و بد باور دارند، دو تفسیر دیگر نیز از هستی وجود دارد که دو روی یک سکه اند. سکه ای با نام &amp;quot;صلح مسیحی&amp;quot; که در یکسو باور دارد همه چیز خوب است، اما در سوی دیگر میپندارد «همه چیز خطاست». &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;باورمندان مسیحیت به اندازه ای که اخلاق را باور دارند، زندگی را محکوم میکنند، چرا که اخلاقیات مسیحی در جایی فراتر از زمین [آسمان؛ ملکوت خدا] قرار گرفته است، عیسی فرمود: [مردان خدا هیچگاه زن نمیگیرند] همچنین فرمود: [مال سزار را به سزار دهید، مال خدا را به خدا]. ازین رو بهترین گونه ی زیستن از دید دینباوران مسیحی راهبه گری و پرهیز از هرگونه بهره گیری مادی از گیتی است و همه کوشش مسیحیان در فرا رفتن از کششهای زمینی است. آنها تنها، خدا و ملکوتش را خیر مطلق میبینند. «اما هنگامی که حس حقیقت جویی که مسیحیت آن را به والایی گسترش داده است در اثر دروغ و ریاکاری همه ی تفسیرهای مسیحی از جهان و از تاریخ دچار دل بهم خوردگی میشود؛ این آغازیست بر بازگشت از &amp;quot;خدا راستیست&amp;quot; به باورداشت پی ورزانه ی &amp;quot;همه چیز خطاست&amp;quot; یعنی بودایی گری در عمل (اراده ی قدرت نیچه)». نیازهای اندامی و روانی باورمندان به مسیحیت و همه دبستانهای همانند آن، در زمین پاسخ داده نمیشود، چرا که ارضای امیال زمینی، گونه ای کردار شر و در راستای هرج و مرج به شمار می آید، خیر تنها در ملکوت جای دارد [مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک] ازینرو باورمندان بدین دبستان آرزو دارند که [باز همانجا رویم، جمله که آن شهر ماست]. اما هنگامی که بازخورد نیازهای زمینیشان را در ملکوت هم نمیبینند ناامیدانه و هیچ انگارانه میپندارند که همه چیز پلید و اهریمنیست و این همان &amp;quot;به چاه نیستی در اوفتادن است&amp;quot;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;در پیرو گفتارمان به اندیشه ی آباء کلیسا به ویژه سنت اگوست قدیس برمیخوریم که برین باور بود، آدم پیش از گناه نخستین، به شوند آنکه اراده اش اراده ی خدا بود در رایشمندی و خوبی مطلق به سر میبرد اما پس از آنکه نافرمانی و گناه نخستین را انجام داد، محکوم شد تا در هرج و مرج ناشی از هبوط، به بردگی همنوعانش بپردازد. دیدمان مسیحی به گستردگی در فلسفه ی سیاسی آن به چشم میخورد، به گونه ای که میتوان اندیشید تفاوتهای بنیادین فلسفه ی سیاسی تامس هابز و جان لاک به گونه ای بنیادین همان دو روی سکه اندیشه ی مسیحی است. جان لاک، نیک کرداری آدمی را عقلانی، طبیعی میداند [نمودار صلح مسیحی زیر پرچم خدا] در حالی که هابز آدمیان را دسیسه جو و خواستار سود بیشتر میداند [نمودار هرج و مرج آدمی پس از هبوط]،&lt;br /&gt;و اما آیا فراسوی خیر و شر مسیحی، نیک و بدی نیز یافت میشود که ما را نه بایسته &amp;quot;خیری مطلق&amp;quot; بگرداند و نه در گرداب هیچ انگاریِ &amp;quot;همه چیز شر است&amp;quot; غرقه مان سازد؟&lt;br /&gt;کمینه از دیدگاه فرزان ایرانی راهی هست. از دیدگاه فلسفه ی گاتاهای زرتشت، نیکی و بدی همچون دو گوهر همزادند، دو افته ی مینوی که از ازل بوده اند، دو برادر، که هیچگاه یکدیگر را ندیده اند؛ آن دو به موازات همدیگر در خواب به سر میبرند. واژه ی اوستایی که برای خواب به کار رفته است khvafna میباشد و این دو گوهر همزاد که در خواب بودند، در اندیشه ی نخست-اندیش (صفت کیومرث نخستین آدمی) با یکدیگر گمیختند و ازین برهم آیی، گیتی، آبستنِ جنگی تا همیشه، میان نیک و بد شد.&lt;br /&gt;دوصد شگفت آنکه فردوسی پاکزاد در بخشِ &amp;quot;دیدن سیاوش افراسیاب را&amp;quot; از زبان افراسیاب میگوید:&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;از آن پس چنین گفت افراسیاب / که &amp;quot; بد&amp;quot; در جهان اندر آید به &amp;quot;خواب&amp;quot;&lt;br /&gt;ازین پس نه آشوب خیزد نه جنگ / به آبشخور آیند میش و پلنگ&lt;br /&gt;[افراسیاب میگوید با آمدن سیاوش، بدی چون گذشته ی پیش از آفرینش به خواب مینوی خویش بازمیگردد].&lt;br /&gt;در حقیقت، حس کردن واقعی نیک و بد تنها زمانی روی میدهد که نایکسانی و &amp;quot;اختلاف پتانسیل&amp;quot; آن دو را درک کنیم. به ویژه در جایی که مقیاس سنجش ما مقیاسی&amp;quot;گسسته&amp;quot; باشد مانند زمانیکه نیکی و هستیوری و زندگی و شادی و سپنتامینو در یکسو هستند و بدی و نیستیوری و نازندگی وغم و اهریمن در سوی دیگر&lt;br /&gt;در این میان میتوانیم به دیدگاهی دیگر از ارد بزرگ پیوند بخوریم، ازین قرار::&lt;br /&gt;« در جهانی که باشندگان باختری آن همه چیز را &amp;quot;خیر&amp;quot; میدانند [مسیحیت] وهستیوران خاوری اش &amp;quot;شر&amp;quot; میپندارند [بوداییت]، تنها در &amp;quot;ایران&amp;quot; دل زمین میتوان سخن از جنگ میان &amp;quot;خیر و شر&amp;quot; زد [زرتشتی گرایی]».&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-414634841085813246?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/414634841085813246/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_7578.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/414634841085813246'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/414634841085813246'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_7578.html' title='آنکه میگوید همه چیز خوب است'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-1025989077225914409</id><published>2010-02-04T11:20:00.001-08:00</published><updated>2010-02-04T11:20:26.049-08:00</updated><title type='text'>فرمانروایان نیرومند</title><content type='html'>&lt;p style="color: rgb(0, 102, 102);"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته زیر به قلم ادیب و نویسنده کشورمان مسعود اسپنتمان به نگارش در آمده است  &lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ میگوید: فرمانروایان نیرومند، رایزنانی باهوش و کارآمد در کنار خود دارند&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;ناهمسانی نهاد دیوانسالاری با فرهمندی همواره موجب دوگانگیهایی در دستگاه فرمانروایی دولتهای جهان بوده است. به ویژه در ایران که این دو همیشه با هم آمیخته بوده اند. ایرانیان در بیشتر دوران فرمانروایی خود بر گستره ی بزرگی از گیتی فرمان میرانده اند که موجب پدیدار شدن دیوانسالاری بزرگی درون ایران شده است. همچنین باورمندی ژرف ایرانی به &amp;quot;فره&amp;quot; موجبات بر سر کار آمدن شاهی فرهمند در سر هرم دیوانسالاری را فراهم ساخته است. از آنجا که ایرانیان برای هر گرهی راهکاری متناسب با فرهنگشان دارند، دوگانگیِ میان دیوانسالاری دست و پاگیر با &amp;quot;اختیار ویژه&amp;quot; ی شاه فرهمند را با سر کار آوردن رایزنان باهوش و کارآمد، به یگانگی دگرگون کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«به شوند ویژگیهای فرهمندانه ی ژرف در اندیشه ی خاوریان است، که فرمانروایانشان حتی امروزه (1913 در پایان دوران قاجاریه) به نهادی فردی نیاز دارند تا مسئولیت کارهای دولت به ویژه شکستها را بر دوش بکشد [تا مبادا به فرهمندی شاه در اندیشه مردم گزندی برسد].جایگاه سنتی &amp;quot;وزیر بزرگ&amp;quot; در چنین کشورهایی از همین واقعیت سرچشمه میگیرد. تلاش برای جایگزین سازی جایگاه وزیر بزرگ با وزارتخاته هایی که در زیر دید وزیران و به فرماندهی شاه اداره شوند در &amp;quot;ایران&amp;quot; در طول نسل گذشته با شکست روبرو شده است. این دگرگونی موجب میشود شاه در جایگاه رئیس قوه مجریه قرار بگیرد و شخصا مسئولیت همه بدبهرگیها و مشکلات مردم را به دوش بکشد، این نقش نه تنها باعث ناخرسندی و دردسر همیشگی او خواهد شد، بلکه باور به مشروعیت فرهمندانه او را خدشه دار خواهد ساخت. (دین،قدرت،جامعه ماکس وبر)»&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;گفتار ماکس وبر گرچه باورپذیر به دیده میآید، اما گزاره ی او تنها شوند گزینش وزیر بزرگ در دستگاه دیوانی ایران نیست. چرا که گفتار درباره همکاری وزیر بزرگ [بزرگ فرمادار] با شاهنشاه، شالوده در گفتاری فلسفی دارد که سوای اندیشه ی ایرانی، آن را در گفتار افلاطون نیز میبینیم. افلاطون برین باور بود که تنها یک شاه-فیلسوف میتواند بهترین گزینه برای فرمانروایی باشد. فیلسوفی که جوانی را در دانش فلسفه گذرانده و اکنون که او را به شاهی گزیده اند با اکراه شاهی را بر دوش میگیرد. ریشه ی فلسفه ی افلاطون بیگمان به ایران باستان بازمیگردد. افلاطون در رساله ی الکیبیادس نخست، از آموزشهایی که به شاهان و شاهزادگان ایرانی به دست مغان داده میشد پرده بر میدارد. این آموزشها را در سنگنبشته های داریوش نیز میتوانیم ببینیم.در شاهنامه فردوسی که گنجینه ای از آداب و آیینهای ایران از کهنترین زمانه ها را درون دارد میبینیم که گزینش رایزن باهوش و کارآمد [دستور] از آغاز تاریخ ایرانیان انجام میشده است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوران کیومرث : سیامک خجسته یکی پور داشت / که نزد نیا جای &amp;quot;دستور&amp;quot; داشت [هوشنگ رایزنِ کیومرث بود]&lt;br /&gt;دوران تهمورث : مر او را یکی پاک &amp;quot;دستور&amp;quot; بود / که رایش ز کردار بد دور بود&lt;br /&gt;خنیده به هر جای و &amp;quot;شهرسپ&amp;quot; نام / نزد جز به نیکی به هر جای گام&lt;br /&gt;اردشیر نخست : ز &amp;quot;دستور&amp;quot; ایران بپرسید شاه / که بدخواه را گر نشانی به گاه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در دوران انوشیروان دادگر نیز میتوانیم حضور پرتوان و پررنگ &amp;quot;بزرگمهر&amp;quot; دانا را ببینیم&lt;br /&gt;[ایزد فرزانگی، بوزرگمهر / آنکه بد نوشیروان را نام و ننگ]&lt;br /&gt;مردی که هرباره خطاهای نوشیروان را به وی گوشزد میکند اما در پایان خود قربانیِ دستگاه دیوانسالاری میشود، چرا که دیوانسالاری میل دارد روشنفکر هاژه را به خدمتکاری خویش وا دارد (فرانتس نویمان)&lt;br /&gt;همچنین در دورانهای اسطوره ای شاهنامه، هرگاه پادشاهان سخن رایزن را نشنوده اند گرفتار پیامدهای آن نیز شده اند. برای نمونه کاووس که سه بار گرفتار و بندی شد، یا نوذر که راه بیدادگری پویید.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;حتا افراسیاب دشمن ایران، هنگامی دچار بیشی خواهی شد که اغریرث رایزن و خرد ناپیوسته ی خود را کشت و سپستر هنگامی برای همیشه نابود میشود که &amp;quot;پیران ویسه&amp;quot; وزیر خردمند خود را از دست میدهد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته هستی رایزنان در دوران کنونی، گرچه از &amp;quot;نهاد پرمایه ی وزیر بزرگ&amp;quot; به &amp;quot;جایگاهی مشورتی&amp;quot; پایین آمده است، اما از یاد نبریم که «رایزنان دولت در حکم حافظه و یادمان پیکره سیاسی هستند (لویاتان تامس هابز)»&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-1025989077225914409?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/1025989077225914409/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_5311.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/1025989077225914409'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/1025989077225914409'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_5311.html' title='فرمانروایان نیرومند'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-4126340658822102634</id><published>2010-02-04T11:19:00.001-08:00</published><updated>2010-02-04T11:19:47.997-08:00</updated><title type='text'>بزرگترین پیروزیهای تاریخ</title><content type='html'>&lt;p style="color: rgb(0, 102, 102);"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته زیر به قلم ادیب و نویسنده کشورمان مسعود اسپنتمان به نگارش در آمده است  &lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ میگوید: پیام آوران باورهای پست، بزرگترین پیروزیهای تاریخ مردم خویش را به ریشخند گرفته اند&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفتار درباره ی پیام آوران باورهای پست در ایران، زخمی تاریخی را میگشاید، که آسیب شناسی آن به ویژه در سده ی کنونی تاریخمان میتواند راهگشای بسیاری از مشکلات فرهنگیمان شود. این زخم نه از شمشیر فاتحان ایران در &amp;quot;ایسوس&amp;quot;ها و &amp;quot;فتح المبین&amp;quot;ها، بلکه از قلم به دستانی است که به جای &amp;quot;بازگشت به خویشتن&amp;quot;، بزرگترین پیروزیهای تاریخ مردم خویش را به ریشخند گرفتند. زخمی که اینان بر پیکره ی پهلوان-کشور خویش زدند از زخم قلم هرودوت ها و ماراتون نویسان و الکساندر سازان سهمگین تر بوده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی از آنها نوشت: کوروش پسر زنی یهودی بود که در جوانی ل... میداد و توانست از راه راهزنی به شاهی برسد.&lt;br /&gt;(ش.ص.خ)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیگری نوشت: کردار کوروش در پاس داشتن آیینهای بابلیان و مصریان همچون رفتار فریبنده ملکه ی انگلیس در هند بود که روبروی موشها و گاوها زانو میزد تا بتواند بهتر کشور آنها را بچاپد !! (ش.م.م)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن یکی هم گفت: زنجیره ی دادگری انوشیروان را تنها، خری باور کرد (د.ع.ش)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در چنین روزگاری، ناصر پورپیرار [ویراستار کتاب &amp;quot;از زبان داریوش&amp;quot;]، با گردشی 180 درجه میگوید: تخت جمشید را 200 سالست ساخته اند و ایران مدتها تا دوران کنونی خالی از سکنه بوده است !!!!!!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به تازگی نیز &amp;quot;پرویز رجبی&amp;quot; ترجمه نگار کتاب &amp;quot;از زبان داریوش&amp;quot; به جرگه ی چنین پیام آورانی پیوسته است.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;«یکی از زهرآیینها، رونوشت برداری از شیوه ی شهریاری در کشورهای دیگر برای کشور خود است. بر اساس خواندن کتابهای یونانیان و رومیان، مردم زیر فرمان پادشاهی میگویند، کشتن شاه قانونی است(Regicide) و زیردستان به این هوده میرسند که در دولت مردم سالار از آزادی برخوردارند، اما در حکومت پادشاهی همگی برده اند؛ این زهر با گازگرفتگی سگ هار همسانی دارد .(Hydrophobia)&lt;br /&gt;این فرد پیوسته از تشنگی رنج میبرد، با این حال از آب بیزار است و در چنان حالتی، گویی زهر میخواهد وی را به سگ دگردیسه کند. به همین سان زمانی که حکومت پادشاهی به دست چنان نویسندگان طرفدار شهریاری مردم سالارانه که پیوسته چون سگ بدان چنگ و دندان نشان میدهند به ژرفی گزیده شود، در آن حال کشور به چیزی جز پادشاهی نیرومند نیاز ندارد و با این حال مردم با اینکه از هستی وی بهره مندند، به شوند ترس از خودکامگان یا (Tyrannophbia) یعنی ترس از شهریاری نیرومند، از وی بیزارند (رویه 296، 297 لویاتان، تامس هابز)»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این چنین رویه ای را در زمان جمشید پادشاه پیشدادی میبینیم. در زمانی که مردم به شوند پلشتی ناشی از 300 سال خوشی بی رنج و کار دچار هرج و مرج میشوند، زهرآیین گفتار ضحاک و چه بسا روشنفکران قوم، موجب میشود به گازگرفتگی مارهای وی دچار گردند [مارهای ضحاک نماد اندامواره های دولتی هستند که بر دوش مردم سنگینی کرده اما با این از پیکره ی مردم تغزیه میشوند، از میان خود مردم قربانی میگیرند، نهادی چون جوخه های ترور]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این چنین روشنفکران، هنگامی که سخن از پیروزی های بی خونریزی و برق آسای کوروش و داریوش میشود چهره شان سیاه و سفید میشود و این پرسش را به پیش میکشند که از بن داریوش و کوروش چه حقی داشتند به دیگر کشورها یورش ببرند؟؟!&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;یا هنگامی که از شکوه و بزرگی پارسه [تخت جمشید] میگوییم، آه و ناله سر میدهند که ای داد و بیداد، آوای ناله ی بردگانی که زیر دیوارهای تخت جمشید با زجر جان داده اند را میشنوند، گرچه خوب میدانند که برای ساختن تخت جمشید به همه مزد میداده اند، حتی زنان، حق زایمان میگرفتند و بیمه تامین اجتماعی داشته اند.&lt;br /&gt;یا زمانی که بر بزرگی و شکوه ساسانیان زبان میگشاییم، فریاد و فغان سر میدهند که مگر نمیدانی مردم چه زجرهایی که از دست موبدان نکشیدند. گرچه میدانند حتی اگر چنین هم باشد، مردمان دیگر سرزمینهای گیتی در آن دوران وضعیتی به مراتب بدتر از ایرانیان داشته اند، به گفته ی دیگر، ایرانیان نسبت به دیگران در خوشی میزیسته اند.&lt;br /&gt;چنین دگراندیشانی برای باشندگان سرزمینشان چیزی مگر ناامیدی و افسوس از زندگانی و پدید آوردن حس بیچارگی در آنها به ارمغان نمی آورند. آنان سازنده نیستند چراکه سازندگی از زایندگی درونی میآید، حال آنکه از دیدگاه آنان ایران همیشه مصرف کننده نظریات دیگران بوده است. حتا از خود هنری نیز نداشته که شایسته گفتن باشد. چنین مردمانی، از دیدگاه فردوسی بزرگ، &amp;quot;اندر زمانه، رسیده نو اند&amp;quot; یا به گفته ی استاد &amp;quot; اسلامی ندوشن&amp;quot;: براین باورند که زندگی به تازگی، دراین چند قرن و به دست باختریان به هستی درآمده است.&lt;br /&gt;حال آنکه هگل مینویسد: امپراتوری پارسیان، آن آفتابی بود که بر همه ملتها و کشورها و قوم ها به یکسانی میتابید تا همه ی آنها را به یکسان بارور سازد. این دولت، نخستین نماد عقل در تاریخ است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;{ ز دیهگان و از ترک و از تازیان / نژادی پدید آید اندر میان&lt;br /&gt;نه دیهگان،نه ترک و نه تازی بود / سخنها به کردارِ بازی بود&lt;br /&gt;زیان کسان از پی سود خویش / بجویند و دین اندر آرند پیش }&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-4126340658822102634?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/4126340658822102634/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_04.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/4126340658822102634'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/4126340658822102634'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_04.html' title='بزرگترین پیروزیهای تاریخ'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-4410133003473965301</id><published>2010-02-03T15:50:00.001-08:00</published><updated>2010-02-03T15:50:37.564-08:00</updated><title type='text'>گِره هایی که به هزار نامه دادگستری باز نمی شود</title><content type='html'>&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ می گوید : گِره هایی که به هزار نامه دادگستری باز نمی شود ، به یک نگاه و یا ندای ریش سفیدی گشاده می گردد .&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;درد ارد بزرگ از دیوانسالاری مرکزگرا [گره هایی که به هزار نامه دادگستری باز نمیشوند]، در گزاره ی بالا به پیشنهادی گره گشا [باز شدن گره با ندای ریش سفید] راه میگشاید.... از آغاز تاریخ، ایرانیان، گره سختی های زندگی را به دست ریش سفیدان باز میکردند. ریش سفیدان خردمندان قوم بودند که بر اساس فرهمندی و کارایی و نه سنت &amp;quot;برتری بر پایه سن بیشتر&amp;quot; برگزیده میشدند. به گفته هرودوت، دیااکو، نخستین تن از زنجیره ی ریش سفیدان گره گشای تاریخ [نگاشته شده] ایران است که داستان برگزیده شدن وی به داوری و سپس شاهی را همگان میدانند. هنداد ریش سفیدگری ویژه ایران نیست و در جای جای زمین نشانه هایی از آن را میبینیم. بزرگترین نمونه زنده آن در خاور ایران بزرگ [افغانستان کنونی] با نام نشست &amp;quot;لویی جرگه&amp;quot; تا دهه ی پیش پابرجا بود. همچنین نشست های همسان دیگر چون ریش سفیدان اسپارت و ...... &lt;br /&gt;نمونه گزینش آگاه و خردمندانه ی ریش سفیدگری را نخستین بار در زمان هخامنشی میبینیم. در جایی که دیوانسالاری مرکزگرای هخامنشی میتواند برای همه جهان نسخه ای یگانه بنویسد و بر بایدهای و نبایدهای اخلاقی، دیوانی، مدیریتی یکسان برای همگان پای بفشارد، شاهنشاه از نگرشی &amp;quot;چندگانه گرا&amp;quot; (پلورال) بهره میبرد و ساتراپهای 28 گانه ایران را در انجام آیینهای دیوانی؛ اخلاقی، مدیریتی آزاد میگذارد، به شرط پیروی سیاسی از قدرت مرکزی... انجامین نمونه رویارویی ریش سفیدی با دیوانسالاری به روزگار آغازین ذوره پهلوی باز میگردد که دولت برای پر کردن پسرفتهای چند صدساله ایران، با زنجیره کارهایی موازی کشور را به سوی مرکزگرایی بیش از اندازه میکشاند. برای نمونه در دادگستری، به جای آنکه از همیاری و هم اندیشی و یاری بی مزد و منت ریش سفیدان هر آب و خاک در گشودن اختلافات میان مردمی بهره بگیرد و دولتی فدراتیو پایه بگذارد بر سرسپردگی استانها و ریش سفیدان آن، از قانون دادگستری مرکزی، پای میفشارد.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;اما از دید دیگر، ریش سفیدی در برابر با دادگستری دیوانسالار، راهکاری پیمان گرا دارد. ریشه ی فلسفی این گفتار به مناظره سقراط با گلاوکن بر میگردد. او به وارون سقراط برین باور پافشاری میکند که آدمیان قانون را بنیان مینهند تا آن را نقض کنند و سپس چوپانی را نمونه می آورد که همگان او را مردی نیک میدانند. اما او با نادیدنی گشتن، به کوشک پادشاه رفته، با زنش همخوابه میگردد، او را میکشد و جای وی را میگیرد، و از گفتن داستان نتیجه میگیرد آدمیان همواره در صدد نقض قانون هستند. اما در اندیشه ی ایرانی، به ویژه در شاهنامه &amp;quot;پیمان بانی&amp;quot; جایگاهی والا دارد. پهلوانان و مردم در شاهنامه، با زنجیره ی قانون به یکدیگر زنجیر نمیشوند، آنها از هیچ قانون دولتی پیروی نمیکنند، مگر داد یا قانونی که در میان همه ایرانیان و گاه جهانیان همگانی است و آن &amp;quot;انجام پیمان&amp;quot; است و پشتیبانی انجام آن بر گردن، آیین مهر، (میترایی که با هزار چشم مردم را میپاید که مبادا پیمان شکنی کنند) می باشد. آیین مهر که ردپای آن را حتا امروز در آیین زورخانه و سنت ریش سفیدگری میبینیم، به مردمان می آموزد فراتر از هر اجبار در پیروی از هر قانونی، خود ضامن انجام پیمانهای خویش با دیگران باشند، در اندیشه ایرانی، ضمانت اجرای قوانین و ضامن اخلاق، دستگاه دولت و ترس مردمان از پادافره او نیست، [به وارون اندیشه ی هگل که دولت را به وجود آورنده ی اخلاق میداند و سنگرگیری مردم در پایگاه وجدان فردی در برابر دولت را ناپذیرا میداند] بلکه آدمی خود ضامن پایستگی اخلاق و پیوندهاست. تامس هابز در کتاب لویاتان، پیمانبانی را ویژگی والاتباران و نه توده فرودست میداند ازین رو در ایران، پیمان بانی را در میان پهلوانان، ویژه تر، می یابیم. افراسیاب شوند پیمان شکنی نفرین میشود و ایرانیان آزادگانند، از آنجا که بزرگترین پیمان بانها هستند. سیاوش بدین شوند رو به انیران میگذارد تا به فرمان کیکاوس وادار نشود گروگانهای تورانی را که با آنها پیمان بسته بکشد.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;یکی از سودمندیهای سنت ریش سفیدگری این است که ریش سفید کلید دل مردمان را در دست دارد، او میتواند از بیشی جویی های دو سوی درگیری بکاهد، چرا که همه احترام او را نگاه داشته، فراتر از سخن او هرزه درایی نمیکنند برای همین در جایی که مردم در دادگستری برای گرفتن بیشترین حقوق می آیند، ریش سفید کار را با میانداری به هم پذیری و آشتی میکشاند. ریش سفیدی ریشه در سنت &amp;quot;قدرت پدرانه&amp;quot; دارد.&lt;br /&gt;از دیدی دیگر، ریش سفیدگری جایی در میانه ی راه &amp;quot;پیمانبانی فردی&amp;quot; و &amp;quot;قانون دولتی&amp;quot; قرار میگیرد ... او پیونددهنده آرمانگرایی فردی و دوراندیشی دولتی است. ریش سفیدی اندامواره ای مهم در هاژه است. او در پادنهادی با نهاد فردی، همنهاد دولت را میسازد. مردم در پیمان های فردی ای که به درگیری می انجامد، رو به داوری ریش سفید می آورند. دولت با مردم روبرو نیست، او دوراندیشی و سیاستهای خود را برای ریش سفید گوارده میسازد و اریش سفید آنها را برای مردم گزارش میدهد. بهره گیری از آیین ریش سفیدی، راهی سودمند برای جلوگیری از روبرو شدن مردم با خشونت لخت ابزاری دولت است.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته بالا از پژوهشگر و محقق کشورمان جناب آقای مسعود اسپنتمان بود .&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;       &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;       &lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt; &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-4410133003473965301?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/4410133003473965301/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_666.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/4410133003473965301'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/4410133003473965301'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_666.html' title='گِره هایی که به هزار نامه دادگستری باز نمی شود'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-5624339597603224087</id><published>2010-02-03T15:49:00.002-08:00</published><updated>2010-02-03T15:50:06.160-08:00</updated><title type='text'>بن و ریشه هستی مانند گردونه ای دوار است</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ می گوید : بن و ریشه هستی مانند گردونه ای دوار است که همه چیز را گرد رسم کرده است برسان : گردش روزها ، چرخش اختران و ستارگان ، چرخش آب بر روی زمین ، زایش و مرگ ، نیکی و بدی ، گردش خون در بدن ، حرکت اتم و …&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;یکی از تفاوتهای بنیادین اندیشه ی ایرانی و سامی، نگرش گردونه ای آریاییان به هستی و پدیده هایش است. جهان اندیشه ی ایرانی، &amp;quot;پس از مرگ&amp;quot; نیز دارد چرا که آنها هرگز به &amp;quot;آخر خط&amp;quot; نمیرسند، هر پایانی برای ایشان سرآغازی دیگر است، زیرا مرگ را پسرفتی اهریمنانه میدانند. به وارون، در اندیشه ی سامیان، هستی و به ویژه زمان ساختاری راسته ای [خطی] دارد. سامیان بر این باورند که جهان روزی آغازیده است و روزی میمیرد، آنها زمان را دارای آغاز و پایان میدانند. در حالی که هندیان آریایی به تناسخ [گردش همیشگی روانها در تن] باور دارند. ایرانیان زروانگرا نیز، زمان را به چهار دوره سه هزار ساله بخش میکردند دوره نخست که آفرینش، مینوی است. دوره دوم یا بندهشن که اورمزد هستی را می آفریند، بی آنکه اهریمن را بدان راهی باشد. دوره سوم یا گمیچشن که اهریمن هستی را با بدی می آلاید و در پایان، سه هزاره انجامین یا ویچارشن که در میان نیکی و بدی جداسری می افتد..... و این چرخه تا همیشه پایدار و پیوسته است. گواه این نگرش، واژه ی &amp;quot;یاره&amp;quot; در ادب پارسی [در چم دستبند، طوق] است که با واژه ی &amp;quot;year&amp;quot; در زبان انگلیسی همریشه اند و هر دو بر گردونگی و گردی و بی پایانی دلالت دارند.... به همین شوند، یهودیان سامی نژاد به دو گروه بخش میشوند، صدوقیان و فریسیان, که نخستین دسته، به جهان پس از مرگ باور ندارند اما گروه دوم در چیرگی ایرانیان بر بابل، اندبشه ی آریایی گردونگی زمان و پیرو آن نگرش چهان پس از مرگ را پذیرا شدند. گردونگی و گردش، گونه ای پویایی است، هر باشنده ی سامانه، در هر کجای اندامواره که میپوید، خود را آغاز و پایان نمیداند و نمی ایستید،&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;او در هر درنگ از &amp;quot;بودن&amp;quot; به &amp;quot;شدن&amp;quot; میرسد. ازین روست که واژه ی منفعل و بیکنش &amp;quot;تقدیر&amp;quot; که دلالت بر &amp;quot;سرنوشتی بی دگرگونی و کم و کاست برای آدمی&amp;quot; دارد، در اندیشه ی ایرانی با واژه ی کنشگر &amp;quot;بُوِش&amp;quot; به گفتار میرسد، که از مصدر &amp;quot;بودن&amp;quot; که در گذشته و اکنون روی میدهد، با &amp;quot;ش&amp;quot; به آینده پیوند میخورد، ازین رو پویایی و جنبش از بودن به شدن را نشان میدهد. این پویایی گردونه ای، با شادی در همپیوندی اند. چرا که جمعه و شنبه و یکشنبه (آدینه های سامی مسلمانان، یهودیان، مسیحیان) از گونه ی آرامش همراه با رخوت و سستی، همانند &amp;quot;خدا 6 روزه جهان را آفرید و روز هفتم استراحت کرد&amp;quot; میباشند، اما ایرانیان، درازگاهی؛ &amp;quot;هفته&amp;quot; نداشتند بلکه در درازای هر ماه، روزهای رامش را، با شادی و پویایی در جنبش بودند.&lt;br /&gt;نوروز که در آغاز هر سال شکوه خود را بر پهنه ی بهار میگستراند، یکی دیگر از گردونگی های طبیعت است. (تنی چند از پژوهشگران باختری و پیرو آنها مهرداد بهار، آیین نوروز را دنباله رو آیین زنده گردی خدای شهید در میان رودان، و پیرو آن جشنی سامی میداند)&lt;br /&gt;از جلوه گاههای مهم گردونگی گیتی میتوان چامه پارسی را نمونه آورد:&lt;br /&gt;&amp;quot;گردش&amp;quot; سال فقط یک شب یلدا دارد / من بدون تو هزاران شب یلدا دارم&lt;br /&gt;پراکند &amp;quot;گرد&amp;quot; جهان موبدان / نهاد از بر آذران، &amp;quot;گنبدان&amp;quot; (فردوسی پاکزاد)&lt;br /&gt;درخت تو گر بار دانش بگیرد / به زیر آوری &amp;quot;چرخ&amp;quot; نیلوفری را (ناصر خسرو)&lt;br /&gt;و ..........&lt;br /&gt;در اوستا میخوانیم که &amp;quot;مهر فراخ چراگاه&amp;quot; هر روز سوار بر &amp;quot;گردونه خورشید&amp;quot; از فراز کوه هرابرزئیتی به جنبش در می آید و سراسر گیتی را میپیماید ........ در هنر دبیره ی ایرانی نیز گردی و گردونگی بر راستا-نگاری میچربد که خود نمونه ای از روان عرفانی-ایرانی است. به ویژه در معماری که مزگت های ایرانی کهسازه هایی همسان با نمونه ی آسمانی خود هستند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="text-align: right;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته بالا از پژوهشگر و محقق کشورمان جناب آقای مسعود اسپنتمان بود .&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;      &lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt; &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-5624339597603224087?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/5624339597603224087/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_6211.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/5624339597603224087'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/5624339597603224087'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_6211.html' title='بن و ریشه هستی مانند گردونه ای دوار است'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-8323026446364946292</id><published>2010-02-03T15:49:00.001-08:00</published><updated>2010-02-03T15:49:19.143-08:00</updated><title type='text'>گل های زیبایی که در سرزمین ایران می بینید</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ می گوید : گل های زیبایی که در سرزمین ایران می بینید بوی خوش فرزندانی را می دهند که عاشقانه برای رهایی و سرفرازی نام ایران فدا شدند . &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;ز خاکی که خون &amp;quot;سیاوش&amp;quot; بخورد / به ابر اندر آمد یکی سبز نُرد&lt;br /&gt;همه خاک آن شارستان شاد گشت / گیا، بر چمن، سروِ آزاد گشت&lt;br /&gt;نگاریده بر برگها چهرِ اوی / همی بوی مشک آمد از مهرِ اوی&lt;br /&gt;به دی مه بسان بهاران بدی / پرستشگهِ سوگواران بدی&lt;br /&gt;کسی کو ز بهر سیاوش گریست / به زیرِ درختِ بلندش بزیست (شاهنامه فردوسی بزرگ)&lt;br /&gt;از خون جوانان میهن آبیاری میشود، هماره، گلهای وطن. نخستین گل زیبای میهن که پرپر شد، سیاوش بود. گروی زره به دسیسه ی گرسیوز کم توان، سر او را میبرد. قطره خونی از اندامش به روی زمین میچکد که از آن گیاه &amp;quot;پر سیاووشان&amp;quot; میروید. که در همه فصلهای سال، بس بارور شاخ بنیاد است. و این داستان سرآغاز آیین سوگ سیاووشان در ایران، به ویژه در سغد و خوارزم میگردد. در آیین سو و شون زنان به سر و موی خود میکوبند و تن خویش را می خلند، مردان نیز با خستن روی، پاکی و فرهمندی سیاورشن را یاد میکنند که در دوران آل بویه و سپستر،می انجامد به عاشورای حسینی. &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;کهن الگوی [Archetype] &amp;quot;روییدن گیاهی از خون جوانان &amp;quot; همواره در اندیشه ی ایرانیان جاودانه مانده است. پایداری شگفت آور ایران و ایرانی در جنگهای همیشه تحمیلی ایران، از خون جوانانی سرچشمه میگیرد که در ترازوی سنجش هستومندی خویش، با هستی میهن اهوراییشان، جانباختن را بر سرسپردگی بیگانه برتری دادند. از خون آنانست که ایران آباد است.&lt;br /&gt;از سوی دیگر، کجای این آبادبوم را سراغ دارید که پایمال سم ستوران بیگانه نشده باشد؟ اگر بارها و بارها به ایران، دل گیتی، تازش شده، که اینچنین است، از کدامین سرچشمه سیراب است آبادی این کهن بوم و بر؟ &lt;br /&gt;جز از خون دریادلانش/ مگر هست آبی/ که سیراب سازد/ تن تشنه ی بوم را ؟/ &lt;br /&gt;به بر آرد از هیچ، آبادبومی/ به زیر افکند دشمن شوم را ؟&lt;br /&gt;به همین شوند گلهای زیبایی که در سرزمین ایران میرویند، نشانه از پایستگی و باروری خاک خویش دارند، خاکی که پیوستگی و زایایی خود را مدیون جوانان جانباخته اش میداند و چه زیبا سرود خیام:&lt;br /&gt;هر سبزه که بر کنار جویی،رسته است/ گویی ز لب فرشته خویی،رسته است&lt;br /&gt;پا بر سبزه تا به خواری ننهی/ کآن سبزه ز خاک لاله رویی،رسته است&lt;br /&gt;یا:&lt;br /&gt;در هر دستی که لاله زاری بوده است/ از سرخی خون شهریاری بوده است&lt;br /&gt;هر شاخ بنفشه کز زمین میروید/ خالیست که بر رخ نگاری بوده است&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته بالا از پژوهشگر و محقق کشورمان جناب آقای مسعود اسپنتمان بود .&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;     &lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;  &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-8323026446364946292?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/8323026446364946292/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_5922.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/8323026446364946292'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/8323026446364946292'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_5922.html' title='گل های زیبایی که در سرزمین ایران می بینید'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-6045797764076925358</id><published>2010-02-03T15:48:00.001-08:00</published><updated>2010-02-03T15:48:27.919-08:00</updated><title type='text'>همسران باید یکدیگر را ستایش کنند</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ می گوید : همسران باید یکدیگر را ستایش کنند و فرزندان هم پدر ، مادر و آموزگاران و... ستایشگری برای همه هست .&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;یکی از بازوهای نیرومند پیکر اندیشه ی ایرانی، فرهنگ &amp;quot;ستایش گری&amp;quot; است که از فرای سده ها و هزاره ها به دست هستومندان کنونی آن رسیده است. در اوستا واژه ی &amp;quot;ستایش&amp;quot;، از پرکاربردترین واژگان این کتاب سپند است.&lt;br /&gt;خشنودی سروش اَشَوَن دلیر تن-منتره یِ سخت رزم افزارِ اهورایی را [ستایش] میکنیم (یسنا، هات 57،سروش یشت سَرِشب)&lt;br /&gt;خورشید جاودانه ی رایومند تیز است را [میستاییم] (خرده اوستا، خورشید نیایش)&lt;br /&gt;[ستایش] به جای می آورم بهمن و اردیبهشت و شهریور و سپندارمذ و خرداد و امرداد و گئوش تَشَن و گوشورون و آذر اهورامزدا _ تخشاترین امشاسپندان – را (یسنا، دفتر دوم، هات 1 ، اوستای جلیل دوستخواه)&lt;br /&gt;روانهای جانوران سودمند دشتی را [میستاییم] اینک روانهای اَشَوَن مردان و اَشَوَن زنان – در هر کجا زاده شده اند – را میستاییم. (یسنا، هفت هات، هات 39، بخش 2، اوستای ... دوستخواه) &lt;br /&gt;و ......&lt;br /&gt;بایسته ی گفتارست بدانیم، ستایشگری بنی جداسر با چاپلوسی دارد. چاپلوسی از ایمنی دوستی، سوداندیشی و مایه نگری ریشه میگیرد اما ایرانیان برین باورند: [کسی که همیشه در پی ایمنی و سود خویش است، چگونه به جهان خرمی بخش مهر خواهد ورزید؟ (گاتاها هات 5، بند 2. گزارش فریدون جنیدی)]. ستایشگری، پراکندن شادی با ارزشمند انگاری بی مزد یکدیگر است. ستایشگری از همدلی برمیخیزد و با به گفتار رسیدن، دلها را به بگدیگر پیوند میزند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;« ازین رو بزرگ خانه، کدخدا، شهردار، پادشاه کشور و پیوستگی آنان به یکدیگر چنان بود که در نمازِ گاهِ سپیده دم، به بزرگِ خانه و کشاورز درود و ستایش فرستاده میشد. در نماز بامدادین به کدخدای راست کردار، در نماز نیمروز به شهردار مردم نواز و در نماز اِیوار یا غروبگاه به پادشاه کشور. به وارون، شاهان نیز هنگام نمارِ بامدادین به کشاورز درود و ستایش میفرستادند، چنان که کشاورزان نیز به شهرداران و کدخدایان و شاهان و &amp;quot;همه به هم&amp;quot; (گزارش فریدن جنیدی) »&lt;br /&gt;در آن روزگار، آسمان ایران پر از شادی بود. زمینش پر از ستایش، و روان مردمان از همزیستی با هم، خرسند. کدبانو به کدخدای خانه ستایش و درود میفرستاد. مرد خانه نیز، در برابر او زانو میزد و برایش زندگانی دراز آرزو میکرد. فرزندان چنین خانواده ای پدر و مادرشان را میستودند و همه باهم برای آموزگاران راستی آموز خویش ستایش و درود خواستار بودند. دست بوسی، پابوس، زمین ادب را بوسیدن [در کشتی و ورزش زورخانه همچنان پابرجاست]، همچنین، آفرین به جای آوردن، از گونه آیینهای ستایشگری در ایران است. برای نمونه، هنگامی که زال برای جلوگیری از یورش سام به کابل پیش وی میرود: &lt;br /&gt;[چو زال اندر آمد به پیش پدر/&amp;quot;زمین را ببوسید&amp;quot; و گسترد، بر/// یکی &amp;quot;آفرین&amp;quot; کرد با سام گُرد/وز آبِ دو نرگس،همی گل سترد]&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته بالا از پژوهشگر و محقق کشورمان جناب آقای مسعود اسپنتمان بود .&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;    &lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt; &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-6045797764076925358?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/6045797764076925358/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_9530.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/6045797764076925358'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/6045797764076925358'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_9530.html' title='همسران باید یکدیگر را ستایش کنند'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-6162854406925109974</id><published>2010-02-03T15:47:00.001-08:00</published><updated>2010-02-03T15:47:37.994-08:00</updated><title type='text'>سرزمینی که جوانانش دارای افکاری صوفیانه هستند</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ می گوید : سرزمینی که جوانانش دارای افکاری صوفیانه هستند ، بزودی بردگی را نیز تجربه میکنند&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;چه گفت آن سخنگوی آزاده مرد / که آزاد را، کاهلی بنده کرد (فردوسی پاکزاد)&lt;br /&gt;در آیین ایرانیان، ستایش شده است کاشتن درختان و آباد کردن زمین، بیوگانی، رنج کشیدن در کار و هرگونه تلاشی در زیستن زمینی، تا آنجا که زرتشت با آیین مینویی برخیِ گاو به دست میترا میستیهد، و آدمیان را به باور نداشتن اندیشه های صوفیانه پند میدهد. او ستاینده زمین است و با خواردارندگان آن میانه ای ندارد. خواه کرپن ها و کویها باشند خواه گئوتم [بودا]. در کتاب &amp;quot;مینوی خرد&amp;quot; برترین زمین آنجا شناسانده میشود که مردی بر روی آن به کشت میپردازد و بدترین زمین، جاییست که بی کشت و رنج بماند. ایرانیان نژاده با زاریستن و آه و نیازورزی سوی ایزد هیچ میانه ای ندارند. آنان، نان، از بازوی خویش میخورند، و سر به گریبان &amp;quot;در بحر مکاشفت مستغرق نمیشوند&amp;quot;، شاید روزیشان از &amp;quot;ملکوت&amp;quot; برسد. &lt;br /&gt;بکارند و ورزند و خود بدروند/ به گاه خورش، سرزنش نشنوند تن آزاد و آباد، گیتی بدوی/ برآسوده از داور و گفتگوی ز فرمان؛ تن آزاده و خورده نوش/ وز آواز پیغاره، آسوده گوش (گزارش فردوسی از کشتورزان)&lt;br /&gt;کاهلی و سستی در آنان راهی ندارد، هرزه درایی نیز نمیکنند، چرا که میدانند هر کشت، چه میوه ای به بار می آورد و هر تخشایی چند گام به جلو است، پس به گزافه &amp;quot;طی الارض&amp;quot; نمیکنند و اهل معجزه و کرامات نیز نیستند. روزه گرفتن در باور ایرانی گناه است، زیرا آنها میدانند: ز نیرو بود مرد را راستی/ ز سستی کژی آید و کاستی&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;گفتار در آسیب شناسی یکی از مهمترین آک های [آهو، عیب] فرهنگ ایرانیان از همینجا سرچشمه میگیرد که چگونه دریوزگان یاور اهریمن [در باور ایرانیان پیش از اسلام]، به درویشان مرد خدا [در پس از اسلام] دگرگون جای شدند. از دیدگاه تبارشناسی واژگان، این تنها یک دگرگونی در واج های یک واژه نبود (تبدیل شدن &amp;quot;دریوزه&amp;quot; و &amp;quot;دریوش&amp;quot; به &amp;quot;درویش&amp;quot;) بلکه جابجایی بنیادینی در اندیشه ی یک ملت معنی میداد. البته، رخداد والایش پایگاه درویشان از جایگاه پست به بالاترین جایگاه مینوی هاژه، در زمان یورش تازیان نیاغازید. این فرآیند کمینه، 300 سال دیرینگی داشت. مسیحیان که چندی بود در روم، پایگاه رسمی دولتی برای پراکندن آیینشان یافته بودند روی به ایران آورده (پیش از رسمی شدن مسیحیت در روم کنستانتین، ارمنیان مهرپریستار، مسیحی شده بودند)، آیینشان را بازگو میکنند. دین آنها در رویارویی با اندیشه ی ایرانی، گوشه گیری، زن نخواستن و روزه گرفتن را خیر میداند. اخلاقیات و میل به زیست در آنها جایی نه در روی زمین پاسخ داده میشود، و اینها همه با اندیشه ی ایرانی همستارند. &amp;quot;مانی&amp;quot; نیز با انبارش اندیشه های گنوستیکی، هندی و مسیحی با مینه های زرتشتی، آیینی نو می آفریند که در آن زهد و صوفی گری، با نبرد روشنایی و تاریکی آمیخته گشته است. اندیشه های صوفیانه، که در مغز ایرانی هیچگاه مجال راه یافتن نداشت؛ این بار آمیخته با خوراک فلسفه ایرانی [جنگ میان نیک و بد] به خورد باشندگان ایران میرود و اثر خود را نیز میگذارد. موبدان زرتشتی به وارون نیاکان دینیار خویش توانایی نواندیشی و پیرایش دین از خرافات را ندارند. آنها حتا معنی بسیاری از بخش های اوستا را نمیدانند، &amp;quot;کرتیر&amp;quot; موبدان موبد ایران در زمان &amp;quot;شاپور یکم و پسرانش&amp;quot;، افلاطونی مذهب است !! آیین های &amp;quot;پتت [توبه]&amp;quot; به اندیشه ی ایرانی راه یافته و قربانی کردن چون دوران پیش از زرتشت، باز، انجام میشود.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;جوانانی که هزاران سالست پهلوانانه در آیین میترا، مردانه زیسته اند و دو هزاره است به پویایی و تلاش در راستای آیین مزدیسنا خو گرفتند، در همنشینی با صوفیان این خواردارندگان زمین، جنگ افزارهایشان را رها کرده، زمین را آباد نساخته، رزم و پادرزم را از یاد برده اند. اگر به صوفیان گفته شود جنگی در راه است، دشمن به میهن تاخته است، کاری کنید؛ خواهند گفت: جایگاه ما در لامکان است، اینجا نشد، جای دیگر، اما جنگ بی جنگ که بیزاری ما از هرگونه کنشی آمیخته به خون است. دو نمونه از صوفیان نام آشنا که اینگونه کرداریده اند، یکی&amp;quot;ابوسعید ابوالخیر&amp;quot; که در حمله ترکان به میهن اهوراییمان، دوستِ دزد بود و انباز کاروان، پولهای غارتیده شده ی مردم به دست ترکان را خرج خانقاهش کرده دم بر نمی آورد. همچنین &amp;quot;نجم الدین دایه&amp;quot; نویسنده ی کتاب مهم عرفانی &amp;quot;مرصادالعباد&amp;quot;، زن و فرزند را در یورش مغولان به جا میگذارد و فرار میکند. به هر روی، ایرانیان که پیوستگی میهنشان در درازای تاریخ، مدیون اندیشه ی کنشگر و کارایشان بود، در چنگال اندیشه ی صوفیانه، وادار شدند تا در برابر &amp;quot;تازیانِ مارخوار اهرمن چهره&amp;quot; سر فرود آورند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته بالا از پژوهشگر و محقق کشورمان جناب آقای مسعود اسپنتمان بود .&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;   &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;   &lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt; &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-6162854406925109974?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/6162854406925109974/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_860.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/6162854406925109974'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/6162854406925109974'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_860.html' title='سرزمینی که جوانانش دارای افکاری صوفیانه هستند'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-2425754945807121442</id><published>2010-02-03T15:46:00.001-08:00</published><updated>2010-02-03T15:46:42.167-08:00</updated><title type='text'>تنها "آغاز ها" را باید "جشن" گرفت</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ می گوید : تنها &amp;quot;آغاز ها&amp;quot; را باید &amp;quot;جشن&amp;quot; گرفت چرا که شیره جهان در رشد و &amp;quot;زایندگیست&amp;quot; .&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;جشن گرفتن &amp;quot;آغازها&amp;quot; را در شاهنامه فردوسی به آشکارا میتوانیم ببینیم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برگزاری نخستین جشن [سده] در شاهنامه به زمان هوشنگ باز میگردد که آتش اهورایی نخستین بار پدید می آید: &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;بگفتا فروغی است این ایزدی / پرستید باید اگر بخردی &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;یکی جشن کرد آن شب و باده خورد / &amp;quot;سده&amp;quot; نام آن جشن فرخنده کرد &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;ز هوشنگ ماند این سده یادگار / بسی باد چون او دگر شهریار&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;دومین جشن [نوروز] در زمان جمشید برپا میگردد و آن نخستین پرواز آدمی بر فراز زمین است. &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;چو خورشید تابان میان هوا / نشسته بر او شاهِ فرمانروا &lt;br /&gt;جهان انجمن شد بر آن تخت اوی / شگفتی فرومانده از بختِ اوی&lt;br /&gt;بخ جمشید بر گوهر افشاندند / مر آن روز را &amp;quot;روز نو&amp;quot; خواندند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سومین جشن [مهرگان] در زمان فریدون برپا میگردد که جشن پیروزی نیکی بر بدی، فریدون بر ضحاک است&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;پرستیدن &amp;quot;مهرگان&amp;quot; دینِ اوست / تن آسانی و خوردن آیین اوست&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;پیوند میان &amp;quot;آغازینگی&amp;quot; و &amp;quot;جشن&amp;quot; و &amp;quot;زایندگی&amp;quot; شایسته ی پژوهش است. برآیند این سه مینه را میتوانیم در واژه ی &amp;quot;نوزاد&amp;quot; [نوزوت] ببینیم. نوزادی یا نوزوتی نام جشن کستی بندی و سدره پوشی زرتشتیان است. هم جشن است، هم زایش، و هم آغاز وینه ای نو در زندگانی باورمندانش. آغازها همواره با زایشها همراهند و به یاد ماندنشان را وامدار جشنی هستند که تنها و تنها برای ماندگاری آن زایش، و آن آغاز برگزار میشود. در این میان، هر چه آن زایش بزرگتر باشد، آغازش آن نیز بزرگتر، و پیرو آن، جشن همتراز با آن نیز پرشکوه تر و به یاد ماندنی تر است. برای نمونه جشن زایش میترا را میتوان نام برد که هزاران سال است در شب چله برگزار میشود و جشنیست بزرگ برای زایش ایزدی بزرگ که آغازنده ی فلسفه و فرزانی بزرگ است.&lt;br /&gt;اکنون اگر یکی از سه گوش زایندگی، آغازینگی و جشن را پاک کنیم، بیگمان فلسفه ی هر سه را از میان برده ایم.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;زایندگی، بی آغازینگی، تکرارست&lt;br /&gt;آغازینگی، بی زایندگی، ناباروریست&lt;br /&gt;زایندگی و آغازینگی بی جشن، محکوم به فراموشیست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زایش اندیشه ای را میتوان برای همیشه جشن گرفت که در آغاز به هست در آمدن، باروری نخستین خود را به زایایی همیشگی دگردیسه کند. او پیوسته می زاید چون همیشه بارور است. اما روزی که نتواند پیوستگی خود در خودزایی را با زایشی دوباره نمایان سازد، به مرگ آهسته دچار میشود. و مرگ، آغازی ندارد بلکه پایان است و پایان را جشن نمیگیرند. زیرا جشن، ستایش است [یسنا و جشن در اوستا به معنی ستایش است] و هیچکس مرگ را نمیستاید، مگر آخشیج مرگ زا، که در اندیشه ی ایرانی کسی نیست جز اهریمن. &lt;br /&gt;اگر مرگ داد است بیداد چیست؟ / ز داد این همه بانگ و فریاد چیست؟ (فردوسی پاکزاد)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و این چرخه تا بدانجاست که به ساختار فلسفه ای نیرومند برسیم.&lt;br /&gt;اهریمن همخانواده با مرگ و پایان و سوگواریست و در او، زایندگی و آغاز و جشن راهی ندارد. او هستی آور نیست، بلکه فرمانروای نیستی است. ازین رو او را با شیره و شیرازه ی کار جهان میانه ای نیست. &lt;br /&gt;شیره و شیرازه ی گیتی به همراه جشن و زایندگی و آغازینگی، همه آفریده اهورامزدا هستند&lt;br /&gt;(در اسطوره های ایرانی میخوانیم که اهریمن و پیروانش در هر زمستان به جویدن شیرازه و بن جهان میآغازند اما درست در زمان نوروز که چشم دارند جهان از هم بپاشد، میبینند که شیرازه ی استومند هستی باز پیکرینه و استوار گشته است).&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته بالا از پژوهشگر و محقق کشورمان جناب آقای مسعود اسپنتمان بود .&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt; &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-2425754945807121442?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/2425754945807121442/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_6786.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/2425754945807121442'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/2425754945807121442'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_6786.html' title='تنها &quot;آغاز ها&quot; را باید &quot;جشن&quot; گرفت'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-2182942854675095294</id><published>2010-02-03T15:45:00.000-08:00</published><updated>2010-02-03T15:46:00.099-08:00</updated><title type='text'>صوفی مسلکان برای آنکه افکار اهریمنی خویش را گسترش دهند</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ میگوید: صوفی مسلکان برای آنکه افکار اهریمنی خویش را گسترش دهند میگویند نیاز را باید از بین برد چون نیاز سبب دگرگونی میگردد و دگرگونی از دیدگاه آنان رنج آور است! حال آنکه هدف آدمی از زیستن، و درک زوایای پنهان دانش است. به جای گوشه نشینی و خرده گیری باید با ابزار دانش سبب رشد میهن شد و امنیت را برای خود و آیندگان بدست آورد&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;کردارهای همراه با آز و نیاز [نه آز]، که رد پای آن را در تاریخ ایران به آسانی میتوانیم بیابیم، در باور ایرانیان از گونه کردارهای اهریمنانه به شمار میروند. انسان آزورز، با بهره گیری از ویژگیهای فرهمندانه ی ظاهری، با گردآوری نیرو، ناخویشتنداری و خشم اهریمنی خود را بر سر نیروهای کمینه طبیعت فرو میریزد. نیازورز نیز، همچون آزورز خشمی در درون خود دارد، اما از داشتن ویژگیهای برون گرایانه محروم است، ازین رو بیکنشانه، خشم را به درون خویش فرومیفکند تا بنیانهای درون را نابود سازد. او از زیستن در گیتی رنج میبرد، زیرا چنانچه بخواهد پای در جایگاه هستومندان و زندگی باوران بگذارد، وادار میشود بی کنشی گذشته را به کناری نهد. و این برابرست با زایایی در هر درنگ و درگیر شدن با کوچک و بزرگ پیشامدهای زندگی که صوفی، نه مرد آنست که با غمش برآید. او استاد تفسیرهای &amp;quot;به وارون&amp;quot; است. به او میگویند &amp;quot;غنیمت شمار این یک دم عمر را&amp;quot; و او تعبیر میکند، که رویدادهای جهان را به کنار بنه و در خود فرو رو. او می اندیشد اگر غذا نخورد و کنش جنسی اش را با واکنشی به تناسب آرام نگرداند، آنگاه &amp;quot;نیاز&amp;quot; از بین میرود. درینجاست که فردوسی وخشور به زبان می آید و میگوید:&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;{ ز پرهیز هم کس نجست از نیاز } &lt;br /&gt;[تو را ای صوفی پند میدهم که نیاز، همچو آز، از درون میجوشد. اگر نخوری و نخوابی و نزیوی، گرد اینکه نیاز از میان نرفته است، آن را هم تشنه تر ساخته ای]. گفته ی فردوسی، گزاره ای کانتی نیست، مینه آن از درون فرهنگ ایران میجوشد . نمونه:&lt;br /&gt;نه چندان بخور کز دهانت برآید / نه چندان کز ضعف جانت بر آید (سعدی)&lt;br /&gt;آزورزی و نیازورزی هر دو زاده ی مرگند، هر دو تشنه اند. و این تشنگی به وارون آنچه که خواجه نصیر میپندارد تنها با میانه روی در این دو، سیراب نمیشود.بلکه باید غریزه ای دیگر را به کنش انداخت. غریزه ای که با مرگ و نازندگی همستار باشد. و آن غریزه ی زندگیست که شادی از آن میتراود. &lt;br /&gt;از آن دو مینو که در آغاز در اندیشه پدیدار شدند، یکی زندگیست و دیگری نازندگی (گاتاهای اشو زرتشت)&lt;br /&gt;در سه هزارساله ی سوم آفرینش [گمیزش]، با آمیخته شدن نیکی و بدی است که آدمیان به باشندگی رسیدند. ازینروست که غریزه ی مرگ و زندگی تا همیشه در آدمی به جنگ ایستاده اند، تا رستخیز که باز این دو از هم جدایی میگیرند؛ در اساطیر تنها از کیخسرو نام برده شده که توانست با ویچارشن (جدایی،گزارش) نیکی و بدی [زندگی و نازندگی]، بی رستخیز، زنده به مینو رود. زیرا تنها در مینو است که بدی و نیکی، زندگی و نازندگی، در حالت مینویی و جدا از هم زیست میکنند..&lt;br /&gt;غریزه ی زندگی، مرگ را میزداید، جان را استوار میگرداند و روان را پالایش میدهد. زیستن در گیتی و رنج کشیدن در آن، پایستگی جان را در پی می آورد و تندرستی میبخشد. غریزه ی زندگی، اهرمهای غریزه ی مرگ [چون خشم و ویرانگری و میل جنسی] را از چنگ او میستاند و با والایش آن، &amp;quot;هنر&amp;quot; را پدید می آورد. موسیقی، دبیره نگاری، نگارگری و ..... همچنین هنر زیستن، هنر عشق ورزیدن، هنر نیک اندیشی و نیک گفتاری و نیک کرداری و چه بسا &amp;quot;هنر رندی&amp;quot; از دیدگاه حافظ، همه و همه والایش همان غرایز ساده و نخستین آدمی اند. با این تفاوت که این بار ابزاری در دست غریزه ی زندگی اند.&lt;br /&gt;و اما صوفی که رنج، از دیدگاه او سخت ترین سهش ها [حس] است. نه اینکه درد و رنج به خودی خود از توانِشِ او فراتر باشد، درد و رنجی که او میکشد هرگز از درد و رنج دیگران بیشی نمیگیرد و چه بسا کمتر هم هست؛ اما، در وی، سامانه ی تحمل کردن و به سفت جان کشیدنِ درد، ضعیف است.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;زیرا هرگز با رنج خو نگرفته است و عادت به درد کشیدن ندارد. زیرا به درد آمدن اندام و روان از آفرینش و کار و سختی زاده میشوند، که او با آن بیگانه است. صوفی، در حقیقت با گزیدن &amp;quot;نازندگی&amp;quot; نیروی جان و روان خویش را میکاهد و هرچه درین روند پیش میرود، دردهایی را که در گذشته میتوانست تحمل کند، اکنون برای وی گزنده تر و کشنده ترند.&lt;br /&gt;اما او در دگرگونیها، کرانِگی میگزیند، دگرگونیها عبارتند از زایش و مرگ پدیده ها، که بی هر کدام دیگری معنای خود را از دست میدهد.... آنها زیستندگان در این جهان نیستند.&lt;br /&gt;به همین شوند نیچه، جنگ را میستاید. جنگ، آدمی را به توانِش سختیها وادار ساخته و از پدید آمدن روان و جانی بیمار جلوگیری میکند. جنگ و سختی از پس خود ابرمردان را برجای میگذارد. در جنگهاست که صوفیان میانجیگری را به کرانجی خواهی دگرگون میکنند.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته بالا از پژوهشگر و محقق کشورمان جناب آقای مسعود اسپنتمان بود .&lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt; &lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-2182942854675095294?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/2182942854675095294/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_2074.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/2182942854675095294'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/2182942854675095294'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_2074.html' title='صوفی مسلکان برای آنکه افکار اهریمنی خویش را گسترش دهند'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-6162154480157043681</id><published>2010-02-03T15:44:00.001-08:00</published><updated>2010-02-03T15:44:59.276-08:00</updated><title type='text'>سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند</title><content type='html'>&lt;div id="postbody"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;strong&gt;ارد بزرگ میگوید: سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند،به اسطوره های کشورهای دیگر دلخوش میکند. فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اسطوره [همریشه با story] که در زبان فارسی بدان &amp;quot;میث&amp;quot; یا &amp;quot;میتوخت&amp;quot; [همریشه با mythology] میگویند از گونه پیچیده ترین دانشهای انسانی است. از دیدگاه &amp;quot;پوپر&amp;quot; بر هر آنچه که &amp;quot;ابطال پذیری&amp;quot; علمی ندارد، نمیتوان نام دانش و علم نهاد، ازینرو برخی از ناباوران به شوند گستردگی و کران ناپذیری این دانش، آن را نیمه دانشی نیمه علمی میدانند. برخی نیز پا را فراتر نهاده اند و اسطوره را افسانه و نیرنگ و دروغ و حتا لالایی برای خواب بچه ها میدانند. در این میان فردوسی بزرگ، رای دیگری در سر میپروراند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو این را دروغ و فسانه مدان / به یکسان رَوِشنِ زمانه مدان&lt;br /&gt;ازو هر چه اندر خورد با خرد / دگر بر ره رمز معنی برد (فردوسی بزرگ)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او برین باور است که کتاب سراسر اسطوره اش، هرگز دروغ و افسانه نیست. افته هایی درین کتاب هست که خردمندانه و باورپذیر مینماید، اما آنهایی هم که باورناپذیر و فرابودانگارانه به دیده می آید، رمز و رازی در خود میپرورد، که بازگشایی مازهای رازش بر گردن خوانندگان این کتاب سترگ است. &lt;br /&gt;&amp;quot;اسطوره&amp;quot; ها، داستانهایی ملی یا فرا ملی هستند که در گستره ی سرزمینی یا جهانی، راز و رمزهای سرشت آدمی، نوزاییهای طبیعت و بسیاری دانستنیهای دیگر را در بر میگیرند. آنها کلید باغ تو در توی گیتی هستند. هر کس کلید را در دست داشته باشد، گیتی را هم در مشت دارد. ازین روست که &amp;quot;امیر معزی میسراید:&lt;br /&gt;مسلمان گر بدانستی که، بت چیست / یقین کردی که دین، در بت پرستیست&lt;br /&gt;او میخواهد بگوید: بتها، پیکرینه شدن اساطیرند؛ به همین شوند همه ی راز و رمزها و پیچیدگیهای جامعه ی تازیان، در بتهایشان نمادینه شده است. چه بسا اگر بتهایشان را فهمیده بودیم، میتوانستیم بهتر به آنها کمک کنیم.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;اساطیر یک کشور، کهن الگوی آن کشورند. تفاوت اساطیر کشورها با هم، از دگرسان بودن طبیعت، رخدادها،تاریخ، روح و آداب و رسوم و شیوه اندیشیدن مردم آن کشور شالوده میگیرد؛ هر کوه و دریا در اسطوره یک واژه اند. تا جایی که حتا میتوانیم ادعا کنیم کشورها، فراتر از روند پیشرفت مایگانی و دگردیسی اندامواره شان، همواره کهن الگوی خود را تکرار میکنند. برای نمونه، آیا کسی میتواند تفاوتی میان رهبران مارکسیست شوروی [نمونه استالین]، و تزارهای کهن روسیه [نمونه پطر] و همچنین خاقانهای چین با مائو ببیند؟ و آیا اروپا با یکپارچگی اش، سودای امپراطوری روم را در سر نمیپروراند؟&lt;br /&gt;به هر روی، اسطوره ها گونه ای الگوی ناخودآگاهانه، برای بهره گیری آگاهانه واکنشهای آدمیان در برابر رویدادهای گوناگون روزمره اند با این تفسیر که تاریخ تکرار میشود. کشوری که الگوهای اساطیری اش را فراموش کند محکوم است به بازآموزی و بازآفرینی نمودارهای کهن خود. در این میان، میل به اسطوره خواهی مردمان چنین کشوری را وادار میسازد تا از اساطیر دیگر کشورها بهره گیرند. اما کهن الگوی آن یکی، هرگز روان این یکی را سیراب نمیسازد. و این می انجامد به گونه ای از خودبیگانگی فرهنگی. &lt;br /&gt;مثلی داریم که میگوید: زاغ خواست راه رفتن کبک را بیاموزد، راه رفتن خود را نیز از یاد برد.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;در کشوری چون ایران، که اساطیر آن بونده تر و رایومندتر از دیگر فرهنگها چهره پردازی شده اند، یا فراتر از آن، بنابر دبستان هگلیسم، روح ملی کشور خود را باز میتابانند (اندیشه استاد مرتضی ثاقب فر) ، بیگانگی با اساطیر، آسیب پذیری و بی پناهی بیشتری به ارمغان می آورد. روح ملی ایران، در یک گزاره ی کوتاه &amp;quot;جنگ همیشگی میان نیکی و بدی&amp;quot;، و خویشکاری آدمیان در یاوری اهورامزدا برای پیروزی در آن است. روح ملی ایران را در شاهنامه، «کتابی که هیچ ملتی همسان با آن را ندارد؛ آرتور نولدکه» به آشکارا در می یابیم؛ آنهم به خردمندانه ترین شیوه. تا جایی که فردوسی، دیو را، به پیکره ی انسان می آراید: &lt;br /&gt;تو مر دیو را مردم بد شناس / کسی کاو ندارد ز یزدان سپاس&lt;br /&gt;یا در داستان جنگ رستم با اکوان دیو، ناخرسندی خود از ناباورانه بودن داستان را باز میگوید:&lt;br /&gt;خردمند کاین داستان بشنود / به دانش گراید، بدین نگرود&lt;br /&gt;ولیکن چو معنیش یاد آوری / شود رام و کوته کند داوری&lt;br /&gt;تو بشنو ز گفتار دهقان پیر / اگرچه نباشد سخن دلپذیر&lt;br /&gt;از آنچه گفتیم پیداست، اسطوره ها، چراغی روشن بر فراز اندیشه اند، تا آدمیان هیچگاه نژادگی و خویشکاری خود در کوره راه های تاریخ را فراموش نکنند. &lt;br /&gt;ارد بزرگ: &amp;quot;بیچاره فرزندانی که اسطوره های سرزمین خویش را فراموش کنند؛ آنان آسیب پذیر و بی سرپناهند.&amp;quot;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;نوشته بالا از پژوهشگر و محقق کشورمان جناب آقای مسعود اسپنتمان بود .&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;sepitemann@yahoo.com&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 14pt;"&gt;&lt;font color="#231b0a"&gt;&lt;font style="font-size: 8pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt; &lt;/div&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-6162154480157043681?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/6162154480157043681/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_03.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/6162154480157043681'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/6162154480157043681'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_03.html' title='سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-6703065532908190298</id><published>2010-02-01T13:56:00.003-08:00</published><updated>2010-02-01T13:57:29.441-08:00</updated><title type='text'>استعفای علی مطهری از ریاست کمیته تحقیق و تفحص مخابرات</title><content type='html'>&lt;b style="font-family: times new roman; font-style: normal; font-variant: normal; font-weight: bold; line-height: normal; font-size-adjust: none; font-stretch: normal; font-size: 16px;"&gt;استعفای علی مطهری از ریاست کمیته تحقیق و تفحص مخابرات&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;font style="color: rgb(155, 0, 0);"&gt;12 بهمن 1388 &lt;/font&gt;- موبنا- منشی دوم کمیسیون صنایع و معادن مجلس گفت: استعفای علی مطهری از ریاست کمیته تحقیق و تفحص از عملکرد شرکت مخابرات پذیرفته شد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; شریف حسینی در گفت‌وگو با خبرنگارسازمان خبری موبنا با اشاره به اینکه روز گذشته جلسه ای برای بررسی دلایل استعفاء علی مطهری در کمیسیون صنایع و معادن مجلس برگزار شد، اظهار اشت: در این جلسه اعضا با استعفاء مطهری از ریاست کمیته تحقیق و تفحص موافقت کردند.&lt;br /&gt; وی افزود: با رای گیری اعضا آقای قاضی‌پور جایگزین آقای مطهری و به عنوان رییس کمیته تحقیق و تفحص از عملکرد شرکت مخابرات ایران انتخاب شد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; حسینی تصریح کرد: علی مطهری در ادامه کار به عنوان یکی از اعضای کمیته  به فعالیت خود ادامه می دهد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; وی افزود: در شرایط فعلی کمیته در مراحل پایانی کار و جمع بندی نهایی قراردارد و به طور قطع تا دو ماه آینده گزارش نهایی از عملکرد شرکت مخابرات را ارائه می کند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; چندی پیش علی مطهری از سمت ریاست در این کمیته استعفا داد و مشغله‌های کاری را دلیل این استعفا عنوان کرد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; به گزارش موبنا طرح تحقیق و تفحص از شرکت مخابرات نیمه اول دی ماه سال 87 در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید. اعضای این کمیته را هیاتی 11 نفره از کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی تشکیل می‌دهند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; هزینه وجوه خارج از شمول در اختیار مدیران، نحوه عملکرد مرکز تحقیقات مخابرات ایران، بررسی نحوه قیمت تمام شده خدمات تلفن ثابت و همراه و همچنین نحوه اجرای مناقصات و مزایده‌های چهار سال گذشته این شرکت و نحوه پرداخت حقوق پیمانکاران پروژه‌‌ها از جمله موارد مطرح شده در کمیته تحقیق و تفحص از شرکت مخابرات ایران است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; ابهامات درباره افزایش قیمت پیامک تلفن همراه بدون مصوبه و سایر طرح‌های مخابراتی طبق قانون برنامه چهارم، تاخیر در اجرای پروژه ظرفیت‌سازی شش میلیون خط تلفن همراه، شفاف‌سازی صورت‌های مالی و تعیین دقیق بازدهی سهام و چگونگی انتقال دارایی‌های شرکت‌های زیرمجموعه مخابرات از دیگر مواردی است که در این طرح به آن اشاره شده است. &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-6703065532908190298?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/6703065532908190298/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_7869.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/6703065532908190298'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/6703065532908190298'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_7869.html' title='استعفای علی مطهری از ریاست کمیته تحقیق و تفحص مخابرات'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-2010477238369307371</id><published>2010-02-01T13:56:00.002-08:00</published><updated>2010-02-01T13:57:08.230-08:00</updated><title type='text'>12 شرکت بازاريابي شبکه‌اي درخواست مجوز کردند</title><content type='html'>&lt;b style="font-family: times new roman; font-style: normal; font-variant: normal; font-weight: bold; line-height: normal; font-size-adjust: none; font-stretch: normal; font-size: 16px;"&gt;12 شرکت بازاريابي شبکه‌اي درخواست مجوز کردند&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;font style="color: rgb(155, 0, 0);"&gt;12 بهمن 1388 &lt;/font&gt;- رييس مرکز امور اصناف و بازرگانان وزارت بازرگانی با بيان اينکه همه شرکت‌هاي بازاريابي که تاکنون فعاليت مي‌کردند بايد براي دريافت مجوز براساس دستورالعمل مصوب اقدام کنند، گفت: براي تاسيس شرکت‌هاي جديد نيز بايد مجوز صادر شود که تاکنون 12 شرکت برای اخذ مجوز اقدام کرده‌اند. اين درخواست‌هاي صدور مجوز در کميته نظارت با حضور نمايندگان وزارت بازرگاني، وزارت اطلاعات، دادستاني کل کشور و نيروي انتظامي مورد بررسي قرار خواهد گرفت.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; ایسنا- حسن رادمرد افزود: کالاهاي قابل عرضه توسط بازاريابان شبکه‌اي با اخذ تاييديه کميته نظارت مي‌تواند از تنوع و تعدد برخوردار باشد. همچنين اين شرکت‌ها بايد داراي دفاتر قانوني و صورت‌هاي مالي شفاف باشند و همه عمليات مالي خود را شامل درآمدها، پرداخت پورسانت، خريد و فروش محصولات و غيره ا‌ز طريق حساب‌هاي مشخص و قابل نظارت انجام دهند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; اين مقام مسوول با بيان اينکه شرکت‌هاي بازاريابي شبکه‌اي به صورت مجازي نيز مي‌توانند فعاليت داشته باشند، خاطرنشان مي‌کند: در صورت فعاليت مجازي، متن نرم‌افزار اطلاع‌رساني درختواره‌هاي مشتريان (شبکه) و وجوه واريزي به حساب آنها، بايد قبلا به تصويب کميته نظارت رسيده باشد. همچنين سامانه اينترنتي بايد در شرکت‌هاي ميزبان داخلي با دامنه .ir راه‌اندازي شود و به روز‌رساني آن بدون مجوز کميته ممنوع است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; رادمرد در ادامه اشاره مي‌کند که شرکت‌هاي بازاريابي حق جذب مشتري از خارج کشور را خواهند داشت اما حساب‌هاي مربوط به مشتريان مذکور بايد به صورت جداگانه در دفاتر حسابداري نگهداري شود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; وي در اين مورد هم اين‌گونه توضيح ‌مي‌دهد: براساس اين دستورالعمل، شرکت حق پرداخت وجه به مشتريان خارجي را از محل وجوه مشتريان ايراني ندارد و در صورت نياز به خروج ارزهايي به خارج از کشور که قبلا از مشتريان خارجي دريافت شده، موضوع قبلا بايد به تاييد حسابرس رسيده و گزارش آن به کميته نظارت نيز ارایه شود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; همچنين فعاليت شرکت‌هاي بازاريابي شبکه‌اي که محل تاسيس آنها در خارج از کشور يا مناطق آزاد تجاري صنعتي و اقتصادي باشد مشروط به تاسيس و ثبت نمايندگي و يا شعبه در داخل کشور با رعايت همه مقررات اين دستورالعمل و ساير قوانين و مقررات مربوط به ثبت نمايندگي‌هاي خارجي و ارایه تضمين‌هاي مالي معتبر است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; طبق سخنان اين مسوول وزارت بازرگاني، در اين دستورالعمل تصريح شده که ارایه خدمات واسطه‌گري به صورت شبکه‌اي به گونه‌اي است که خريداران کالا از شرکت‌هاي بازاريابي مي‌توانند به بازاريابي و جذب خريداران جديد اقدام کرده و درصدي از قيمت فروش کالا به وسيله بازاريابان زير‌مجموعه شبکه متصل به خود را از صاحب کالا به عنوان پاداش يا پورسانت خدمات بازاريابي دريافت کنند.&lt;/div&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-2010477238369307371?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/2010477238369307371/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/12.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/2010477238369307371'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/2010477238369307371'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/12.html' title='12 شرکت بازاريابي شبکه‌اي درخواست مجوز کردند'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-1661858166284274841</id><published>2010-02-01T13:56:00.001-08:00</published><updated>2010-02-01T13:56:44.978-08:00</updated><title type='text'>خزان زندگی</title><content type='html'>&lt;strong style="color: rgb(255, 51, 51);"&gt;پیران آزاده آنانیند که از آموزش دودمان امروز کوتاهی نمی کنند و هر آنچه در اندیشه دارند را هدیه می کنند . ارد بزرگ&lt;/strong&gt; &lt;p&gt; &lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;خزان زندگی&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;                                                                        &lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;b&gt;خزان زندگی زیباست&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;لبالب از خاطره ها، غم ها و شادیهاست&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;و زیباتر از غروبی بی انتها&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;دوران پر باریهاست&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;نشانه ی رنج درپیشانی هاست&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;دوران قصه ها ی دلنشین  وشورانگیز مادر بزرگهاست &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;ولی افسوس....&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;در آغاز  خزان زندگی این عزیزان&lt;/b&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;همچون قطرات باران&lt;/b&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;ازصفحات زندگی محو میگردند&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;و همانند برگهای خشگ پاییزی &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;طعمه ی جویبار میشوند&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;ثمره ی سالها رنج ومصیبت&lt;/b&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;تنهایی ،بی همزبانی&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;وبدینسان است که&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;آینه ی قلب رئوفشان&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;در هم می شکند&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;و مینوشند نابهنگام&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;شراب تلخ نیستی را&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;بیائید، بیایید&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;دست دوستی  در دستان نحیفشان نهیم&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;از جام پر بارشان بنوشیم&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;و بر گیریم قطره ای &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;از دریای  تجربیاتشان&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;برویشان آغوشی گرم بگشاییم&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;اندرزهایشان را&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;همچون گوشواره ای زرین&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;بگوش اویزیم&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt; و زینت بخش روح و روان سازیم&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;فردا خیلی دیر است&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;فردا خیلی دیر است&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;br /&gt;شکوهه عمرانی&lt;br /&gt;ژنو  / سوییس&lt;br /&gt;http://chokouh.tk&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6239909066873864274-1661858166284274841?l=jolfa-city.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://jolfa-city.blogspot.com/feeds/1661858166284274841/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_01.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/1661858166284274841'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6239909066873864274/posts/default/1661858166284274841'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://jolfa-city.blogspot.com/2010/02/blog-post_01.html' title='خزان زندگی'/><author><name>.</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6239909066873864274.post-9055042297066367040</id><published>2010-02-01T13:38:00.001-08:00</published><updated>2010-02-01T13:38:54.885-08:00</updated><title type='text'>مزاحمک‌های بي‌محل</title><content type='html'>نويسنده: م.ر.بهنام رئوف&lt;br /&gt;منبع: دنیای اقتصاد &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img height="7" border="0" width="7" src="http://itiran.com/images/bullet.gif" /&gt;   &lt;b style="font-family: times new roman; font-style: normal; font-variant: normal; font-weight: bold; line-height: normal; font-size-adjust: none; font-stretch: normal; font-size: 16px;"&gt;مزاحمک‌های بي‌محل&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;font style="color: rgb(155, 0, 0);"&gt;12 بهمن 1388 &lt;/font&gt;- برداشت اول&lt;br /&gt; ساعت از نیمه شب هم گذشته است. به تدریج چشمانتان گرم خواب می‌شود که با صدای پیامک تلفن همراه‌تان از خواب می‌پرید! با خود می‌گویید باید اتفاق مهمی افتاده باشد که این وقت شب پیامک دریافت کرده‌اید.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; کورمال کورمال دنبال گوشی‌تان می‌گردید؛ اما از آنجایی که ساعت آن را برای صبح اول وقت تنظیم کرده و آن را در دورترین نقطه اتاق گذاشته‌اید تا شاید به این بهانه صبح بعد از ساکت کردن زنگ آن دوباره به رختخواب نروید.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; سرانجام با هزار زحمت و بدبختی و در حالی که خواب ناز از سرتان پریده است آن را پیدا می‌کنید. وارد صندوق پیامک‌هایتان می‌شوید. بله! چشمتان به پیامک یا همان اتفاق مهم ذهنتان روشن می‌شود. خبر در مورد افتتاح شعبه جدید فلان فروشگاه لباس است که قرار است فردا صبح علی‌الطلوع در دور‌ترین نقطه شهر شما گشایش یابد و بدین وسیله از شما هم دعوت مي‌كند كه در این افتخار! سهیم شوید. شماره مربوط به یکی از همین سیم‌کارت‌هایی است که فقط پیامک می‌فرستد. اول به خود که گوشی‌تان را در دورترین نقطه اتاق گذاشته بودید لعنت می‌فرستید و بعد هم به ارسال‌کننده پیام. کاری از دست شما ساخته نیست به جز ارسال پیامکی با این مضمون: «بر مردم‌آزار لعنت». خواب از سرتان پریده است. این بار تصمیم می‌گیرید که گوشی را روی میز کنار تختخواب&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; قرار دهید.&lt;br /&gt; چند دقیقه می‌گذرد، باز هم صدای زنگ پیامک‌تان در می‌آید؛ البته این بار کوتاه‌تر و آرام‌تر. متوجه می‌شوید که مربوط به صدای تحویل پیامکی بود که ارسال کرده‌اید. گوشی را نگاه کرده و با جمله «پیامک شما ارسال نشد» مواجه می‌شوید. عصبانی شده و مشغول شمارش ستاره‌های بالا سر خود یا گوسفندان ذهنتان می‌شوید تا شاید دوباره خوابتان ببرد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; ساعت 7 صبح است. آماده می‌شوید که سریع منزل را به مقصد مکان مصاحبه مهمی که سه ماه منتظر قرار آن بوده‌اید ترک کنید. صدای زنگ پیامکتان باز هم شما را متعجب می‌کند. فکر می‌کنید شاید قرارتان لغو شده باشد. گوشی را نگاه کرده و متوجه می‌شوید که پیامک مربوط به تراکنش حساب بانکی شما است. همین دو هفته پیش بود که امکانات اینترنتی و پیامکی حساب بانکی خود را فعال کرده‌اید؛ اما فعلا از این همه امکانات متنوع فقط صبح به صبح آن هم ساعت 7، پیامکی درباره تراکنش روز گذشته حسابتان را دریافت می‌کنید.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; جلسه مورد نظر دو ساعت و نیم طول می‌کشد. در این مدت چندین بار گوشی‌تان که آن را روی حالت لرزاننده و در جیب بغلتان گذاشته‌اید شما را قلقلک می‌دهد. چون می‌دانید پیامک است به آن کاری ندارید تا بعد از جلسه. بعد از جلسه گوشی را نگاه کرده و متوجه دریافت چهار پیامک می‌شوید. یکی مربوط به خبر فیل هوا کردن فلان شرکت در پنجاهمین سالگرد تاسیسش است. دیگری مربوط به جوایز نفیس برای خریداران فلان ال‌سی‌دی. کنسرت گروهی تازه کار نیز شما را برای دیدن دعوت کرده و آخری هم مربوط به درخواست یکی از دوستان محل کار شما است مبنی بر خرید یک پاکت آبمیوه از سر راه.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; برداشت دوم&lt;br /&gt; به ساعات پایانی شب نزدیک می‌شوید. یک بررسی جزئی در گوشی‌تان می‌کنید و متوجه می‌شوید که فقط در یک روز گذشته نزدیک به 15 پیامک بی‌ربط تبلیغاتی دریافت کرده‌اید. با خود فکر می‌کنید که این شرکت‌ها به چه حقی به خود اجازه می‌دهند که وقت و بی‌وقت و با ارسال پیامک‌های بی‌محتوای خود رنجش خاطر شما را فراهم آورند. عصبانی هستید. با خود می‌گویید که این مخابرات هم با این کار برای خود دکانی باز کرده است چهار دهانه! تصمیم به ی&lt;br /&gt; ک شکایت جانانه می‌گیرد؛ اما از چه کسی نمی‌دانید. خب سوژه این هفته ردیف شد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; برداشت سوم&lt;br /&gt; صبح چند تماس می‌گیرید با مسوولان مربوطه در مخابرات و چند جای دیگر که از شانس شما همگی یا خاموش هستند یا در جلسه. به یاد گفت‌و‌‌گوی چند ماه پیش یکی از همین مسوولان می‌افتید که گفته بود مخابرات می‌تواند هر پیامکی را که می‌خواهد برای مشترکانش بفرستد و این مشترکان هستند که برای عدم دریافت این پیامک‌ها باید اقدام کنند!&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; با یکی از دوستانتان که در شغل وکالت مشغول است در همین رابطه گفت‌و‌‌گو می‌کنید. می‌گوید که طبیعتا این کار به نوعی مزاحمت تلقی می‌شود و چون مخابرات اسباب این مزاحمت را فراهم کرده به نوعی مجرم است؛ اما چون قانونی در این رابطه نداریم و چون مخابرات اعلام کرده که مشترکان می‌توانند تقاضای عدم دریافت پیامک تبلیغاتی را مطرح کنند جای هیچ شکایتی نمی‌ماند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; با هزار زحمت و پرس و جو می‌فهمید که باید به 09990 زنگ زده و تقاضای لغو ارسال پیامک‌های تبلیغاتی را نمایید. با شماره مذکور تماس می‌گیرد. صدایی ضبط شده ورود شما به این سیستم را خوش آمد گفته و شما را برای استفاده از خدمات خود راهنمایی می‌کند. در انتها وارد بخش مورد نظر که همان ارتباط با اپراتور است شده و به شما گفته می‌شود: «شما نفر 58 در صف هستید»! مستاصل و درمانده شده؛ اما از آنجایی که می‌خواهید یک بار برای همیشه از شر این مزاحمت‌ها خلاص شوید منتظر می‌شوید. چند دقیقه یک بار تعداد افراد در صف همانند سوهانی بر اعصاب شما مجددا اعلام شده و سرانجام بعد از 14 دقیقه نوبت به شما می‌رسد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt; «پاسخگوی شماره X بفرمایید». مشکل خود را با او درمیان می‌گذارید و با سردی و آرامي به شما پاسخ می‌دهد. از او می‌خواهید بلند‌تر صحبت کند. این بار با عصبانیت و صدایی در حد فریاد به شما می‌گوید: «آقای عزیز شماره پرونده‌ای را که روی سند موبایلتان درج است، بفرمایید تا این سرویس ظرف 48 ساعت بعد برای شما قطع شود.» دودستی بر سر می‌زنید. از یک طرف از نوع برخورد راهنما ناراحت شده و دوست دارید به او بگویید که چرا فریاد می‌زند. شما فقط درخواست کرده‌اید که کمی بلند‌تر حرف بزند و از طرف دیگر تصور اینکه کل کمد و وسایل را برای پیدا کردن سند موبایل حداقل تا سه هفته باید بگردید عذابتان می‌دهد و به مکالمه پایان می‌دهید.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; با یکی از دوستان خود در یکی از همین اپراتورهای تلفن همراه تماس می‌گیريد. از او می‌پرسید آیا واقعا ظرف 48 ساعت دیگر پیامک تبلیغاتی ارسال نمی‌شود؟ او هم پاسخ می‌دهد که صد در صد دیگر پیامک تبلیغاتی دریافت نخواهید کرد؛ اما چند مشکل وجود دارد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; از او در مورد مشکل‌ها سوال می‌کنید و همین طور که پاسخش را می‌شنوید گویا دنیا روی سرتان خراب می‌شود. به شما می‌گوید: ارسال پیامک‌های تبلیغاتی قانون دارد که یکی از آن‌ها به ساعت ارسال پیامک مربوط می‌شود. بر اساس این قانون اپرات
